بخش ۱ – سرآغاز : خداوندا در توفیق بگشای
بخش ۱۷ – به خواب دیدن خسرو نیای خویش انوشیروان را : چو آمد زلف شب در عطر رسائی
بخش ۲ – در توحید باری : به نام آنکه هستی نام ازو یافت
بخش ۱۸ – حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز : ندیمی خاص بودش نام شاپور
بخش ۳ – در استدلال نظر و توفیق شناخت : خبر داری که سیاحان افلاک
بخش ۱۹ – رفتن شاپور در ارمن به طلب شیرین : زمین بوسید شاپور سخندان
بخش ۴ – آمرزش خواستن : خدایا چون گل ما را سرشتی
بخش ۲۰ – نمودن شاپور صورت خسرو را بار اول : چو مشگین جعد شب را شانه کردند
بخش ۵ – در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم : محمد کافرینش هست خاکش
بخش ۶ – در سابقه نظم کتاب : چو طالع موکب دولت روان کرد