غزل شمارهٔ ۲۷ : شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج
غزل شمارهٔ ۲۸ : بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد
غزل شمارهٔ ۲۹ : بتان نخست چو در دلبری میان بستند
غزل شمارهٔ ۳۰ : با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند
غزل شمارهٔ ۱۵ : شب وصل است و با دلبر مرا لب بر لب است امشب
غزل شمارهٔ ۱۶ : چون شیشهٔ دل نه از ستم آسمان پر است
غزل شمارهٔ ۱ : سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را
غزل شمارهٔ ۱۷ : قاصد به خاک بر سر کویش فتاده کیست
غزل شمارهٔ ۲ : به گردون میرسد فریاد یارب یاربم شبها
غزل شمارهٔ ۱۸ : ز غمزه، چشم تو یک تیر در کمان نگذاشت