رباعی شمارهٔ ۳۳ : این ریخته خون من و صد همچو منی
رباعی شمارهٔ ۳۴ : ای خواجه که نان به زیردستان ندهی
رباعی شمارهٔ ۳۵ : افسوس که از همنفسان نیست کسی
رباعی شمارهٔ ۳۶ : هرچند که گلچهره و سیمین بدنی
رباعی شمارهٔ ۲۱ : ای در حرم و دیر ز تو صد آهنگ
رباعی شمارهٔ ۲۲ : آن گل که چو من هزار دارد بلبل
رباعی شمارهٔ ۷ : این تیغ که در کف آتشی سوزان است
رباعی شمارهٔ ۲۳ : اکنون که زمین شد ز بهاران همه گل
رباعی شمارهٔ ۸ : این تکیه که رشک گلستان ارم است
رباعی شمارهٔ ۲۴ : از جور بتی ز عمر خود سیر شدم