حکایت قطب الاولیاء سلطان بایزید قدس سره : سائلی بنشست پیش بایزید
حکایت درویش مسافر : بود درویشی مسافر ای غلام
حکایت ملاقات کردن حضرت عیسی با یحیی علیه السلام : در خبر دیدم که یحیی دائماً
مطلب در بینشانی : بینشان شو یک دم از یاد و نشان
غزل در بیان مقام انس با حق تعالی : انس چون بادوست باشد باد و آتش هم توئی
مقاله ارشاد کردن شیخ مریدان را : بعد لقمان شیخ محمد شد پدید
الحکایت و الرموز و شرح حال آن جوان که عزم کعبه کرد : بود برنائی بغایت ماهرو
الحکایت المفاتیح القلوب : یک صحابه بود در عهد رسول
ادامه : جملهٔ مردان ز خود فانی شدند
مطلب در اسرار توحید و رموز عشق : ای برادر غیر حق خود نیست کس