و له ایضاً : ای هشت بهشت یک نثار در تو
وله ایضاً : هر دل که ز لطف تو نشان یابد باز
وله ایضاً : ای خلق دو کون ذکر گویندهٔ تو
در مناجات شیخ بهلول و ختم کتاب : پادشاها ره نما این بنده را
فی الرباعیات در فنای عاشق : ای پاکی تو منزه از هر پاکی
و له ایضاً : در وصف تو عقل طبع دیوانه گرفت
در بیان منزل جمال وجلال حضرت احدیت عز اسمه : بعد از آن بینی جمالی با جلال
الحکایت الرموز و تتمهای از حالات شیخ لقمان و آمدن شیخی از بخارا بدیدن او : شیخ لقمان بود در عین وصال
در ترغیب سالک در سلوک : جهد کن ای دوست تا واصل شوی
رجوع به مطلب : هیبت حق جمله را یکسان کند