رباعی ۴۲ : * میپرسیدی که چیست این نقشِ مجاز،
رباعی ۴۳ : جامی است که عقل آفرین میزندش،
رباعی ۴۴ : اجزای پیالهای که درهم پیوست،
رباعی ۴۵ : عالَم اگر ازبهرِ تو میآرایند،
رباعی ۴۶ : از جملهٔ رفتگانِ این راهِ دراز،
رباعی ۴۷ : می خور که به زیرِ گِل بسی خواهی خفت،
رباعی ۴۸ : * پیری دیدم به خانهٔ خَمّاری،
رباعی ۳۵ : افسوس که نامهٔ جوانی طی شد،
رباعی ۳۶ : افسوس که سرمایه ز کَف بیرون شد،
رباعی ۳۷ : یکچند به کودکی به استاد شدیم؛