بخش ۶۳ – بیرون آمدن یوسف علیه السلام از زندان و گرامی داشتن پادشاه مر وی را و وفات کردن عزیز مصر و مبتلا شدن زلیخا به تنهایی و جدایی : درین دیر کهن رسمیست دیرین
بخش ۶۴ – در شرح حال زلیخا بعد از وفات عزیز مصر و استیلای محبت یوسف علیه السلام بر وی و ابتلای وی به محنت فراق : دلی کز دلبری ناشاد باشد
بخش ۶۵ – آمدن زلیخا به سر راه یوسف علیه السلام و از نی خانه ای ساختن تا از آواز گذشتن سپاه وی خرسندی یابد : زلیخا را ز تنهایی چو جان کاست
بخش ۶۶ – گرفتن زلیخا سر راه یوسف را و التفات نایافتن و بعد از آن به خانه رفتن و بت را شکستن و ایمان به خدای تعالی آوردن و پس بر سر راه وی آمدن و التفات یافتن : نداند عاشق بیدل قناعت
بخش ۶۷ – آمدن زلیخابه خلوتخانه یوسف علیه السلام و به دعای وی بینایی و جمال و جوانی را یافتن : ازان خوشتر چه باشد پیش عاشق
بخش ۶۸ – نکاح بستن یوسف علیه السلام زلیخا را به فرمان خدای تعالی و زفاف کردن با وی : چو فرمان یافت یوسف از خداوند
بخش ۶۹ – غلبه کردن محبت زلیخا بر یوسف علیه السلام و بنا کردن عبادتخانه از برای وی : به صدق آن کس که زد در عاشقی گام
بخش ۷۰ – خواب دیدن یوسف علیه السلام مادر و پدر را و از خدای تعالی وفات خود طلبیدن و اضطراب زلیخا : زهی حسرت که ناگه نیکبختی
بخش ۷۱ – وفات یافتن یوسف علیه السلام و هلاک شدن زلیخا از الم مفارقت وی : به دیگر روز یوسف بامدادان
بخش ۷۲ – شکایت از فلک پر نکایت که اژدهاوار گرد عالمیان حلقه کرده و همه را به دایره تصرف خود درآورده بر یکی زخم زند و بر دیگری زهر افکند نه هیچ از دست رفته را با وی دست ستیز و نه هیچ از پای افتاده را از وی پای گریز : فلک بر خویش پیچان اژدهاییست