بخش ۱۰ – در تمدح سلطانی که به موجب مدح السلطان یستنزل الامان مدحت او طیب زندگانی را ضمان است و مادح او از فوت امانی در امان : جهان یکسر چه ارواح و چه اجسام
بخش ۱۱ – در بیان آنکه هر یک از جمال و عشق مرغیست از آشیان وحدت پریده و بر شاخسار مظار کثرت آرمیده اگر نوای عزت معشوقیست از آنجاست و اگر ناله محنت عاشقیست هم از آنجاست : در آن خلوت که هستی بی نشان بود
بخش ۱۲ – نخل بیان فضیلت عشق بستن و شاخچه آغاز سبب نظم کتاب به آن پیوستن : دل فارغ ز درد عشق دل نیست
بخش ۱۳ – دسته گل از چمن فضایل سخن چیدن و رشته اتمام سبب کتاب بر آن پیچیدن : پس از پیری و عجز و ناتوانی
بخش ۱۴ – داستان شمع جمال یوسفی در شبستان غیب افروختن و پروانه دل آدم را به مشاهده فروغ آن سوختن : گهر سنجان دریای معانی