با دلبرم از زبان باد سحری

گل گفت نیایی به چمن درنگری

گفت آیم اگر تو جامه بر خود ندری

چون رنگ آری به خنده بیرون نبری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *