هر دل که ز سرِّ کار آگاهی داشت

درگوشه نشست ومنصبِ شاهی داشت

چون نیست ز نفسِ تو کسی دشمن تر

پس از که امیدِ دوستی خواهی داشت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *