آن مرغ که بود از می معنی مست

پرّید و دل اندر کرم مولی بست

گیرم که نداد دولت عقبی دست

آخر ز خیال رهزن دنیی رست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *