در عشق رخت چون رخ تو بیشم نیست

قربان تو گردم که جز این کیشم نیست

بردی دل من به زلف و بندش کردی

زانست که یک لحظه دل خویشم نیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *