رباعی شمارهٔ ۱ : باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ
رباعی شمارهٔ ۲ : یا رب به محمد و علی و زهرا
رباعی شمارهٔ ۳ : وصل تو کجا و من مهجور کجا
رباعی شمارهٔ ۴ : منصور حلاج آن نهنگ دریا
رباعی شمارهٔ ۵ : وا فریادا ز عشق وا فریادا
رباعی شمارهٔ ۶ : ای شیر سرافراز زبردست خدا
رباعی شمارهٔ ۷ : گفتم صنما لاله رخا دلدارا
رباعی شمارهٔ ۸ : گفتی که منم ماه نشابور سرا
رباعی شمارهٔ ۹ : هرگاه که بینی دو سه سرگردانرا
رباعی شمارهٔ ۱۰ : یا رب مکن از لطف پریشان ما را
رباعی شمارهٔ ۱۱ : گر بر در دیر مینشانی ما را
رباعی شمارهٔ ۱۲ : تا چند کشم غصهٔ هر ناکس را
رباعی شمارهٔ ۱۳ : پرسیدم ازو واسطهٔ هجران را
رباعی شمارهٔ ۱۴ : از زهد اگر مدد دهی ایمان را
رباعی شمارهٔ ۱۵ : تسبیح ملک را و صفا رضوان را
رباعی شمارهٔ ۱۶ : ای دوست دوا فرست بیماران را
رباعی شمارهٔ ۱۷ : دی شانه زد آن ماه خم گیسو را
رباعی شمارهٔ ۱۸ : در کعبه اگر دل سوی غیرست ترا
رباعی شمارهٔ ۱۹ : تا درد رسید چشم خونخوار ترا
رباعی شمارهٔ ۲۰ : در دیده به جای خواب آب است مرا
رباعی شمارهٔ ۲۱ : آن رشته که قوت روانست مرا
رباعی شمارهٔ ۲۲ : یا رب ز کرم دری برویم بگشا
رباعی شمارهٔ ۲۳ : ای دلبر ما مباش بی دل بر ما
رباعی شمارهٔ ۲۴ : آن عشق که هست جزء لاینفک ما
رباعی شمارهٔ ۲۵ : ای کرده غمت غارت هوش دل ما
رباعی شمارهٔ ۲۶ : مستغرق نیل معصیت جامهٔ ما
رباعی شمارهٔ ۲۷ : مهمان تو خواهم آمدن جانانا
رباعی شمارهٔ ۲۸ : من دوش دعا کردم و باد آمینا
رباعی شمارهٔ ۲۹ : گه میگردم بر آتش هجر کباب
رباعی شمارهٔ ۳۰ : در رفع حجب کوش نه در جمع کتب
رباعی شمارهٔ ۳۱ : بر تافت عنان صبوری از جان خراب
رباعی شمارهٔ ۳۲ : کارم همه ناله و خروشست امشب
رباعی شمارهٔ ۳۳ : از چرخ فلک گردش یکسان مطلب
رباعی شمارهٔ ۳۴ : بیطاعت حق بهشت و رضوان مطلب
رباعی شمارهٔ ۳۵ : ای ذات و صفات تو مبرا زعیوب
رباعی شمارهٔ ۳۶ : ای آینه حسن تو در صورت زیب
رباعی شمارهٔ ۳۷ : تا زلف تو شاه گشت و رخسار تو تخت
رباعی شمارهٔ ۳۸ : تا پای تو رنجه گشت و با درد بساخت
رباعی شمارهٔ ۳۹ : مجنون تو کوه را ز صحرا نشناخت
رباعی شمارهٔ ۴۰ : آنروز که آتش محبت افروخت
رباعی شمارهٔ ۴۱ : دیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت
رباعی شمارهٔ ۴۲ : عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیخت
رباعی شمارهٔ ۴۳ : شیرین دهنی که از لبش جان میریخت
رباعی شمارهٔ ۴۴ : عشق آمد و خاک محنتم بر سر ریخت
رباعی شمارهٔ ۴۵ : میرفتم و خون دل براهم میریخت
رباعی شمارهٔ ۴۶ : از کفر سر زلف وی ایمان میریخت
رباعی شمارهٔ ۴۷ : از نخل ترش بار چو باران میریخت
رباعی شمارهٔ ۴۸ : ایدل چو فراقش رگ جان بگشودت
رباعی شمارهٔ ۴۹ : آن یار که عهد دوستداری بشکست
رباعی شمارهٔ ۵۰ : از بار گنه شد تن مسکینم پست
رباعی شمارهٔ ۵۱ : از کعبه رهیست تا به مقصد پیوست
رباعی شمارهٔ ۵۲ : تیری ز کمانخانه ابروی تو جست
رباعی شمارهٔ ۵۳ : چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
رباعی شمارهٔ ۵۴ : دی طفلک خاک بیز غربال بدست
رباعی شمارهٔ ۵۵ : کردم توبه، شکستیش روز نخست
رباعی شمارهٔ ۵۶ : آزادی و عشق چون همی نامد راست
رباعی شمارهٔ ۵۷ : خیام تنت بخیمه میماند راست
رباعی شمارهٔ ۵۸ : هر چند بطاعت تو عصیان و خطاست
رباعی شمارهٔ ۵۹ : من بندهٔ عاصیم رضای تو کجاست
رباعی شمارهٔ ۶۰ : گر طالب راه حق شوی ره پیداست
رباعی شمارهٔ ۶۱ : غم عاشق سینهٔ بلا پرور ماست
رباعی شمارهٔ ۶۲ : ما کشتهٔ عشقیم و جهان مسلخ ماست
رباعی شمارهٔ ۶۳ : یا رب غم آنچه غیر تو در دل ماست
رباعی شمارهٔ ۶۴ : یاد تو شب و روز قرین دل ماست
رباعی شمارهٔ ۶۵ : گردون کمری ز عمر فرسودهٔ ماست
رباعی شمارهٔ ۶۶ : دوزخ شرری ز آتش سینهٔ ماست
رباعی شمارهٔ ۶۷ : عصیان خلایق ارچه صحرا صحراست
رباعی شمارهٔ ۶۸ : آن آتش سوزنده که عشقش لقبست
رباعی شمارهٔ ۶۹ : از ما همه عجز و نیستی مطلوبست
رباعی شمارهٔ ۷۰ : گویند دل آیینهٔ آیین عجبست
رباعی شمارهٔ ۷۱ : گر سبحهٔ صد دانه شماری خوبست
رباعی شمارهٔ ۷۲ : پیوسته ز من کشیده دامن دل تست
رباعی شمارهٔ ۷۳ : دل کیست که گویم از برای غم تست
رباعی شمارهٔ ۷۴ : ای دل غم عشق از برای من و تست
رباعی شمارهٔ ۷۵ : ناکامیم ای دوست ز خودکامی تست
رباعی شمارهٔ ۷۶ : اسرار ملک بین که بغول افتادست
رباعی شمارهٔ ۷۷ : ای حیدر شهسوار وقت مددست
رباعی شمارهٔ ۷۸ : عشقم که بهر رگم غمی پیوندست
رباعی شمارهٔ ۷۹ : نقاش رخت ز طعنها آسودست
رباعی شمارهٔ ۸۰ : در عالم اگر فلک اگر ماه و خورست
رباعی شمارهٔ ۸۱ : سوفسطایی که از خرد بیخبرست
رباعی شمارهٔ ۸۲ : پی در گاوست و گاو در کهسارست
رباعی شمارهٔ ۸۳ : ای برهمن آن عذار چون لاله پرست
رباعی شمارهٔ ۸۴ : آلودهٔ دنیا جگرش ریش ترست
رباعی شمارهٔ ۸۵ : یا رب سبب حیات حیوان بفرست
رباعی شمارهٔ ۸۶ : یا رب تو زمانه را دلیلی بفرست
رباعی شمارهٔ ۸۷ : ای خالق خلق رهنمایی بفرست
رباعی شمارهٔ ۸۸ : ما را به جز این جهان جهانی دگرست
رباعی شمارهٔ ۸۹ : سرمایهٔ عمر آدمی یک نفسست
رباعی شمارهٔ ۹۰ : گفتی که فلان ز یاد ما خاموشست
رباعی شمارهٔ ۹۱ : راه تو بهر روش که پویند خوشست
رباعی شمارهٔ ۹۲ : دل رفت بر کسیکه سیماش خوشست
رباعی شمارهٔ ۹۳ : دل بر سر عهد استوار خویشست
رباعی شمارهٔ ۹۴ : بر شکل بتان رهزن عشاق حقست
رباعی شمارهٔ ۹۵ : گریم زغم تو زار و گویی زرقست
رباعی شمارهٔ ۹۶ : گنجم چو گهر در دل گنجینه شکست
رباعی شمارهٔ ۹۷ : آنشب که مر از وصلت ای مه رنگست
رباعی شمارهٔ ۹۸ : دور از تو فضای دهر بر من تنگست
رباعی شمارهٔ ۹۹ : کردیم هر آن حیله که عقل آن دانست
رباعی شمارهٔ ۱۰۰ : نردیست جهان که بردنش باختنست
رباعی شمارهٔ ۱۰۱ : آواز در آمد بنگر یار منست
رباعی شمارهٔ ۱۰۲ : تا مهر ابوتراب دمساز منست
رباعی شمارهٔ ۱۰۳ : عشق تو بلای دل درویش منست
رباعی شمارهٔ ۱۰۴ : از گل طبقی نهاده کین روی منست
رباعی شمارهٔ ۱۰۵ : آنرا که فنا شیوه و فقر آیینست
رباعی شمارهٔ ۱۰۶ : دنیا به مثل چو کوزهٔ زرین است
رباعی شمارهٔ ۱۰۷ : دردیکه ز من جان بستاند اینست
رباعی شمارهٔ ۱۰۸ : ایزد که جهان به قبضهٔ قدرت اوست
رباعی شمارهٔ ۱۰۹ : چشمی دارم همه پر از دیدن دوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۰ : دنیا به جوی وفا ندارد ای دوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۱ : شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۲ : عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۳ : غازی بره شهادت اندر تک و پوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۴ : هر چند که آدمی ملک سیرت و خوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۵ : آنرا که حلال زادگی عادت و خوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۶ : عالم به خروش لااله الا هوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۷ : عنبر زلفی که ماه در چنبر اوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۸ : عقرب سر زلف یار و مه پیکر اوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۹ : زان میخوردم که روح پیمانهٔ اوست
رباعی شمارهٔ ۱۲۰ : آن مه که وفا و حسن سرمایهٔ اوست
رباعی شمارهٔ ۱۲۱ : بر ما در وصل بسته میدارد دوست
رباعی شمارهٔ ۱۲۲ : ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست
رباعی شمارهٔ ۱۲۳ : ای دوست ای دوست ای دوست ای دوست
رباعی شمارهٔ ۱۲۴ : ای خواجه ترا غم جمال ماهست
رباعی شمارهٔ ۱۲۵ : عارف که ز سر معرفت آگاهست
رباعی شمارهٔ ۱۲۶ : در کار کس ار قرار میباید هست
رباعی شمارهٔ ۱۲۷ : تا در نرسد وعدهٔ هر کار که هست
رباعی شمارهٔ ۱۲۸ : در درد شکی نیست که درمانی هست
رباعی شمارهٔ ۱۲۹ : با دل گفتم که ای دل احوال تو چیست
رباعی شمارهٔ ۱۳۰ : پرسید ز من کسیکه معشوق تو کیست
رباعی شمارهٔ ۱۳۱ : جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست
رباعی شمارهٔ ۱۳۲ : دیروز که چشم تو بمن در نگریست
رباعی شمارهٔ ۱۳۳ : عاشق نتواند که دمی بی غم زیست
رباعی شمارهٔ ۱۳۴ : گر مرده بوم بر آمده سالی بیست
رباعی شمارهٔ ۱۳۵ : میگفتم یار و میندانستم کیست
رباعی شمارهٔ ۱۳۶ : ای دل همه خون شوی شکیبایی چیست
رباعی شمارهٔ ۱۳۷ : اندر همه دشت خاوران گر خاریست
رباعی شمارهٔ ۱۳۸ : در بحر یقین که در تحقیق بسیست
رباعی شمارهٔ ۱۳۹ : رنج مردم ز پیشی و از بیشیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۰ : ما عاشق و عهد جان ما مشتاقیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۱ : گاهی چو ملایکم سر بندگیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۲ : چون حاصل عمر تو فریبی و دمیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۳ : دردا که درین سوز و گدازم کس نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۴ : در سینه کسی که راز پنهانش نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۵ : در کشور عشق جای آسایش نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۶ : افسوس که کس با خبر از دردم نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۷ : گفتار نکو دارم و کردارم نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۸ : هرگز المی چو فرقت جانان نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۹ : در هجرانم قرار میباید و نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۰ : گر کار تو نیکست به تدبیر تو نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۱ : از درد نشان مده که در جان تو نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۲ : جانا به زمین خاوران خاری نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۳ : اندر همه دشت خاوران سنگی نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۴ : سر تا سر دشت خاوران سنگی نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۵ : کبریست درین وهم که پنهانی نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۶ : دایم نه لوای عشرت افراشتنیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۷ : ای دیده نظر کن اگرت بیناییست
رباعی شمارهٔ ۱۵۸ : سیمابی شد هوا و زنگاری دشت
رباعی شمارهٔ ۱۵۹ : آنرا که قضا ز خیل عشاق نوشت
رباعی شمارهٔ ۱۶۰ : هان تا تو نبندی به مراعاتش پشت
رباعی شمارهٔ ۱۶۱ : از اهل زمانه عار میباید داشت
رباعی شمارهٔ ۱۶۲ : روزم به غم جهان فرسوده گذشت
رباعی شمارهٔ ۱۶۳ : افسوس که ایام جوانی بگذشت
رباعی شمارهٔ ۱۶۴ : سر سخن دوست نمییارم گفت
رباعی شمارهٔ ۱۶۵ : دل گر چه درین بادیه بسیار شتافت
رباعی شمارهٔ ۱۶۶ : آسان آسان ز خود امان نتوان یافت
رباعی شمارهٔ ۱۶۷ : آن دل که تو دیدهای زغم خون شد و رفت
رباعی شمارهٔ ۱۶۸ : از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت
رباعی شمارهٔ ۱۶۹ : دل عادت و خوی جنگجوی تو گرفت
رباعی شمارهٔ ۱۷۰ : آنی که ز جانم آرزوی تو نرفت
رباعی شمارهٔ ۱۷۱ : یار آمد و گفت خسته میدار دلت
رباعی شمارهٔ ۱۷۲ : علمی نه که از زمرهٔ انسان نهمت
رباعی شمارهٔ ۱۷۳ : صد شکر که گلشن صفا گشت تنت
رباعی شمارهٔ ۱۷۴ : دی زلف عبیر بیز عنبر سایت
رباعی شمارهٔ ۱۷۵ : ای قبلهٔ هر که مقبل آمد کویت
رباعی شمارهٔ ۱۷۶ : ای مقصد خورشید پرستان رویت
رباعی شمارهٔ ۱۷۷ : زنار پرست زلف عنبر بویت
رباعی شمارهٔ ۱۷۸ : گفتم چشمت گفت که بر مست مپیچ
رباعی شمارهٔ ۱۷۹ : گر درویشی مکن تصرف در هیچ
رباعی شمارهٔ ۱۸۰ : ای در تو عیانها و نهانها همه هیچ
رباعی شمارهٔ ۱۸۱ : ای با رخت انوار مه و خور همه هیچ
رباعی شمارهٔ ۱۸۲ : حمدا لک رب نجنی منک فلاح
رباعی شمارهٔ ۱۸۳ : رخسارهات تازه گل گلشن روح
رباعی شمارهٔ ۱۸۴ : بی شک الفست احد، ازو جوی مدد
رباعی شمارهٔ ۱۸۵ : گر درد کند پای تو ای حور نژاد
رباعی شمارهٔ ۱۸۶ : در سلسلهٔ عشق تو جان خواهم داد
رباعی شمارهٔ ۱۸۷ : هر راحت و لذتی که خلاق نهاد
رباعی شمارهٔ ۱۸۸ : در وصل زاندیشهٔ دوری فریاد
رباعی شمارهٔ ۱۸۹ : با کوی تو هر کرا سر و کار افتد
رباعی شمارهٔ ۱۹۰ : گر عشق دل مرا خریدار افتد
رباعی شمارهٔ ۱۹۱ : با علم اگر عمل برابر گردد
رباعی شمارهٔ ۱۹۲ : آن را که حدیث عشق در دل گردد
رباعی شمارهٔ ۱۹۳ : ما را نبود دلی که خرم گردد
رباعی شمارهٔ ۱۹۴ : دل از نظر تو جاودانی گردد
رباعی شمارهٔ ۱۹۵ : ای صافی دعوی ترا معنی درد
رباعی شمارهٔ ۱۹۶ : دردا که درین زمانهٔ پر غم و درد
رباعی شمارهٔ ۱۹۷ : فردا که به محشر اندر آید زن و مرد
رباعی شمارهٔ ۱۹۸ : دل صافی کن که حق به دل مینگرد
رباعی شمارهٔ ۱۹۹ : گویند که محتسب گمانی ببرد
رباعی شمارهٔ ۲۰۰ : من زنده و کس بر آستانت گذرد
رباعی شمارهٔ ۲۰۱ : از چهرهٔ عاشقانهام زر بارد
رباعی شمارهٔ ۲۰۲ : از دفتر عشق هر که فردی دارد
رباعی شمارهٔ ۲۰۳ : طالع سر عافیت فروشی دارد
رباعی شمارهٔ ۲۰۴ : دل وقت سماع بوی دلدار برد
رباعی شمارهٔ ۲۰۵ : گل از تو چراغ حسن در گلشن برد
رباعی شمارهٔ ۲۰۶ : شادم بدمی کز آرزویت گذرد
رباعی شمارهٔ ۲۰۷ : گر پنهان کرد عیب و گر پیدا کرد
رباعی شمارهٔ ۲۰۸ : گفتار دراز مختصر باید کرد
رباعی شمارهٔ ۲۰۹ : دردا که همه روی به ره باید کرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۰ : قدت قدم زبار محنت خم کرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۱ : من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۲ : از واقعهای ترا خبر خواهم کرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۳ : آن دشمن دوست بود دیدی که چه کرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۴ : جمعیت خلق را رها خواهی کرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۵ : خرم دل آنکه از ستم آه نکرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۶ : عاشق چو شوی تیغ به سر باید خورد
رباعی شمارهٔ ۲۱۷ : عارف بچنین روز کناری گیرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۸ : من صرفه برم که بر صفم اعدا زد
رباعی شمارهٔ ۲۱۹ : حورا به نظارهٔ نگارم صف زد
رباعی شمارهٔ ۲۲۰ : گر غره به عمری به تبی برخیزد
رباعی شمارهٔ ۲۲۱ : خواهی که ترا دولت ابرار رسد
رباعی شمارهٔ ۲۲۲ : این گیدی گبر از کجا پیدا شد
رباعی شمارهٔ ۲۲۳ : دلخسته و سینه چاک میباید شد
رباعی شمارهٔ ۲۲۴ : از شبنم عشق خاک آدم گل شد
رباعی شمارهٔ ۲۲۵ : تا ولولهٔ عشق تو در گوشم شد
رباعی شمارهٔ ۲۲۶ : انواع خطا گر چه خدا میبخشد
رباعی شمارهٔ ۲۲۷ : از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
رباعی شمارهٔ ۲۲۸ : صوفی به سماع دست از آن افشاند
رباعی شمارهٔ ۲۲۹ : کی حال فتاده هرزه گردی داند
رباعی شمارهٔ ۲۳۰ : این عمر به ابر نوبهاران ماند
رباعی شمارهٔ ۲۳۱ : اسرار وجود خام و ناپخته بماند
رباعی شمارهٔ ۲۳۲ : چرخ و مه و مهر در تمنای تواند
رباعی شمارهٔ ۲۳۳ : آنها که ز معبود خبر یافتهاند
رباعی شمارهٔ ۲۳۴ : زان پیش که طاق چرخ اعلا زدهاند
رباعی شمارهٔ ۲۳۵ : آن روز که نور بر ثریا بستند
رباعی شمارهٔ ۲۳۶ : آنروز که نقش کوه و هامون بستند
رباعی شمارهٔ ۲۳۷ : قومی ز خیال در غرور افتادند
رباعی شمارهٔ ۲۳۸ : در تکیه قلندران چو بنگم دادند
رباعی شمارهٔ ۲۳۹ : هوشم نه موافقان و خویشان بردند
رباعی شمارهٔ ۲۴۰ : در دیر شدم ماحضری آوردند
رباعی شمارهٔ ۲۴۱ : سبزی بهشت و نوبهار از تو برند
رباعی شمارهٔ ۲۴۲ : مردان خدا ز خاکدان دگرند
رباعی شمارهٔ ۲۴۳ : یارم همه نیش بر سر نیش زند
رباعی شمارهٔ ۲۴۴ : آن کس که به کوه ظلم خرگاه زند
رباعی شمارهٔ ۲۴۵ : خوبان همه صید صبح خیزان باشند
رباعی شمارهٔ ۲۴۶ : در مدرسه اسباب عمل میبخشند
رباعی شمارهٔ ۲۴۷ : عاشق همه دم فکر غم دوست کند
رباعی شمارهٔ ۲۴۸ : نقاش اگر ز موی پرگار کند
رباعی شمارهٔ ۲۴۹ : با شیر و پلنگ هر که آمیز کند
رباعی شمارهٔ ۲۵۰ : خواهی که خدا کار نکو با تو کند
رباعی شمارهٔ ۲۵۱ : زان خوبتری که کس خیال تو کند
رباعی شمارهٔ ۲۵۲ : عاشق که تواضع ننماید چه کند
رباعی شمارهٔ ۲۵۳ : دل گر ره عشق او نپوید چه کند
رباعی شمارهٔ ۲۵۴ : نی دیده بود که جستجویش نکند
رباعی شمارهٔ ۲۵۵ : در چنگ غم تو دل سرودی نکند
رباعی شمارهٔ ۲۵۶ : ای باد ! به خاک مصطفایت سوگند
رباعی شمارهٔ ۲۵۷ : درویشانند هر چه هست ایشانند
رباعی شمارهٔ ۲۵۸ : گر عدل کنی بر جهانت خوانند
رباعی شمارهٔ ۲۵۹ : گه زاهد تسبیح به دستم خوانند
رباعی شمارهٔ ۲۶۰ : شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
رباعی شمارهٔ ۲۶۱ : مردان رهش میل به هستی نکنند
رباعی شمارهٔ ۲۶۲ : خلقان تو ای جلال گوناگونند
رباعی شمارهٔ ۲۶۳ : مردان تو دل به مهر گردون ننهند
رباعی شمارهٔ ۲۶۴ : دشمن چو به ما درنگرد بد بیند
رباعی شمارهٔ ۲۶۵ : کامل ز یکی هنر ده و صد بیند
رباعی شمارهٔ ۲۶۶ : در عشق تو گاه بت پرستم گویند
رباعی شمارهٔ ۲۶۷ : اول رخ خود به ما نبایست نمود
رباعی شمارهٔ ۲۶۸ : اول که مرا عشق نگارم بربود
رباعی شمارهٔ ۲۶۹ : رفتم به کلیسیای ترسا و یهود
رباعی شمارهٔ ۲۷۰ : ز اول ره عشق تو مرا سهل نمود
رباعی شمارهٔ ۲۷۱ : آنروز که بنده آوریدی به وجود
رباعی شمارهٔ ۲۷۲ : فردا که زوال شش جهت خواهد بود
رباعی شمارهٔ ۲۷۳ : گر ملک تو شام و گر یمن خواهد بود
رباعی شمارهٔ ۲۷۴ : گویند به حشر گفتگو خواهد بود
رباعی شمارهٔ ۲۷۵ : عاشق که غمش بر همه کس ظاهر بود
رباعی شمارهٔ ۲۷۶ : آن کس که زروی علم و دین اهل بود
رباعی شمارهٔ ۲۷۷ : زان ناله که در بستر غم دوشم بود
رباعی شمارهٔ ۲۷۸ : هر چند که جان عارف آگاه بود
رباعی شمارهٔ ۲۷۹ : دوشم به طرب بود نه دلتنگی بود
رباعی شمارهٔ ۲۸۰ : بخشای بر آنکه جز تو یارش نبود
رباعی شمارهٔ ۲۸۱ : آن وقت که این انجم و افلاک نبود
رباعی شمارهٔ ۲۸۲ : جایی که تو باشی اثر غم نبود
رباعی شمارهٔ ۲۸۳ : عاشق به یقین دان که مسلمان نبود
رباعی شمارهٔ ۲۸۴ : نه کس که زجور دهر افسرده نبود
رباعی شمارهٔ ۲۸۵ : چندانکه به کوی سلمه تارست و پود
رباعی شمارهٔ ۲۸۶ : هر کو ز در عمر درآید برود
رباعی شمارهٔ ۲۸۷ : عاشق که غم جان خرابش نرود
رباعی شمارهٔ ۲۸۸ : در دل چو کجیست روی بر خاک چه سود
رباعی شمارهٔ ۲۸۹ : در دل همه شرک و روی بر خاک چه سود
رباعی شمارهٔ ۲۹۰ : روزی که چراغ عمر خاموش شود
رباعی شمارهٔ ۲۹۱ : گر دشمن مردان همگی حرق شود
رباعی شمارهٔ ۲۹۲ : گفتی که شب آیم ارچه بیگاه شود
رباعی شمارهٔ ۲۹۳ : یا رب برهانیم ز حرمان چه شود
رباعی شمارهٔ ۲۹۴ : آن رشته که بر لعل لبت سوده شود
رباعی شمارهٔ ۲۹۵ : روزی که جمال دلبرم دیده شود
رباعی شمارهٔ ۲۹۶ : تا مرد به تیغ عشق بی سر نشود
رباعی شمارهٔ ۲۹۷ : تا دل ز علایق جهان حر نشود
رباعی شمارهٔ ۲۹۸ : هرگز دلم از یاد تو غافل نشود
رباعی شمارهٔ ۲۹۹ : تا مدرسه و مناره ویران نشود
رباعی شمارهٔ ۳۰۰ : یک ذره زحد خویش بیرون نشود
رباعی شمارهٔ ۳۰۱ : دلبر دل خسته رایگان میخواهد
رباعی شمارهٔ ۳۰۲ : ار کشتن من دو چشم مستت خواهد
رباعی شمارهٔ ۳۰۳ : دل وصل تو ای مهر گسل میخواهد
رباعی شمارهٔ ۳۰۴ : یک نیم رخت الست منکم ببعید
رباعی شمارهٔ ۳۰۵ : آورد صبا گلی ز گلزار امید
رباعی شمارهٔ ۳۰۶ : گوشم چو حدیث درد چشم تو شنید
رباعی شمارهٔ ۳۰۷ : هر چند که دیده روی خوب تو ندید
رباعی شمارهٔ ۳۰۸ : معشوقهٔ خانگی به کاری ناید
رباعی شمارهٔ ۳۰۹ : یاد تو کنم دلم به فریاد آید
رباعی شمارهٔ ۳۱۰ : در باغ روم کوی توام یاد آید
رباعی شمارهٔ ۳۱۱ : پیریم ولی چو عشق را ساز آید
رباعی شمارهٔ ۳۱۲ : در دوزخم ار زلف تو در چنگ آید
رباعی شمارهٔ ۳۱۳ : ای خواجه ز فکر گور غم میباید
رباعی شمارهٔ ۳۱۴ : چشمی به سحاب همنشین میباید
رباعی شمارهٔ ۳۱۵ : ای عشق به درد تو سری میباید
رباعی شمارهٔ ۳۱۶ : آسان گل باغ مدعا نتوان چید
رباعی شمارهٔ ۳۱۷ : جانم به لب از لعل خموش تو رسید
رباعی شمارهٔ ۳۱۸ : گلزار وفا ز خار من میروید
رباعی شمارهٔ ۳۱۹ : یا رب بدو نور دیدهٔ پیغمبر
رباعی شمارهٔ ۳۲۰ : تا چند حدیث قامت و زلف نگار
رباعی شمارهٔ ۳۲۱ : چشمم که نداشت تاب نظارهٔ یار
رباعی شمارهٔ ۳۲۲ : سر رشته دولت ای برادر به کف آر
رباعی شمارهٔ ۳۲۳ : هر در که ز بحر اشکم افتد به کنار
رباعی شمارهٔ ۳۲۴ : یا رب بگشا گره ز کار من زار
رباعی شمارهٔ ۳۲۵ : بستان رخ تو گلستان آرد بار
رباعی شمارهٔ ۳۲۶ : گفتم: چشمم، گفت: براهش میدار
رباعی شمارهٔ ۳۲۷ : یا رب در دل به غیر خود جا مگذار
رباعی شمارهٔ ۳۲۸ : ناقوس نواز گر ز من دارد عار
رباعی شمارهٔ ۳۲۹ : با یار موافق آشنایی خوشتر
رباعی شمارهٔ ۳۳۰ : یا رب به کرم بر من درویش نگر
رباعی شمارهٔ ۳۳۱ : لذات جهان چشیده باشی همه عمر
رباعی شمارهٔ ۳۳۲ : امروز منم به زور بازو مغرور
رباعی شمارهٔ ۳۳۳ : ای پشت تو گرم کرده سنجاب و سمور
رباعی شمارهٔ ۳۳۴ : ای در طلب تو عالمی در شر و شور
رباعی شمارهٔ ۳۳۵ : خورشید چو بر فلک زند رایت نور
رباعی شمارهٔ ۳۳۶ : گر دور فتادم از وصالت به ضرور
رباعی شمارهٔ ۳۳۷ : هر لقمه که بر خوان عوانست مخور
رباعی شمارهٔ ۳۳۸ : در بارگه جلالت ای عذر پذیر
رباعی شمارهٔ ۳۳۹ : در بزم تو ای شوخ منم زار و اسیر
رباعی شمارهٔ ۳۴۰ : شمشیر بود ابروی آن بدر منیر
رباعی شمارهٔ ۳۴۱ : مجنون و پریشان توام دستم گیر
رباعی شمارهٔ ۳۴۲ : ای فضل تو دستگیر من، دستم گیر
رباعی شمارهٔ ۳۴۳ : گفتم که: دلم، گفت: کبابی کم گیر
رباعی شمارهٔ ۳۴۴ : آگاه بزی ای دل و آگاه بمیر
رباعی شمارهٔ ۳۴۵ : تا روی ترا بدیدم ای شمع تراز
رباعی شمارهٔ ۳۴۶ : در خدمت تو چو صرف شد عمر دراز
رباعی شمارهٔ ۳۴۷ : در هر سحری با تو همی گویم راز
رباعی شمارهٔ ۳۴۸ : من بودم دوش و آن بت بنده نواز
رباعی شمارهٔ ۳۴۹ : ای سر تو در سینه هر محرم راز
رباعی شمارهٔ ۳۵۰ : گر چشم تو در مقام ناز آید باز
رباعی شمارهٔ ۳۵۱ : دل جز ره عشق تو نپوید هرگز
رباعی شمارهٔ ۳۵۲ : دانی که مرا یار چه گفتست امروز
رباعی شمارهٔ ۳۵۳ : جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روز
رباعی شمارهٔ ۳۵۴ : دل خسته و جان فگار و مژگان خونریز
رباعی شمارهٔ ۳۵۵ : الله، به فریاد من بی کس رس
رباعی شمارهٔ ۳۵۶ : ای جملهٔ بی کسان عالم را کس
رباعی شمارهٔ ۳۵۷ : نوروز شد و جهان برآورد نفس
رباعی شمارهٔ ۳۵۸ : دارم دلکی غمین بیامرز و مپرس
رباعی شمارهٔ ۳۵۹ : در دل دردیست از تو پنهان که مپرس
رباعی شمارهٔ ۳۶۰ : ای شوق تو در مذاق چندانکه مپرس
رباعی شمارهٔ ۳۶۱ : شاها ز دعای مرد آگاه بترس
رباعی شمارهٔ ۳۶۲ : اندر صف دوستان ما باش و مترس
رباعی شمارهٔ ۳۶۳ : ای آینهٔ ذات تو ذات همه کس
رباعی شمارهٔ ۳۶۴ : ای واقف اسرار ضیمر همه کس
رباعی شمارهٔ ۳۶۵ : تا در نزنی به هرچه داری آتش
رباعی شمارهٔ ۳۶۶ : چون ذات تو منفی بود ای صاحب هش
رباعی شمارهٔ ۳۶۷ : چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش
رباعی شمارهٔ ۳۶۸ : در میدان آ با سپر و ترکش باش
رباعی شمارهٔ ۳۶۹ : گر قرب خدا میطلبی دلجو باش
رباعی شمارهٔ ۳۷۰ : شاهیطلبی برو گدای همه باش
رباعی شمارهٔ ۳۷۱ : چون شب برسد ز صبح خیزان میباش
رباعی شمارهٔ ۳۷۲ : از قد بلند یار و زلف پستش
رباعی شمارهٔ ۳۷۳ : دل جای تو شد و گر نه پر خون کنمش
رباعی شمارهٔ ۳۷۴ : سودای توام در جنون می زد دوش
رباعی شمارهٔ ۳۷۵ : دارم گنهان ز قطره باران بیش
رباعی شمارهٔ ۳۷۶ : در خانه خود نشسته بودم دلریش
رباعی شمارهٔ ۳۷۷ : شوخی که به دیده بود دایم جایش
رباعی شمارهٔ ۳۷۸ : آتش بدو دست خویش بر خرمن خویش
رباعی شمارهٔ ۳۷۹ : پیوسته مرا ز خالق جسم و عرض
رباعی شمارهٔ ۳۸۰ : ای بر سر حرف این و آن نازده خط
رباعی شمارهٔ ۳۸۱ : گشتی به وقوف بر مواقف قانع
رباعی شمارهٔ ۳۸۲ : کی باشد و کی لباس هستی شده شق
رباعی شمارهٔ ۳۸۳ : دل کرد بسی نگاه در دفتر عشق
رباعی شمارهٔ ۳۸۴ : بر عود دلم نواخت یک زمزمه عشق
رباعی شمارهٔ ۳۸۵ : ما را شدهاست دین و آیین همه عشق
رباعی شمارهٔ ۳۸۶ : خلقان همه بر درگهت ای خالق پاک
رباعی شمارهٔ ۳۸۷ : دامان غنای عشق پاک آمد پاک
رباعی شمارهٔ ۳۸۸ : گر فضل کنی ندارم از عالم باک
رباعی شمارهٔ ۳۸۹ : یا من بک حاجتی و روحی بیدیک
رباعی شمارهٔ ۳۹۰ : بر چهره ندارم زمسلمانی رنگ
رباعی شمارهٔ ۳۹۱ : تا شیر بدم شکار من بود پلنگ
رباعی شمارهٔ ۳۹۲ : در عشق تو ای نگار پر کینه و جنگ
رباعی شمارهٔ ۳۹۳ : دستی که زدی به ناز در زلف تو چنگ
رباعی شمارهٔ ۳۹۴ : پرسید کسی منزل آن مهر گسل
رباعی شمارهٔ ۳۹۵ : درماند کسی که بست در خوبان دل
رباعی شمارهٔ ۳۹۶ : شیدای ترا روح مقدس منزل
رباعی شمارهٔ ۳۹۷ : ای عهد تو عهد دوستان سر پل
رباعی شمارهٔ ۳۹۸ : در باغ کجا روم که نالد بلبل
رباعی شمارهٔ ۳۹۹ : هر نعت که از قبیل خیرست و کمال
رباعی شمارهٔ ۴۰۰ : ای چارده ساله مه که در حسن و جمال
رباعی شمارهٔ ۴۰۱ : میرست زدشت خاوران لالهٔ آل
رباعی شمارهٔ ۴۰۲ : یا رب به علی بن ابی طالب و آل
رباعی شمارهٔ ۴۰۳ : گر با غم عشق سازگار آید دل
رباعی شمارهٔ ۴۰۴ : هر جا که وجود کرده سیرست ای دل
رباعی شمارهٔ ۴۰۵ : چندت گفتم که دیده بردوز ای دل
رباعی شمارهٔ ۴۰۶ : در عشق چه به ز بردباری ای دل
رباعی شمارهٔ ۴۰۷ : با خود در وصل تو گشودن مشکل
رباعی شمارهٔ ۴۰۸ : با اهل زمانه آشنایی مشکل
رباعی شمارهٔ ۴۰۹ : بر لوح عدم لوایح نور قدم
رباعی شمارهٔ ۴۱۰ : گر پاره کنی مرا ز سر تا به قدم
رباعی شمارهٔ ۴۱۱ : من دانگی و نیم داشتم حبهٔ کم
رباعی شمارهٔ ۴۱۲ : از گردش افلاک و نفاق انجم
رباعی شمارهٔ ۴۱۳ : هم در ره معرفت بسی تاختهام
رباعی شمارهٔ ۴۱۴ : حک کردنی است آنچه بنگاشتهام
رباعی شمارهٔ ۴۱۵ : بستم دم مار و دم عقرب بستم
رباعی شمارهٔ ۴۱۶ : گر من گنه جمله جهان کردستم
رباعی شمارهٔ ۴۱۷ : تب را شبخون زدم در آتش کشتم
رباعی شمارهٔ ۴۱۸ : دیریست که تیر فقر را آماجم
رباعی شمارهٔ ۴۱۹ : رنجورم و در دل از تو دارم صد غم
رباعی شمارهٔ ۴۲۰ : هر چند به صورت از تو دور افتادم
رباعی شمارهٔ ۴۲۱ : دی بر سر گور ذله غارت گردم
رباعی شمارهٔ ۴۲۲ : یا رب من اگر گناه بی حد کردم
رباعی شمارهٔ ۴۲۳ : تا چند به گرد سر ایمان گردم
رباعی شمارهٔ ۴۲۴ : عودم چو نبود چوب بید آوردم
رباعی شمارهٔ ۴۲۵ : اندوه تو از دل حزین میدزدم
رباعی شمارهٔ ۴۲۶ : گر خاک تویی خاک ترا خاک شدم
رباعی شمارهٔ ۴۲۷ : اندر طلب یار چو مردانه شدم
رباعی شمارهٔ ۴۲۸ : آنان که به نام نیک میخوانندم
رباعی شمارهٔ ۴۲۹ : چونان شدهام که دید نتوانندم
رباعی شمارهٔ ۴۳۰ : گر خلق چنانکه من منم دانندم
رباعی شمارهٔ ۴۳۱ : آن دم که حدیث عاشقی بشنودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۲ : عمری به هوس باد هوی پیمودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۳ : من از تو جدا نبودهام تا بودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۴ : هرگز نبود شکست کس مقصودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۵ : در وصل تو پیوسته به گلشن بودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۶ : در کوی تو من سوخته دامن بودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۷ : یک چند دویدم و قدم فرسودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۸ : ز آمیزش جان و تن تویی مقصودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۹ : در خواب جمال یار خود میدیدم
رباعی شمارهٔ ۴۴۰ : روزی ز پی گلاب میگردیدم
رباعی شمارهٔ ۴۴۱ : دیشب که بکوی یار میگردیدم
رباعی شمارهٔ ۴۴۲ : گر در سفرم تویی رفیق سفرم
رباعی شمارهٔ ۴۴۳ : از هجر تو ای نگار اندر نارم
رباعی شمارهٔ ۴۴۴ : گر دست تضرع به دعا بردارم
رباعی شمارهٔ ۴۴۵ : یا رب چو به وحدتت یقین میدارم
رباعی شمارهٔ ۴۴۶ : از خاک درت رخت اقامت نبرم
رباعی شمارهٔ ۴۴۷ : آزرده ترم گر چه کم آزار ترم
رباعی شمارهٔ ۴۴۸ : جهدی بکنم که دل زجان برگیرم
رباعی شمارهٔ ۴۴۹ : ساقی اگرم می ندهی میمیرم
رباعی شمارهٔ ۴۵۰ : نه از سر کار با خلل میترسم
رباعی شمارهٔ ۴۵۱ : تا ظن نبری کز آن جهان میترسم
رباعی شمارهٔ ۴۵۲ : مشهود و خفی چو گنج دقیانوسم
رباعی شمارهٔ ۴۵۳ : عیبم مکن ای خواجه اگر می نوشم
رباعی شمارهٔ ۴۵۴ : یا رب ز گناه زشت خود منفعلم
رباعی شمارهٔ ۴۵۵ : یک روز بیوفتی تو در میدانم
رباعی شمارهٔ ۴۵۶ : از جملهٔ دردهای بی درمانم
رباعی شمارهٔ ۴۵۷ : زان دم که قرین محنت وافغانم
رباعی شمارهٔ ۴۵۸ : بیمهری آن بهانهجو میدانم
رباعی شمارهٔ ۴۵۹ : رویت بینم چو چشم را باز کنم
رباعی شمارهٔ ۴۶۰ : عشق تو ز خاص و عام پنهان چه کنم
رباعی شمارهٔ ۴۶۱ : بی روی تو رای استقامت نکنم
رباعی شمارهٔ ۴۶۲ : از بیم رقیب طوف کویت نکنم
رباعی شمارهٔ ۴۶۳ : با چشم تو یاد نرگستر نکنم
رباعی شمارهٔ ۴۶۴ : با درد تو اندیشهٔ درمان نکنم
رباعی شمارهٔ ۴۶۵ : یادت کنم ار شاد و اگر غمگینم
رباعی شمارهٔ ۴۶۶ : آن بخت ندارم که به کامت بینم
رباعی شمارهٔ ۴۶۷ : تا بردی ازین دیار تشریف قدوم
رباعی شمارهٔ ۴۶۸ : غمناکم و از کوی تو با غم نروم
رباعی شمارهٔ ۴۶۹ : هر چند گهی زعشق بیگانه شوم
رباعی شمارهٔ ۴۷۰ : یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم
رباعی شمارهٔ ۴۷۱ : هیهات که باز بوی می میشنوم
رباعی شمارهٔ ۴۷۲ : دانی که چها چها چها میخواهم
رباعی شمارهٔ ۴۷۳ : ای دوست طواف خانهات میخواهم
رباعی شمارهٔ ۴۷۴ : نی باغ به بستان نه چمن میخواهم
رباعی شمارهٔ ۴۷۵ : سرمایهٔ غم ز دست آسان ندهم
رباعی شمارهٔ ۴۷۶ : در کوی تو سر در سر خنجر بنهم
رباعی شمارهٔ ۴۷۷ : دارم ز خدا خواهش جنات نعیم
رباعی شمارهٔ ۴۷۸ : دی تازه گلی ز گلشن آورد نسیم
رباعی شمارهٔ ۴۷۹ : ما بین دو عین یار از نون تا میم
رباعی شمارهٔ ۴۸۰ : با یاد تو با دیدهٔ تر میآیم
رباعی شمارهٔ ۴۸۱ : چون دایره ما ز پوست پوشان توایم
رباعی شمارهٔ ۴۸۲ : هر چند زکار خود خبردار نهایم
رباعی شمارهٔ ۴۸۳ : افسوس که ما عاقبت اندیش نهایم
رباعی شمارهٔ ۴۸۴ : مادر ره سودای تو منزل کردیم
رباعی شمارهٔ ۴۸۵ : هر چند که دل به وصل شادان کردیم
رباعی شمارهٔ ۴۸۶ : ما طی بساط ملک هستی کردیم
رباعی شمارهٔ ۴۸۷ : جانا من و تو نمونهٔ پرگاریم
رباعی شمارهٔ ۴۸۸ : ما با می و مستی سر تقوی داریم
رباعی شمارهٔ ۴۸۹ : شمعم که همه نهان فرو میگریم
رباعی شمارهٔ ۴۹۰ : ما جز به غم عشق تو سر نفرازیم
رباعی شمارهٔ ۴۹۱ : در مصطبها درد کشان ما باشیم
رباعی شمارهٔ ۴۹۲ : یک جو غم ایام نداریم خوشیم
رباعی شمارهٔ ۴۹۳ : ببرید ز من نگار هم خانگیم
رباعی شمارهٔ ۴۹۴ : من لایق عشق و درد عشق تو نیم
رباعی شمارهٔ ۴۹۵ : ما قبلهٔ طاعت آن دو رو میدانیم
رباعی شمارهٔ ۴۹۶ : در حضرت پادشاه دوران ماییم
رباعی شمارهٔ ۴۹۷ : افتاده منم به گوشهٔ بیت حزن
رباعی شمارهٔ ۴۹۸ : ای دوست ترا به جملگی گشتم من
رباعی شمارهٔ ۴۹۹ : بگریختم از عشق تو ای سیمین تن
رباعی شمارهٔ ۵۰۰ : فریاد ز دست فلک بی سر و بن
رباعی شمارهٔ ۵۰۱ : ای خالق ذوالجلال وحی رحمان
رباعی شمارهٔ ۵۰۲ : جانست و زبانست زبان دشمن جان
رباعی شمارهٔ ۵۰۳ : چندین چه زنی نظاره گرد میدان
رباعی شمارهٔ ۵۰۴ : رفتم به طبیب و گفتم از درد نهان
رباعی شمارهٔ ۵۰۵ : رویت دریای حسن و لعلت مرجان
رباعی شمارهٔ ۵۰۶ : فریاد و فغان که باز در کوی مغان
رباعی شمارهٔ ۵۰۷ : هستی به صفاتی که درو بود نهان
رباعی شمارهٔ ۵۰۸ : آن دوست که هست عشق او دشمن جان
رباعی شمارهٔ ۵۰۹ : یا رب ز قناعتم توانگر گردان
رباعی شمارهٔ ۵۱۰ : یا رب زدو کون بینیازم گردان
رباعی شمارهٔ ۵۱۱ : یا رب ز کمال لطف خاصم گردان
رباعی شمارهٔ ۵۱۲ : در درویشی هیچ کم و بیش مدان
رباعی شمارهٔ ۵۱۳ : دارم گله از درد نه چندان چندان
رباعی شمارهٔ ۵۱۴ : دنیا گذران، محنت دنیا گذران
رباعی شمارهٔ ۵۱۵ : یا رب تو مرا به یار دمساز رسان
رباعی شمارهٔ ۵۱۶ : بر گوش دلم ز غیب آواز رسان
رباعی شمارهٔ ۵۱۷ : قومی که حقست قبلهٔ همتشان
رباعی شمارهٔ ۵۱۸ : فریاد ز شب روی و شب رنگیشان
رباعی شمارهٔ ۵۱۹ : رخسار تو بی نقاب دیدن نتوان
رباعی شمارهٔ ۵۲۰ : بحریست وجود جاودان موج زنان
رباعی شمارهٔ ۵۲۱ : با گلرخ خویش گفتم: ای غنچه دهان
رباعی شمارهٔ ۵۲۲ : حاصل زدر تو دایما کام جهان
رباعی شمارهٔ ۵۲۳ : بنگر به جهان سر الهی پنهان
رباعی شمارهٔ ۵۲۴ : چون حق به تفاصیل شئون گشت بیان
رباعی شمارهٔ ۵۲۵ : سودت نکند به خانه در بنشستن
رباعی شمارهٔ ۵۲۶ : پل بر زبر محیط قلزم بستن
رباعی شمارهٔ ۵۲۷ : از ساحت دل غبار کثرت رفتن
رباعی شمارهٔ ۵۲۸ : عشق آن صفتی نیست که بتوان گفتن
رباعی شمارهٔ ۵۲۹ : از باده بروی شیخ رنگ آوردن
رباعی شمارهٔ ۵۳۰ : تا لعل تو دلفروز خواهد بودن
رباعی شمارهٔ ۵۳۱ : سهلست مرا بر سر خنجر بودن
رباعی شمارهٔ ۵۳۲ : دنیا نسزد ازو مشوش بودن
رباعی شمارهٔ ۵۳۳ : در راه خدا حجاب شد یک سو زن
رباعی شمارهٔ ۵۳۴ : یا رب تو زخواب ناز بیدارش کن
رباعی شمارهٔ ۵۳۵ : یک لحظه چراغ آرزوهاپف کن
رباعی شمارهٔ ۵۳۶ : خواهی که کسی شوی زهستی کم کن
رباعی شمارهٔ ۵۳۷ : یا رب تو به فضل مشکلم آسان کن
رباعی شمارهٔ ۵۳۸ : یا رب نظری بر من سرگردان کن
رباعی شمارهٔ ۵۳۹ : ای غم گذری به کوی بدنامان کن
رباعی شمارهٔ ۵۴۰ : ای نه دلهٔ ده دله هر ده یله کن
رباعی شمارهٔ ۵۴۱ : در درگه ما دوستی یک دله کن
رباعی شمارهٔ ۵۴۲ : ای شمع چو ابر گریه و زاری کن
رباعی شمارهٔ ۵۴۳ : ای ناله گرت دمیست اظهاری کن
رباعی شمارهٔ ۵۴۴ : گفتم که: رخم به رنگ چون کاه مکن
رباعی شمارهٔ ۵۴۵ : درویشی کن قصد در شاه مکن
رباعی شمارهٔ ۵۴۶ : افعال بدم ز خلق پنهان میکن
رباعی شمارهٔ ۵۴۷ : عاشق من و دیوانه من و شیدا من
رباعی شمارهٔ ۵۴۸ : ای چشم من از دیدن رویت روشن
رباعی شمارهٔ ۵۴۹ : ای عشق تو مایهٔ جنون دل من
رباعی شمارهٔ ۵۵۰ : شد دیده به عشق رهنمون دل من
رباعی شمارهٔ ۵۵۱ : ای زلف مسلسلت بلای دل من
رباعی شمارهٔ ۵۵۲ : بختی نه که با دوست در آمیزم من
رباعی شمارهٔ ۵۵۳ : ای آنکه تراست عار از دیدن من
رباعی شمارهٔ ۵۵۴ : ای گشته سراسیمه به دریای تو من
رباعی شمارهٔ ۵۵۵ : اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
رباعی شمارهٔ ۵۵۶ : زد شعله به دل آتش پنهانی من
رباعی شمارهٔ ۵۵۷ : سلطان گوید که نقد گنجینهٔ من
رباعی شمارهٔ ۵۵۸ : رازی که به شب لب تو گوید با من
رباعی شمارهٔ ۵۵۹ : دارم ز جفای فلک آینه گون
رباعی شمارهٔ ۵۶۰ : شوریده دلی و غصه گردون گردون
رباعی شمارهٔ ۵۶۱ : فریاد ز دست فلک آینه گون
رباعی شمارهٔ ۵۶۲ : تا گرد رخ تو سنبل آمد بیرون
رباعی شمارهٔ ۵۶۳ : در راه یگانگی نه کفرست و نه دین
رباعی شمارهٔ ۵۶۴ : گر سقف سپهر گردد آیینهٔ چین
رباعی شمارهٔ ۵۶۵ : گر صفحهٔ فولاد شود روی زمین
رباعی شمارهٔ ۵۶۶ : ای در همه شان ذات تو پاک از شین
رباعی شمارهٔ ۵۶۷ : یا رب به رسالت رسول الثقلین
رباعی شمارهٔ ۵۶۸ : بر ذره نشینم بچمد تختم بین
رباعی شمارهٔ ۵۶۹ : هان یاران هوی و ها جوانمردان هو
رباعی شمارهٔ ۵۷۰ : دورم اگر از سعادت خدمت تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۱ : ای آینه را داده جلا صورت تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۲ : جان و دل من فدای خاک در تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۳ : ای گشته جهان تشنهٔ پرآب از تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۴ : ای شعلهٔ طور طور پر نور از تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۵ : ای سبزی سبزهٔ بهاران از تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۶ : ای رونق کیش بتپرستان از تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۷ : ابریست که خون دیده بارد غم تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۸ : از دیدهٔ سنگ خون چکاند غم تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۹ : ای پیر و جوان دهر شاد از غم تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۰ : ای نالهٔ پیر قرطه پوش از غم تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۱ : ای آمده کار من به جان از غم تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۲ : ای نالهٔ پیر خانقاه از غم تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۳ : ای خالق ذوالجلال و ای رحمان تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۴ : ای کعبه پرست چیست کین من و تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۵ : هر چند که یار سر گرانست به تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۶ : ای در دل من اصل تمنا همه تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۷ : ای در دل و جان صورت و معنی همه تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۸ : شبهای دراز ای دریغا بی تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۹ : درد دل من دواش میدانی تو
رباعی شمارهٔ ۵۹۰ : ای شمع دلم قامت سنجیدهٔ تو
رباعی شمارهٔ ۵۹۱ : من میشنوم که می نبخشایی تو
رباعی شمارهٔ ۵۹۲ : ما را نبود دلی که کار آید ازو
رباعی شمارهٔ ۵۹۳ : زلفش بکشی شب دراز آید ازو
رباعی شمارهٔ ۵۹۴ : عشقست که شیر نر زبون آید ازو
رباعی شمارهٔ ۵۹۵ : ابر از دهقان که ژاله میروید ازو
رباعی شمارهٔ ۵۹۶ : سودای سر بی سر و سامان یک سو
رباعی شمارهٔ ۵۹۷ : ای دل چو فراق یار دیدی خون شو
رباعی شمارهٔ ۵۹۸ : ای در صفت ذات تو حیران که و مه
رباعی شمارهٔ ۵۹۹ : اندر شش و چار غایب آید ناگاه
رباعی شمارهٔ ۶۰۰ : ای خاک نشین درگه قدر تو ماه
رباعی شمارهٔ ۶۰۱ : ای زاهد و عابد از تو در ناله و آه
رباعی شمارهٔ ۶۰۲ : اینک سر کوی دوست اینک سر راه
رباعی شمارهٔ ۶۰۳ : معمورهٔ دل به علم آراسته به
رباعی شمارهٔ ۶۰۴ : در گفتن ذکر حق زبان از همه به
رباعی شمارهٔ ۶۰۵ : از مردم صدرنگ سیه پوشی به
رباعی شمارهٔ ۶۰۶ : از هر چه نه از بهر تو کردم توبه
رباعی شمارهٔ ۶۰۷ : از بس که شکستم و ببستم توبه
رباعی شمارهٔ ۶۰۸ : جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه
رباعی شمارهٔ ۶۰۹ : چشمم که سرشک لاله گون آورده
رباعی شمارهٔ ۶۱۰ : ای نیک نکرده و بدیها کرده
رباعی شمارهٔ ۶۱۱ : زاهد خوشدل که ترک دنیا کرده
رباعی شمارهٔ ۶۱۲ : گر جا به حرم ور به کلیسا کرده
رباعی شمارهٔ ۶۱۳ : بحریست نه کاهنده نه افزاینده
رباعی شمارهٔ ۶۱۴ : افسوس که عمر رفت بر بیهوده
رباعی شمارهٔ ۶۱۵ : ما درویشان نشسته در تنگ دره
رباعی شمارهٔ ۶۱۶ : تا کی زجهان پر گزند اندیشه
رباعی شمارهٔ ۶۱۷ : هجران ترا چو گرم شد هنگامه
رباعی شمارهٔ ۶۱۸ : دنیا طلبان ز حرص مستند همه
رباعی شمارهٔ ۶۱۹ : ای چشم تو چشم چشمه هر چشم همه
رباعی شمارهٔ ۶۲۰ : چون باز سفید در شکاریم همه
رباعی شمارهٔ ۶۲۱ : ای روی تو مهر عالم آرای همه
رباعی شمارهٔ ۶۲۲ : سودا به سرم همچو پلنگ اندر کوه
رباعی شمارهٔ ۶۲۳ : هستی که ظهور میکند در همه شی
رباعی شمارهٔ ۶۲۴ : ای خالق ذوالجلال و ای بار خدای
رباعی شمارهٔ ۶۲۵ : دارم صنمی چهره برافروختهای
رباعی شمارهٔ ۶۲۶ : من کیستم آتش به دل افروختهای
رباعی شمارهٔ ۶۲۷ : آنم که توام ز خاک برداشتهای
رباعی شمارهٔ ۶۲۸ : ای غم که حجاب صبر بشکافتهای
رباعی شمارهٔ ۶۲۹ : من کیستم از خویش به تنگ آمدهای
رباعی شمارهٔ ۶۳۰ : یا پست و بلند دهر را سرکوبی
رباعی شمارهٔ ۶۳۱ : یا سرکشی سپهر را سرکوبی
رباعی شمارهٔ ۶۳۲ : عهدی به سر زبان خود بربستی
رباعی شمارهٔ ۶۳۳ : غم جمله نصیب چرخ خم بایستی
رباعی شمارهٔ ۶۳۴ : زلفت سیمست و مشک را کان گشتی
رباعی شمارهٔ ۶۳۵ : ای شیر خدا امیر حیدر فتحی
رباعی شمارهٔ ۶۳۶ : در کوی خودم مسکن و ماوا دادی
رباعی شمارهٔ ۶۳۷ : اول همه جام آشنایی دادی
رباعی شمارهٔ ۶۳۸ : ای شاه ولایت دو عالم مددی
رباعی شمارهٔ ۶۳۹ : من کیستم از قید دو عالم فردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۰ : از چهره همه خانه منقش کردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۱ : عشقم دادی زاهل دردم کردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۲ : با فاقه و فقر هم نشینم کردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۳ : ای دیده مرا عاشق یاری کردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۴ : ای دل تا کی مصیبتافزا گردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۵ : ای آنکه به گرد شمع دود آوردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۶ : ای چرخ بسی لیل و نهار آوردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۷ : ای کاش مرا به نفت آلایندی
رباعی شمارهٔ ۶۴۸ : ای خالق ذوالجلال هر جانوری
رباعی شمارهٔ ۶۴۹ : دستی نه که از نخل تو چینم ثمری
رباعی شمارهٔ ۶۵۰ : هنگام سپیده دم خروس سحری
رباعی شمارهٔ ۶۵۱ : ای ذات تو در صفات اعیان ساری
رباعی شمارهٔ ۶۵۲ : عالم ار نهای ز عبرت عاری
رباعی شمارهٔ ۶۵۳ : یا رب یا رب کریمی و غفاری
رباعی شمارهٔ ۶۵۴ : گیرم که هزار مصحف از برداری
رباعی شمارهٔ ۶۵۵ : ای شمع نمونهای زسوزم داری
رباعی شمارهٔ ۶۵۶ : چون گل بگلاب شسته رویی داری
رباعی شمارهٔ ۶۵۷ : ای دل بر دوست تحفه جز جان نبری
رباعی شمارهٔ ۶۵۸ : پیوسته تو دل ربودهای معذوری
رباعی شمارهٔ ۶۵۹ : یا شاه تویی آنکه خدا را شیری
رباعی شمارهٔ ۶۶۰ : یا گردن روزگار را زنجیری
رباعی شمارهٔ ۶۶۱ : از کبر مدار هیچ در دل هوسی
رباعی شمارهٔ ۶۶۲ : ای در سر هر کس از خیالت هوسی
رباعی شمارهٔ ۶۶۳ : گر شهره شوی به شهر شر الناسی
رباعی شمارهٔ ۶۶۴ : تا نگذری از جمع به فردی نرسی
رباعی شمارهٔ ۶۶۵ : گه شانه کش طرهٔ لیلا باشی
رباعی شمارهٔ ۶۶۶ : مآزار دلی را که تو جانش باشی
رباعی شمارهٔ ۶۶۷ : جان چیست غم و درد و بلا را هدفی
رباعی شمارهٔ ۶۶۸ : بگشود نگار من نقاب از طرفی
رباعی شمارهٔ ۶۶۹ : وصافی خود به رغم حاسد تا کی
رباعی شمارهٔ ۶۷۰ : ای دل زشراب جهل مستی تا کی
رباعی شمارهٔ ۶۷۱ : ای آنکه به کنهت نرسد ادراکی
رباعی شمارهٔ ۶۷۲ : ای از تو به باغ هر گلی را رنگی
رباعی شمارهٔ ۶۷۳ : تا بتوانی بکش به جان بار دلی
رباعی شمارهٔ ۶۷۴ : از درد تو نیست چشم خالی ز نمی
رباعی شمارهٔ ۶۷۵ : بی پا و سران دشت خون آشامی
رباعی شمارهٔ ۶۷۶ : دل داغ تو دارد ارنه بفروختمی
رباعی شمارهٔ ۶۷۷ : حقا که اگر چو مرغ پر داشتمی
رباعی شمارهٔ ۶۷۸ : هستی که عیان نیست روان در شانی
رباعی شمارهٔ ۶۷۹ : گر در طلب گوهر کانی کانی
رباعی شمارهٔ ۶۸۰ : میدان فراخ و مرد میدانی نی
رباعی شمارهٔ ۶۸۱ : دردی داریم و سینهٔ بریانی
رباعی شمارهٔ ۶۸۲ : گر طاعت خود نقش کنم بر نانی
رباعی شمارهٔ ۶۸۳ : نزدیکان را بیش بود حیرانی
رباعی شمارهٔ ۶۸۴ : نزدیکان را بیش بود حیرانی
رباعی شمارهٔ ۶۸۵ : ای آنکه دوای دردمندان دانی
رباعی شمارهٔ ۶۸۶ : آنی تو که حال دل نالان دانی
رباعی شمارهٔ ۶۸۷ : گفتی که به وقت مجلس افروختنی
رباعی شمارهٔ ۶۸۸ : ما را به سر چاه بری دست زنی
رباعی شمارهٔ ۶۸۹ : تا چند سخن تراشی و رنده زنی
رباعی شمارهٔ ۶۹۰ : ای واحد بی مثال معبود غنی
رباعی شمارهٔ ۶۹۱ : خواهی چو خلیل کعبه بنیاد کنی
رباعی شمارهٔ ۶۹۲ : گر زانکه هزار کعبه آزاد کنی
رباعی شمارهٔ ۶۹۳ : ای آنکه سپهر را پر از ابر کنی
رباعی شمارهٔ ۶۹۴ : ای خوانده ترا خدا ولی ادر کنی
رباعی شمارهٔ ۶۹۵ : یاقوت ز دیده ریختم تا چه کنی
رباعی شمارهٔ ۶۹۶ : دنیای دنی پر هوس را چه کنی
رباعی شمارهٔ ۶۹۷ : تا ترک علایق و عوایق نکنی
رباعی شمارهٔ ۶۹۸ : یا رب در خلق تکیه گاهم نکنی
رباعی شمارهٔ ۶۹۹ : گر در یمنی چو با منی پیش منی
رباعی شمارهٔ ۷۰۰ : از سادگی و سلیمی و مسکینی
رباعی شمارهٔ ۷۰۱ : باز آی که تا صدق نیازم بینی
رباعی شمارهٔ ۷۰۲ : ای دل اگر آن عارض دلجو بینی
رباعی شمارهٔ ۷۰۳ : ای در خم چوگان تو سرها شده گوی
رباعی شمارهٔ ۷۰۴ : هان مردان هان و هان جوانمردان هوی
رباعی شمارهٔ ۷۰۵ : در کوی تو میدهند جانی به جوی
رباعی شمارهٔ ۷۰۶ : تحقیق معانی ز عبارات مجوی
رباعی شمارهٔ ۷۰۷ : در ظلمت حیرت ار گرفتار شوی
رباعی شمارهٔ ۷۰۸ : در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی
رباعی شمارهٔ ۷۰۹ : گر صید عدم شوی زخود رسته شوی
رباعی شمارهٔ ۷۱۰ : از هستی خویش تا پشیمان نشوی
رباعی شمارهٔ ۷۱۱ : آمد بر من قاصد آن سرو سهی
رباعی شمارهٔ ۷۱۲ : تا تو هوس خدای از سر ننهی
رباعی شمارهٔ ۷۱۳ : دنیا راهی بهشت منزلگاهی
رباعی شمارهٔ ۷۱۴ : ای دلبر عیسی نفس ترسایی
رباعی شمارهٔ ۷۱۵ : پاکی و منزهی و بی همتایی
رباعی شمارهٔ ۷۱۶ : گفتم که کرایی تو بدین زیبایی
رباعی شمارهٔ ۷۱۷ : بردارم دل گر از جهان فرمایی
رباعی شمارهٔ ۷۱۸ : آنجا که ببایی نه پدیدی گویی
رباعی شمارهٔ ۷۱۹ : آیینه صفت بدست او نیکویی
رباعی شمارهٔ ۷۲۰ : ای آنکه بر آرنده حاجات تویی
رباعی شمارهٔ ۷۲۱ : ای آنکه گشایندهٔ هر بند تویی
رباعی شمارهٔ ۷۲۲ : سبحان الله بهر غمی یار تویی
رباعی شمارهٔ ۷۲۳ : الله تویی وز دلم آگاه تویی
رباعی شمارهٔ ۷۲۴ : ای آنکه به ملک خویش پاینده تویی