فقرۀ ۷۴ : یگانه باش که واپریکان (آبرومند) باشی.
فقرۀ ۷۵ : راست گوی باش که استوار (مورد اعتماد) باشی.
فقرۀ ۷۶، ۷۷، ۷۸ : خردتن (فروتن) باش که بسیار دوست شوی. بس دوست باش که نیکنام شوی. نیکنام باش که خوشزیست باشی.
فقرۀ ۷۹ : خوش بهر دیندوست باش که اهرو (اشو ـ مقدس) باشی
فقرۀ ۸۰ : روان پرسیدار (با وجدان و روحانی) باش که بهشتی بوی.
فقرۀ ۸۱ : دادار باش که گروزمانی (ملکوتی) شوی.
فقرۀ ۸۲ : زن کسان مفریب، چه به روان گناه گران بود.
فقرۀ ۸۳ : خرد بوده (پست و بیاصل) واپیشوار (؟) مردم را نگاه مدار (تفقد و احسان مکن) چه ترا سپاس نخواهد داشت.
فقرۀ ۸۴ : خشم وکین را، روان خویش تباه مساز.
فقرۀ ۶۶ : اندر خدایان و پادشاهان ناآمرزیده مباش