رباعی شمارهٔ ۱۵۴ : چون خاک زمین اگر عناکش باشی
رباعی شمارهٔ ۱۳۹ : عیشی نبود چو عیش لولی و گدای
رباعی شمارهٔ ۱۴۰ : نی بر سر کوی تو دلم یافته جای
رباعی شمارهٔ ۱۴۱ : ای کاش! به سوی وصل راهی بودی
رباعی شمارهٔ ۱۴۲ : با یار به بوستان شدم رهگذری
رباعی شمارهٔ ۱۴۳ : نی کرده شبی بر سر کویت گذری
رباعی شمارهٔ ۱۴۴ : بردی دلم، ای ماهرخ بازاری
رباعی شمارهٔ ۱۴۵ : چون در دلت آن بود که گیری یاری
رباعی شمارهٔ ۱۳۰ : آن کیست که بیجرم و گنه زیست؟ بگو
رباعی شمارهٔ ۱۴۶ : ای منزل دوست، خوش هوایی داری