رباعی شمارهٔ ۱۵ : گفتم: دل من، گفت که: خون کردهٔ ماست
رباعی شمارهٔ ۱۶ : ماییم که بیمایی ما مایهٔ ماست
رباعی شمارهٔ ۱۷ : آن دوستی قدیم ما چون گشته است؟
رباعی شمارهٔ ۱۸ : در دام غمت دلم زبون افتاده است
رباعی شمارهٔ ۱۹ : هرگز بت من روی به کس ننموده است
رباعی شمارهٔ ۲۰ : معشوقه و عشق عاشقان یک نفس است
رباعی شمارهٔ ۲۱ : دل رفت بر کسی که بیماش خوش است
رباعی شمارهٔ ۲۲ : عشق تو، که سرمایهٔ این درویش است
رباعی شمارهٔ ۲۳ : شوقی، که چو گل دل شکفاند، عشق است
رباعی شمارهٔ ۲۴ : بیمار توام، روی توام درمان است