رباعی شمارهٔ ۱ : جز نقش تو در نظر نیامد ما را
رباعی شمارهٔ ۳ : گفتم که لبت، گفت لبم آب حیات
رباعی شمارهٔ ۵ : من باکمر تو در میان کردم دست
رباعی شمارهٔ ۶ : تو بدری و خورشید تو را بنده شدهست
رباعی شمارهٔ ۷ : هر روز دلم به زیر باری دگر است
رباعی شمارهٔ ۹ : امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
رباعی شمارهٔ ۱۰ : نی قصهٔ آن شمع چگل بتوان گفت
رباعی شمارهٔ ۱۲ : نی دولت دنیا به ستم میارزد
رباعی شمارهٔ ۱۳ : هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد
رباعی شمارهٔ ۱۴ : چون غنچهٔ گل قرابهپرداز شود
رباعی شمارهٔ ۱۵ : با می به کنار جوی میباید بود
رباعی شمارهٔ ۱۶ : این گل ز بر همنفسی میآید
رباعی شمارهٔ ۱۷ : از چرخ به هر گونه همیدار امید
رباعی شمارهٔ ۱۸ : ایام شباب است شراب اولیتر
رباعی شمارهٔ ۱۹ : خوبان جهان صید توان کرد به زر
رباعی شمارهٔ ۲۰ : سیلاب گرفت گرد ویرانهٔ عمر
رباعی شمارهٔ ۲ : بر گیر شراب طربانگیز و بیا
رباعی شمارهٔ ۴ : ماهی که قدش به سرو میماند راست
رباعی شمارهٔ ۸ : ماهم که رخش روشنی خور بگرفت
رباعی شمارهٔ ۱۱ : اول به وفا می وصالم درداد
رباعی شمارهٔ ۲۱ : عشق رخ یار بر من زار مگیر
رباعی شمارهٔ ۲۲ : در سنبلش آویختم از روی نیاز
رباعی شمارهٔ ۲۳ : مردی ز کنندهٔ در خیبر پرس
رباعی شمارهٔ ۲۴ : چشم تو که سحر بابل است استادش
رباعی شمارهٔ ۲۵ : ای دوست دل از جفای دشمن درکش
رباعی شمارهٔ ۲۶ : ماهی که نظیر خود ندارد به جمال
رباعی شمارهٔ ۲۷ : در باغ چو شد باد صبا دایهٔ گل
رباعی شمارهٔ ۲۸ : لب باز مگیر یک زمان از لب جام
رباعی شمارهٔ ۲۹ : در آرزوی بوس و کنارت مردم
رباعی شمارهٔ ۳۰ : عمری ز پی مراد ضایع دارم
رباعی شمارهٔ ۳۱ : من حاصل عمر خود ندارم جز غم
رباعی شمارهٔ ۳۲ : چون باده ز غم چه بایدت جوشیدن
رباعی شمارهٔ ۳۳ : ای شرمزده غنچهٔ مستور از تو
رباعی شمارهٔ ۳۴ : چشمت که فسون و رنگ میبازد از او
رباعی شمارهٔ ۳۵ : ای باد حدیث من نهانش میگو
رباعی شمارهٔ ۳۶ : ای سایهٔ سنبلت سمن پرورده
رباعی شمارهٔ ۳۸ : آن جام طرب شکار بر دستم نه
رباعی شمارهٔ ۳۹ : با شاهد شوخ شنگ و با بربط و نی
رباعی شمارهٔ ۴۰ : قسام بهشت و دوزخ آن عقده گشای
رباعی شمارهٔ ۳۷ : گفتی که تو را شوم مدار اندیشه
رباعی شمارهٔ ۴۱ : ای کاش که بخت سازگاری کردی
رباعی شمارهٔ ۴۲ : گر همچو من افتادهٔ این دام شوی