پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

غزل شمارهٔ ۱ : ای آتش سودای تو خون کرده جگرها

غزل شمارهٔ ۲ : طبع تو دمساز نیست عاشق دلسوز را

غزل شمارهٔ ۳ : خوش خوش خرامان می‌روی، ای شاه خوبان تا کجا

غزل شمارهٔ ۴ : رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا

غزل شمارهٔ ۵ : ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا

غزل شمارهٔ ۶ : به زبان چرب جانا بنواز جان ما را

غزل شمارهٔ ۷ : بر سر کرشمه از دل خبری فرست ما را

غزل شمارهٔ ۸ : گرنه عشق او قضای آسمانستی مرا

غزل شمارهٔ ۹ : ای پار دوست بوده و امسال آشنا

غزل شمارهٔ ۱۰ : اری فی‌النوم ما طالت نواها

غزل شمارهٔ ۱۱ : جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا

غزل شمارهٔ ۱۲ : درد زده است جان من میوهٔ جان من کجا

غزل شمارهٔ ۱۳ : سر به عدم درنه و یاران طلب

غزل شمارهٔ ۱۴ : گر مدعی نه‌ای غم جانان به جان طلب

غزل شمارهٔ ۱۵ : مست تمام آمده است بر در من نیم شب

غزل شمارهٔ ۱۶ : به یکی نامهٔ خودم دریاب

غزل شمارهٔ ۱۷ : ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب

غزل شمارهٔ ۱۸ : رویم ز گریه بین چو گلین کاه زیر آب

غزل شمارهٔ ۱۹ : کار عشق از وصل و هجران درگذشت

غزل شمارهٔ ۲۰ : انصاف در جبلت عالم نیامده است

غزل شمارهٔ ۲۱ : پای گریز نیست که گردون کمان‌کش است

غزل شمارهٔ ۲۲ : تا جهان است از جهان اهل وفائی برنخاست

غزل شمارهٔ ۲۳ : دل پیشکش تو جان نهاده است

غزل شمارهٔ ۲۴ : کار گیتی را نوائی مانده نیست

غزل شمارهٔ ۲۵ : اهل بر روی زمین جستیم نیست

غزل شمارهٔ ۲۶ : آگه نه‌ای که بر دلم از غم چه درد خاست

غزل شمارهٔ ۲۷ : در این عهد از وفا بوئی نمانده است

غزل شمارهٔ ۲۸ : از کف ایام امان کس نیافت

غزل شمارهٔ ۲۹ : زآتش اندیشه جانم سوخته است

غزل شمارهٔ ۳۰ : زخم زمانه را در مرهم پدید نیست

غزل شمارهٔ ۳۱ : چه آفتی تو که کمتر غم تو هجران است

غزل شمارهٔ ۳۲ : حصن جان ساز در جهان خلوت

غزل شمارهٔ ۳۳ : بخت بدرنگ من امروز گم است

غزل شمارهٔ ۳۴ : طره مفشان که غرامت بر ماست

غزل شمارهٔ ۳۵ : در جهان هیچ سینه بی‌غم نیست

غزل شمارهٔ ۳۶ : مرا دانهٔ دل بر آتش فتاده است

غزل شمارهٔ ۳۷ : من ندانستم که عشق این رنگ داشت

غزل شمارهٔ ۳۸ : چه نشینم که فتنه بر پای است

غزل شمارهٔ ۳۹ : آن کز می خواجگی است سرمست

غزل شمارهٔ ۴۰ : فرمان ملک چه ساحری ساخت

غزل شمارهٔ ۴۱ : ای قول دل به رفیع‌الدرجات

غزل شمارهٔ ۴۲ : عیسی لب است یار و دم از من دریغ داشت

غزل شمارهٔ ۴۳ : دست قبا در جهان نافه گشای آمده است

غزل شمارهٔ ۴۴ : ای باد صبح بین که کجا می‌فرستمت

غزل شمارهٔ ۴۵ : لعل او بازار جان خواهد شکست

غزل شمارهٔ ۴۶ : دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت

غزل شمارهٔ ۴۷ : رخ تو رونق قمر بشکست

غزل شمارهٔ ۴۸ : از حال خود شکسته دلان را خبر فرست

غزل شمارهٔ ۴۹ : زان زلف مشک رنگ نسیمی به ما فرست

غزل شمارهٔ ۵۰ : روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشت

غزل شمارهٔ ۵۱ : به باغ وصل تو خاری، رقیب صد ورد است

غزل شمارهٔ ۵۲ : تیره زلفا بادهٔ روشن کجاست

غزل شمارهٔ ۵۳ : دردی است درد عشق که درمان پذیر نیست

غزل شمارهٔ ۵۴ : شمع شب‌ها به جز خیال تو نیست

غزل شمارهٔ ۵۵ : سر سودای تو را سینهٔ ما محرم نیست

غزل شمارهٔ ۵۶ : ما به غم خو کرده‌ایم ای دوست ما را غم فرست

غزل شمارهٔ ۵۷ : بس لابه که بنمودم و دل‌دار نپذرفت

غزل شمارهٔ ۵۸ : شوری ز دو عشق در سر ماست

غزل شمارهٔ ۵۹ : دل شد از دست و نه جای سخن است

غزل شمارهٔ ۶۰ : آن نازنین که عیسی دلها زبان اوست

غزل شمارهٔ ۶۱ : عیسی لبی و مرده دلم در برابرت

غزل شمارهٔ ۶۲ : گر هیچ شبی وصل دلارام توان یافت

غزل شمارهٔ ۶۳ : چه گویی ز لب دوست شکر وام توان خواست

غزل شمارهٔ ۶۴ : کیست که در کوی تو فتنهٔ روی نیست

غزل شمارهٔ ۶۵ : عشق تو قضای آسمانی است

غزل شمارهٔ ۶۶ : می‌خور که جهان حریف جوی است

غزل شمارهٔ ۶۷ : دل را ز دم تو دام روزی است

غزل شمارهٔ ۶۸ : ای دل به عشق بر تو که عشقت چه درخور است

غزل شمارهٔ ۶۹ : خاکی دلم که در لب آن نازنین گریخت

غزل شمارهٔ ۷۰ : خه که دگر باره دل، درد تو در برگرفت

غزل شمارهٔ ۷۱ : به دو میگون لب و پسته دهنت

غزل شمارهٔ ۷۲ : هر که در عاشقی قدم نزده است

غزل شمارهٔ ۷۳ : جو به جو عشقت شمار دم زدن بر من گرفت

غزل شمارهٔ ۷۴ : سر و زر کو که منت یارم جست

غزل شمارهٔ ۷۵ : یارب آن خال بر آن لب چه خوش است

غزل شمارهٔ ۷۶ : در عشق تو عافیت حرام است

غزل شمارهٔ ۷۷ : به جائی رسید عشق که بر جای جان نشست

غزل شمارهٔ ۷۸ : چرا ننهم؟ نهم دل بر خیالت

غزل شمارهٔ ۷۹ : هر که به سودای چون تو یار بپرداخت

غزل شمارهٔ ۸۰ : دلم در بحر سودای تو غرق است

غزل شمارهٔ ۸۱ : بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمت

غزل شمارهٔ ۸۲ : علم عشق عالی افتاده است

غزل شمارهٔ ۸۳ : فلک در نیکوئی انصاف دادت

غزل شمارهٔ ۸۴ : بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت

غزل شمارهٔ ۸۵ : آن‌ها که محققان راهند

غزل شمارهٔ ۸۶ : با او دلم به مهر و محبت نشانه بود

غزل شمارهٔ ۸۷ : طریق عشق رهبر برنتابد

غزل شمارهٔ ۸۸ : عقل در عشق تو سرگردان بماند

غزل شمارهٔ ۸۹ : دل کشید آخر عنان چون مرد میدانت نبود

غزل شمارهٔ ۹۰ : دولت عشق تو آمد عالم جان تازه کرد

غزل شمارهٔ ۹۱ : دل پیش خیال تو صد دیده برافشاند

غزل شمارهٔ ۹۲ : صد یک حسن تو نوبهار ندارد

غزل شمارهٔ ۹۳ : تب دوشین در آن بت چون اثر کرد

غزل شمارهٔ ۹۴ : هر تار ز مژگانش تیری دگر اندازد

غزل شمارهٔ ۹۵ : عذر از که توان خواست که دلبر نپذیرد

غزل شمارهٔ ۹۶ : عشق تو چون درآید شور از جهان برآید

غزل شمارهٔ ۹۷ : عشق تو به گرد هر که برگردد

غزل شمارهٔ ۹۸ : آن زمان کو زلف را سر می‌برد

غزل شمارهٔ ۹۹ : سر نیست کز تو بر سر خنجر نمی‌شود

غزل شمارهٔ ۱۰۰ : هر زمانی بر دلم باری رسد

غزل شمارهٔ ۱۰۱ : عشاق به جز یار سر انداز نخواهند

غزل شمارهٔ ۱۰۲ : نگارینا به صحرا رو که صحرا حله می‌پوشد

غزل شمارهٔ ۱۰۳ : عشق تو به هر دلی فرو ناید

غزل شمارهٔ ۱۰۴ : فروغ جمالت نظر برنتابد

غزل شمارهٔ ۱۰۵ : خوی او از خام‌کاری کم نکرد

غزل شمارهٔ ۱۰۶ : ذره نماید آفتاب ار به جمال تو رسد

غزل شمارهٔ ۱۰۷ : حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد

غزل شمارهٔ ۱۰۸ : با یاد تو زهر بر شکر خندد

غزل شمارهٔ ۱۰۹ : جانا لب تو پیش‌کش از ما چه ستاند

غزل شمارهٔ ۱۱۰ : مهر تو بر دیگران نتوان نهاد

غزل شمارهٔ ۱۱۱ : پردهٔ نو ساخت عشق، زخمهٔ نو در فزود

غزل شمارهٔ ۱۱۲ : مرا وصلت به جانی برنیاید

غزل شمارهٔ ۱۱۳ : دل که در دام تو افتاد غم جان نبرد

غزل شمارهٔ ۱۱۴ : دل زخم تو را سپر ندارد

غزل شمارهٔ ۱۱۵ : بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد

غزل شمارهٔ ۱۱۶ : با کفر زلفت ای جان ایمان چه کار دارد

غزل شمارهٔ ۱۱۷ : آوازهٔ جمالت چون از جهان برآمد

غزل شمارهٔ ۱۱۸ : وصل تو به وهم در نمی‌آید

غزل شمارهٔ ۱۱۹ : چشم ما بر دوخت عشق و پردهٔ ما بردرید

غزل شمارهٔ ۱۲۰ : دوست مرا رطل عشق تا خط بغداد داد

غزل شمارهٔ ۱۲۱ : دل رفت و می‌ندانم حالش که خود کجا شد

غزل شمارهٔ ۱۲۲ : لعلت اندر سخن شکر خاید

غزل شمارهٔ ۱۲۳ : دل از آن راحت جان نشکیبد

غزل شمارهٔ ۱۲۴ : لب جانان دوای جان بخشد

غزل شمارهٔ ۱۲۵ : اول از خود بری توانم شد

غزل شمارهٔ ۱۲۶ : دل عاشق به جان فرو ناید

غزل شمارهٔ ۱۲۷ : دل از آن دلستان به کس نرسد

غزل شمارهٔ ۱۲۸ : عشق تو دست از میان کار برآورد

غزل شمارهٔ ۱۲۹ : ازین ده رنگ‌تر یاری نپندارم که کس دارد

غزل شمارهٔ ۱۳۰ : می وقت صبوح راوقی باید

غزل شمارهٔ ۱۳۱ : تو را نازی است اندر سر که عالم بر نمی‌تابد

غزل شمارهٔ ۱۳۲ : چه روح افزا و راحت باری ای باد

غزل شمارهٔ ۱۳۳ : چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد

غزل شمارهٔ ۱۳۴ : باغ جان را صبوحی آب دهید

غزل شمارهٔ ۱۳۵ : دل نام تو بر نگین نویسد

غزل شمارهٔ ۱۳۶ : فراقت ز خون‌ریز من در نماند

غزل شمارهٔ ۱۳۷ : آتش عشق تو دید صبرم و سیماب شد

غزل شمارهٔ ۱۳۸ : دل بستهٔ زلف تو شد از من چه نویسد

غزل شمارهٔ ۱۳۹ : آتش عیاره‌ای آب عیارم ببرد

غزل شمارهٔ ۱۴۰ : خاکی دلم به گرد وصالش کجا رسد

غزل شمارهٔ ۱۴۱ : اندرآ ای جان که در پای تو جان خواهم فشاند

غزل شمارهٔ ۱۴۲ : سخن با او به موئی درنگیرد

غزل شمارهٔ ۱۴۳ : دلم آخر به وصالش برسد

غزل شمارهٔ ۱۴۴ : سر زلفت چو در جولان بیاید

غزل شمارهٔ ۱۴۵ : دل دادم و کار برنیامد

غزل شمارهٔ ۱۴۶ : مرا غم تو به خمار خانه باز آورد

غزل شمارهٔ ۱۴۷ : مکن کز چشم من بر خاک سیل آتشین خیزد

غزل شمارهٔ ۱۴۸ : بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد

غزل شمارهٔ ۱۴۹ : شور عشق تو در جهان افتاد

غزل شمارهٔ ۱۵۰ : عقل ز دست غمت دست به سر می‌رود

غزل شمارهٔ ۱۵۱ : روی تو را در رکاب شمس و قمر می‌رود

غزل شمارهٔ ۱۵۲ : دل سکهٔ عشق می نگرداند

غزل شمارهٔ ۱۵۳ : تا مرا عشق یار غار افتاد

غزل شمارهٔ ۱۵۴ : دلبر آن به که کسش نشناسد

غزل شمارهٔ ۱۵۵ : نقش تو خیال برنتابد

غزل شمارهٔ ۱۵۶ : روی تو چون نوبهار جلوه‌گری می‌کند

غزل شمارهٔ ۱۵۷ : زین وجودت به جان خلاص دهند

غزل شمارهٔ ۱۵۸ : روزم به نیابت شب آمد

غزل شمارهٔ ۱۵۹ : ماه را با نور رویش بیش مقداری نماند

غزل شمارهٔ ۱۶۰ : ز خوبان جز جفاکاری نیاید

غزل شمارهٔ ۱۶۱ : خار غم تو گل طرب دارد

غزل شمارهٔ ۱۶۲ : زهر با یاد تو شکر گردد

غزل شمارهٔ ۱۶۳ : عشقت چو درآمد ز دلم صبر بدر شد

غزل شمارهٔ ۱۶۴ : آن را که غم‌گسار تو باشی چه غم خورد

غزل شمارهٔ ۱۶۵ : آنچه تو کردی بتا نه شرط وفا بود

غزل شمارهٔ ۱۶۶ : رخ به زلف سیاه می‌پوشد

غزل شمارهٔ ۱۶۷ : آواز حسنت ای جان هفت آسمان بگیرد

غزل شمارهٔ ۱۶۸ : آنچه عشق دوست با من می‌کند

غزل شمارهٔ ۱۶۹ : مرد که با عشق دست در کمر آید

غزل شمارهٔ ۱۷۰ : عشق تو اندر دلم شاخ کنون می‌زند

غزل شمارهٔ ۱۷۱ : نی دست من به شاخ وصال تو بر رسید

غزل شمارهٔ ۱۷۲ : این عشق آتشینم دود از جهان برآرد

غزل شمارهٔ ۱۷۳ : دلم ز هوای تو بر نمی‌گردد

غزل شمارهٔ ۱۷۴ : صبح چون جیب آسمان بگشاد

غزل شمارهٔ ۱۷۵ : آن دم که صبح بینش من بال برگشاد

غزل شمارهٔ ۱۷۶ : زان بخششی که بر در عالم شد

غزل شمارهٔ ۱۷۷ : آباد بر آن شب که شب وصلت ما بود

غزل شمارهٔ ۱۷۸ : عافیت کس نشان دهد؟ ندهد

غزل شمارهٔ ۱۷۹ : دل از گیتی وفاجویی ندارد

غزل شمارهٔ ۱۸۰ : دل جام جام، زهر غمان هر زمان کشد

غزل شمارهٔ ۱۸۱ : آمد نفس صبح و سلامت نرسانید

غزل شمارهٔ ۱۸۲ : آن کو چو تو دلربای دارد

غزل شمارهٔ ۱۸۳ : چون زلف یار گیرم دستم به یارب آید

غزل شمارهٔ ۱۸۴ : با درد تو کس منت مرهم نپذیرد

غزل شمارهٔ ۱۸۵ : آوازهٔ جمالت اندر جهان فتاد

غزل شمارهٔ ۱۸۶ : در خوشاب را لبت سخت خوش آب می‌دهد

غزل شمارهٔ ۱۸۷ : عشقت آتش ز جان برانگیزد

غزل شمارهٔ ۱۸۸ : پیش لب تو حلقه به گوشم بنفشه‌وار

غزل شمارهٔ ۱۸۹ : پیش صبا نثار کنم جان شکوفه‌وار

غزل شمارهٔ ۱۹۰ : دل پردهٔ عشق توست برگیر

غزل شمارهٔ ۱۹۱ : خون‌ریزی و نندیشی، عیار چنین خوش‌تر

غزل شمارهٔ ۱۹۲ : خیز و به ایام گل بادهٔ گلگون بیار

غزل شمارهٔ ۱۹۳ : بر سر من نامده است از تو جفاجوی تر

غزل شمارهٔ ۱۹۴ : رحم کن رحم، نظر باز مگیر

غزل شمارهٔ ۱۹۵ : حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار

غزل شمارهٔ ۱۹۶ : آن خال جو سنگش ببین، آن روی گندمگون نگر

غزل شمارهٔ ۱۹۷ : سرهای سراندازان در پای تو اولی‌تر

غزل شمارهٔ ۱۹۸ : فتاده‌ام به طلسم کشاکش تقدیر

غزل شمارهٔ ۱۹۹ : روز عمرم در شب افتاده است باز

غزل شمارهٔ ۲۰۰ : ای دل آن زنار نگسستی هنوز

غزل شمارهٔ ۲۰۱ : دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز

غزل شمارهٔ ۲۰۲ : از این ده رنگ‌تر یاری نپندارم که دارد کس

غزل شمارهٔ ۲۰۳ : بوی وفا ز گلبن عالم نیافت کس

غزل شمارهٔ ۲۰۴ : مه نجویم، مه مرا روی تو بس

غزل شمارهٔ ۲۰۵ : کشد مو بر تن نخجیر تیر از شوق پیکانش

غزل شمارهٔ ۲۰۶ : هر دل که غم تو داغ کردش

غزل شمارهٔ ۲۰۷ : عقل ما سلطان جان می‌خواندش

غزل شمارهٔ ۲۰۸ : چو به خنده بازیابم اثر دهان تنگش

غزل شمارهٔ ۲۰۹ : خسته‌ام نیک از بد ایام خویش

غزل شمارهٔ ۲۱۰ : بس سفالین لب و خاکین رخ و سنگین جانم

غزل شمارهٔ ۲۱۱ : از دو عالم دامن جان درکشم هر صبح‌دم

غزل شمارهٔ ۲۱۲ : کو صبح که بار شب کشیدم

غزل شمارهٔ ۲۱۳ : نه رای آنکه ز عشق تو روی برتابم

غزل شمارهٔ ۲۱۴ : از دهر غدر پیشه وفائی نیافتم

غزل شمارهٔ ۲۱۵ : از گشت چرخ کار به سامان نیافتم

غزل شمارهٔ ۲۱۶ : بر سریر نیاز می‌غلطم

غزل شمارهٔ ۲۱۷ : با بخت در عتابم و با روزگار هم

غزل شمارهٔ ۲۱۸ : در سایهٔ غم شکست روزم

غزل شمارهٔ ۲۱۹ : در سینه نفس چنان شکستم

غزل شمارهٔ ۲۲۰ : ز خاک پاشی در دستخون فروماندیم

غزل شمارهٔ ۲۲۱ : گر به عیار کسان از همه کس کمتریم

غزل شمارهٔ ۲۲۲ : تا چند ستم رسیده باشم

غزل شمارهٔ ۲۲۳ : نماند اهل رنگی که من داشتم

غزل شمارهٔ ۲۲۴ : از هستی خود که یاد دارم

غزل شمارهٔ ۲۲۵ : گرچه به دست کرشمهٔ تو اسیرم

غزل شمارهٔ ۲۲۶ : منم آن کز طرب غمین باشم

غزل شمارهٔ ۲۲۷ : دردی که مرا هست به مرهم نفروشم

غزل شمارهٔ ۲۲۸ : خون دلم مخور که غمان تو می‌خورم

غزل شمارهٔ ۲۲۹ : ما از عراق جان غم آلود می‌بریم

غزل شمارهٔ ۲۳۰ : الصبوح ای دل که ما بزم قلندر ساختیم

غزل شمارهٔ ۲۳۱ : به کوی عشق تو جان در میان راه نهم

غزل شمارهٔ ۲۳۲ : ای قوم الغیاث که کار اوفتاده‌ایم

غزل شمارهٔ ۲۳۳ : یک نظر دوش از شکنج زلف او دزدیده‌ام

غزل شمارهٔ ۲۳۴ : دل بشد از دست دوست را به چه جویم

غزل شمارهٔ ۲۳۵ : زنگ دل از آب روی شستیم

غزل شمارهٔ ۲۳۶ : این خود چه صورت است که من پای‌بست اویم

غزل شمارهٔ ۲۳۷ : گفتم آه آتشین بس کن، نه من خاک توام

غزل شمارهٔ ۲۳۸ : نام تو چون بر زبان می‌آیدم

غزل شمارهٔ ۲۳۹ : از تف دل آتشین دهانم

غزل شمارهٔ ۲۴۰ : کفر است راز عشقت پنهان چرا ندارم

غزل شمارهٔ ۲۴۱ : نازی است تو را در سر، کمتر نکنی دانم

غزل شمارهٔ ۲۴۲ : به میدان وفا یارم چنان آمد که من خواهم

غزل شمارهٔ ۲۴۳ : گفتم به ری مراد دل آسان برآورم

غزل شمارهٔ ۲۴۴ : مرا گوئی چه سر داری، سر سودای او دارم

غزل شمارهٔ ۲۴۵ : چون تلخ سخن رانی تنگ شکرت خوانم

غزل شمارهٔ ۲۴۶ : گر رحم کنی جانا جان بر سرت افشانم

غزل شمارهٔ ۲۴۷ : ما پیشکش تو جان فرستیم

غزل شمارهٔ ۲۴۸ : دیده در کار لب و خالش کنم

غزل شمارهٔ ۲۴۹ : دل به سودای بتان دربسته‌ام

غزل شمارهٔ ۲۵۰ : جانا ز سر مهر تو گشتن نتوانم

غزل شمارهٔ ۲۵۱ : به صفت، عاشق جمال توایم

غزل شمارهٔ ۲۵۲ : امروز دو هفته است که روی تو ندیدم

غزل شمارهٔ ۲۵۳ : طبع تو دمساز نیست چاره چه سازم

غزل شمارهٔ ۲۵۴ : ای جفت دل من از تو فردم

غزل شمارهٔ ۲۵۵ : خوش خوش از عشق تو جانی می‌کنم

غزل شمارهٔ ۲۵۶ : من در طلب یارم ز اغیار نیندیشم

غزل شمارهٔ ۲۵۷ : دل را به غم تو باز بستیم

غزل شمارهٔ ۲۵۸ : خیز تا رخت دل براندازیم

غزل شمارهٔ ۲۵۹ : یارب از عشق چه سرمستم و بی‌خویشتنم

غزل شمارهٔ ۲۶۰ : نزل عشقت جان شیرین آورم

غزل شمارهٔ ۲۶۱ : نیم شب پی گم کنان در کوی جانان آمدم

غزل شمارهٔ ۲۶۲ : در عشق ز تیغ و سر نیندیشم

غزل شمارهٔ ۲۶۳ : ما دل به دست مهر تو زان باز داده‌ایم

غزل شمارهٔ ۲۶۴ : تا من پی آن زلف سرافکنده همی دارم

غزل شمارهٔ ۲۶۵ : تو را در دوستی رائی نمی‌بینم، نمی‌بینم

غزل شمارهٔ ۲۶۶ : دست از دو جهان کشیده خواهم

غزل شمارهٔ ۲۶۷ : ز باغت به جز بوی و رنگی نبینم

غزل شمارهٔ ۲۶۸ : ز باغ عافیت بوئی ندارم

غزل شمارهٔ ۲۶۹ : طاقتی کو که به سر منزل جانان برسم

غزل شمارهٔ ۲۷۰ : دارم سر آنکه سر برآرم

غزل شمارهٔ ۲۷۱ : از گلستان وصل نسیمی شنیده‌ام

غزل شمارهٔ ۲۷۲ : دلا زارت برون نتوان نهادن

غزل شمارهٔ ۲۷۳ : خرمی کان فلک دهد غم دان

غزل شمارهٔ ۲۷۴ : برون از جهان تکیه جایی طلب کن

غزل شمارهٔ ۲۷۵ : سوختم چون بوی برناید ز من

غزل شمارهٔ ۲۷۶ : ای صبح مرا حدیث آن مه کن

غزل شمارهٔ ۲۷۷ : غصهٔ آسمان خورم دم نزنم، دریغ من

غزل شمارهٔ ۲۷۸ : دلا با عشق پیمان تازه گردان

غزل شمارهٔ ۲۷۹ : رخش حسن ای جان شگرفی را به میدان درفکن

غزل شمارهٔ ۲۸۰ : دلم دردمند است باری برافکن

غزل شمارهٔ ۲۸۱ : آب و سنگم داد بر باد آتش سودای من

غزل شمارهٔ ۲۸۲ : ترک سن سن گوی توسن خوی سوسن بوی من

غزل شمارهٔ ۲۸۳ : از عشق دوست بین که چه آمد به روی من

غزل شمارهٔ ۲۸۴ : ای باد بوی یوسف دلها به ما رسان

غزل شمارهٔ ۲۸۵ : بر سر بازار عشق آزاد نتوان آمدن

غزل شمارهٔ ۲۸۶ : ای لعل تو پرده‌دار پروین

غزل شمارهٔ ۲۸۷ : روی است بنامیزد یا ماه تمام است آن

غزل شمارهٔ ۲۸۸ : تا مرا سودای تو خالی نگرداند ز من

غزل شمارهٔ ۲۸۹ : تا دل غم او دارد نتوان غم جان خوردن

غزل شمارهٔ ۲۹۰ : در یک سخن آن همه عتیبش بین

غزل شمارهٔ ۲۹۱ : شب من دام خورشید است گوئی زلف یار است این

غزل شمارهٔ ۲۹۲ : درد دل گویم از نهان بشنو

غزل شمارهٔ ۲۹۳ : آخر چه خون کرد این دلم کامد به ناخن خون او

غزل شمارهٔ ۲۹۴ : تو چه دانی که من از وفا چه نمودم به جای تو

غزل شمارهٔ ۲۹۵ : سینه پر آتشم چو میغ از تو

غزل شمارهٔ ۲۹۶ : شد آبروی عاشقان از خوی آتش‌ناک تو

غزل شمارهٔ ۲۹۷ : گرچه جانی از نظر پنهان مشو

غزل شمارهٔ ۲۹۸ : چه کرده‌ام بجای تو که نیستم سزای تو

غزل شمارهٔ ۲۹۹ : پشت پایی زد خرد را روی تو

غزل شمارهٔ ۳۰۰ : در عشق داستانم و بر تو به نیم جو

غزل شمارهٔ ۳۰۱ : بستهٔ زلف اوست دل، ای دل از آن کیست او

غزل شمارهٔ ۳۰۲ : ای تماشاگه جان بر طرف لاله‌ستان تو

غزل شمارهٔ ۳۰۳ : رخت تمنای دل بر در عشاق نه

غزل شمارهٔ ۳۰۴ : افدی بنفس من بدت فی‌المهد عنی غافله

غزل شمارهٔ ۳۰۵ : خیال روی توام غم‌گسار و روی تو نه

غزل شمارهٔ ۳۰۶ : هست به دور تو عقل نام شکسته

غزل شمارهٔ ۳۰۷ : در دستت اوفتادم چون مرغ پر بریده

غزل شمارهٔ ۳۰۸ : ای از پی آشوب ما از رخ نقاب انداخته

غزل شمارهٔ ۳۰۹ : سرمستم و تشنه، آب در ده

غزل شمارهٔ ۳۱۰ : در صبوح آن راح ریحانی بخواه

غزل شمارهٔ ۳۱۱ : ای برقرار خوبی، با تو قرار من چه

غزل شمارهٔ ۳۱۲ : ای دل به جفات جان نهاده

غزل شمارهٔ ۳۱۳ : ای زیر نقاب مه نموده

غزل شمارهٔ ۳۱۴ : ای چشم پر خمارت دلها فگار کرده

غزل شمارهٔ ۳۱۵ : درا تا سیل بنشانم ز دیده

غزل شمارهٔ ۳۱۶ : ماه نو و صبح بین پیاله و باده

غزل شمارهٔ ۳۱۷ : از زلف هر کجا گرهی برگشاده‌ای

غزل شمارهٔ ۳۱۸ : روی درکش ز دهر دشمن روی

غزل شمارهٔ ۳۱۹ : زین تنگنای وحشت اگر باز رستمی

غزل شمارهٔ ۳۲۰ : غم بنیاد آب و گل چه خوری

غزل شمارهٔ ۳۲۱ : روز دانش به ازین بایستی

غزل شمارهٔ ۳۲۲ : ای دل ای دل هلاک تن کردی

غزل شمارهٔ ۳۲۳ : خاک بغداد در آب بصرم بایستی

غزل شمارهٔ ۳۲۴ : شوریده کرد ما را عشق پری جمالی

غزل شمارهٔ ۳۲۵ : ای راحت جان‌ها به تو، آرام جان کیستی

غزل شمارهٔ ۳۲۶ : ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی

غزل شمارهٔ ۳۲۷ : ای ترک دلستان ز شبستان کیستی

غزل شمارهٔ ۳۲۸ : کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی

غزل شمارهٔ ۳۲۹ : یکی بخرام در بستان که تا سرو روان بینی

غزل شمارهٔ ۳۳۰ : زرهٔ زلف بر قبا شکنی

غزل شمارهٔ ۳۳۱ : این چه شور است آخر ای جان کز جهان انگیختی

غزل شمارهٔ ۳۳۲ : جان بخشمت آن ساعت کز لب شکرم بخشی

غزل شمارهٔ ۳۳۳ : تا بیش دل خراب داری

غزل شمارهٔ ۳۳۴ : تب‌ها کشم از هجر تو شب‌های جدائی

غزل شمارهٔ ۳۳۵ : گلی از باغ وفا آمده‌ای

غزل شمارهٔ ۳۳۶ : باز از کرشمه زخمهٔ نو در فزوده‌ای

غزل شمارهٔ ۳۳۷ : تا حلقه‌های زلف به هم برشکسته‌ای

غزل شمارهٔ ۳۳۸ : چه کرده‌ام که مرا پایمال غم کردی

غزل شمارهٔ ۳۳۹ : آن لعل شکر خنده گر از هم بگشایی

غزل شمارهٔ ۳۴۰ : تاطرف کلاه برشکستی

غزل شمارهٔ ۳۴۱ : یا وصل تو را نشانه بایستی

غزل شمارهٔ ۳۴۲ : بر دیده ره خیال بستی

غزل شمارهٔ ۳۴۳ : عالم افروز بهارا که تویی

غزل شمارهٔ ۳۴۴ : گر زیر زلف بند او باد صبا جا یافتی

غزل شمارهٔ ۳۴۵ : چه کردم کاستین بر من فشاندی

غزل شمارهٔ ۳۴۶ : جان از تنم برآید چون از درم درآئی

غزل شمارهٔ ۳۴۷ : هر زمان بر جان من باری نهی

غزل شمارهٔ ۳۴۸ : دیدی که هیچگونه مراعات من نکردی

غزل شمارهٔ ۳۴۹ : ز بدخوئی دمی خو وانکردی

غزل شمارهٔ ۳۵۰ : کاشکی جز تو کسی داشتمی

غزل شمارهٔ ۳۵۱ : درآ کز یک نظر جان تازه کردی

غزل شمارهٔ ۳۵۲ : دوست داری که دوستدار کشی

غزل شمارهٔ ۳۵۳ : تا لوح جفا درست کردی

غزل شمارهٔ ۳۵۴ : ز دلت چه داد خواهم که نه داور منی

غزل شمارهٔ ۳۵۵ : خاک توام مرا چه خوری خون به دوستی

غزل شمارهٔ ۳۵۶ : دل نداند تو را چنان که توئی

غزل شمارهٔ ۳۵۷ : بانگ آمد از قنینه کباد بر خرابی

غزل شمارهٔ ۳۵۸ : دلم که مرغ تو آمد به دام باز گرفتی

غزل شمارهٔ ۳۵۹ : به خرد راه عشق می‌پوئی

غزل شمارهٔ ۳۶۰ : خود لطف بود چندان ای جان که تو داری

غزل شمارهٔ ۳۶۱ : صید توام فکندی و در خون گذاشتی

غزل شمارهٔ ۳۶۲ : به رخت چه چشم دارم که نظر دریغ داری

غزل شمارهٔ ۳۶۳ : زین نیم جان که دارم جانان چه خواست گوئی

غزل شمارهٔ ۳۶۴ : مرا روزی نپرسی کآخر ای غم‌خوار من چونی

غزل شمارهٔ ۳۶۵ : هرگز بود به شوخی چشم تو عبهری

غزل شمارهٔ ۳۶۶ : گر قصد جان نداری، خونم چرا خوری

غزل شمارهٔ ۳۶۷ : خطی بر سوسن از عنبر کشیدی

غزل شمارهٔ ۳۶۸ : هدیهٔ پای تو زر بایستی

غزل شمارهٔ ۳۶۹ : ناز جنگ‌آمیز جانان برنتابد هر دلی

غزل شمارهٔ ۳۷۰ : دشوار عشق بر دلم آسان نمی‌کنی

غزل شمارهٔ ۳۷۱ : گرنه تو ای زود سیر تشنهٔ خون منی

غزل شمارهٔ ۳۷۲ : چه کرد این بنده جز آزاد مردی

غزل شمارهٔ ۳۷۳ : مرا تا جان بود جانان تو باشی

غزل شمارهٔ ۳۷۴ : گر بر در وصالت امید بار بودی

غزل شمارهٔ ۳۷۵ : با هیچ دوست دست به پیمان نمی‌دهی

غزل شمارهٔ ۳۷۶ : دلم غارتیدی ز بس ترک‌تازی

غزل شمارهٔ ۳۷۷ : خاک شدم در تو را آب رخم چرا بری

غزل شمارهٔ ۳۷۸ : هر روز به هر دستی رنگی دگر آمیزی

غزل شمارهٔ ۳۷۹ : از بوالعجبی هردم رنگ دگر آمیزی

غزل شمارهٔ ۳۸۰ : ای دیده ره ز ظلمت غم چون برون بری

غزل شمارهٔ ۳۸۱ : عتاب رنگ به من نامه‌ای فرستادی

غزل شمارهٔ ۳۸۲ : ز من گسستی و با دیگران بپیوستی

غزل شمارهٔ ۳۸۳ : یک زبان داری و صد عشوه‌گری

غزل شمارهٔ ۳۸۴ : تو را افتد که با ما سر برآری

غزل شمارهٔ ۳۸۵ : در عشق، فتوح چیست؟ دانی

غزل شمارهٔ ۳۸۶ : گویم همه دل منی و جانی

غزل شمارهٔ ۳۸۷ : خاکم که مرا منی نیابی

غزل شمارهٔ ۳۸۸ : ماهی که مه از قفای او بینی

غزل شمارهٔ ۳۸۹ : داور جانی، پس این فریاد جان چون نشنوی

غزل شمارهٔ ۳۹۰ : ای رخ نورپاش تو پیشه گرفته دلبری

غزل شمارهٔ ۳۹۱ : دلم خاک تو شد گو باش من خون می‌خورم باری

غزل شمارهٔ ۳۹۲ : اذا ما الطیر غنت فی‌الصباح

غزل شمارهٔ ۳۹۳ : تعاطی الکاس من شان الصبوح

غزل شمارهٔ ۳۹۴ : ما انصف ندمانی لو انکر ادمانی

غزل شمارهٔ ۳۹۵ : یارب لیل مظلم قد قلت یارب ارحم

غزل شمارهٔ ۳۹۶ : قم بکرة و خذها با کورة الحیات

غزل شمارهٔ ۳۹۷ : از روی تو فروزد شمع سرای عیسی

غزل شمارهٔ ۳۹۸ : چو عمر رفته تو کس را به هیچ کار نیایی

غزل شمارهٔ ۳۹۹ : دیوانه شوم چون تو پری‌وار نمایی

غزل شمارهٔ ۴۰۰ : لاله رخا سمن برا سرو روان کیستی

غزل شمارهٔ ۴۰۱ : باز از نوای دلبری سازی دگرگون می‌زنی

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.