قصیدهٔ شمارهٔ ۷۸ : آمد بهار و نوبت صحرا شد
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ : آزردن ما زمانه خو دارد
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴ : خردمند را می چه گوید خرد؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ : کسی که قصد ز عالم به خواب و خور دارد
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ : خوب یکی نکته یادم است زاستاد
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ : جان و خرد رونده بر این چرخ اخضرند
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ : بالای هفت چرخ مدور دو گوهرند
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ : چند گردی گردم ای خیمهٔ بلند؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ : ای هفت مدبر که بر این پرده سرائید
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ : چند گوئی که؟ چو ایام بهار آید