قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶ : سفله جهان، ای پسر، چو چشمه شور است
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ : از گردش گیتی گله روا نیست
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ : مر چرخ را ضرر نیست وز گردشش خبر نیست
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ : چون در جهان نگه نکنی چون است؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ : ای پسر ار عمر تو یک ساعت است
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ : هر که گوید که چرخ بیکار است
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ : آن بی تن و جان چیست کو روان است؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ : ای آنکه جز طرب نه همی بینمت طلب
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ : بلی، بیگمان این جهان چون گیاست
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ : این جهان خواب است، خواب، ای پور باب