قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۰ : بینی آن باد که گوئی دم یارستی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۵ : آن جنگی مرد شایگانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۶ : دیوی است جهان پیر و غداری
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۷ : اگر زگردش جافی فلک همی ترسی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۸ : آن قوت جوانی وان صورت بهشتی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۹ : جهانا عهد با من جز چنین بستی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۰ : ای گرد گرد گنبد طارونی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۱ : آسایشت نبینم ای چرخ آسیائی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۲ : این کهن گیتی ببرد از تازه فرزندان ئوی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۳ : ای طمع کرده ز نادانی به عمر هرگزی