قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۴ : آمد و پیغام حجت گوشدار ای ناصبی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۱ : این چه خیمه است این که گوئی پر گهر دریاستی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۲ : دگر ره باز با هر کوهساری
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۳ : پیشهٔ این چرخ چیست؟ مفتعلی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۴ : جهان بازی گری داند مکن با این جهان بازی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۵ : ای به خطاها بصیر و جلد وملی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۶ : شادی و جوانی و پیشگاهی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۷ : ای آدمی به صورت و بیهیچ مردمی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۸ : گرت باید که تن خویش به زندان ندهی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۹ : چه چیز بهتر و نیکوتر است در دنیی؟