قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۵ : مر جان مرا روان مسکین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۶ : ای شده مشغول به کار جهان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷ : سوار سخن را ضمیر است میدان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۸ : بر جستن مراد دل ای مسکین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ : ز من معزول شد سلطان شیطان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۰ : حکمتی بشنو به فضل ای مستعین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۷ : از صحبت خلق دل گسستم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۸ : دوش تا هنگام صبح از وقت شام
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۹ : ای دل و هوش و خرد داده به شیطان رجیم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۰ : از دهر جفا پیشه زی که نالم؟