قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵ : از بهر چه این کبود طارم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۶ : ای بار خدای و کردگارم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۷ : ای شسته سر و روی به آب زمزم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۸ : ای عجب ار دشمن من خود منم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۹ : پانزده سال برآمد که به یمگانم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۰ : این چه خلق و چه جهان است، ای کریم؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶ : امتت را چون نبینی بر چه سانند؟ ای رسول
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۷ : حاجیان آمدند با تعظیم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۸ : این روزگار بیخطر و کار بینظام
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۹ : اگر کار بوده است و رفته قلم