قصیدهٔ شمارهٔ ۹۳ : نبینی بر درخت این جهان بار
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۴ : برکن زخواب غفلت پورا سر
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۵ : ای کهن گشته در سرای غرور
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۶ : ای گشته جهان و خوانده دفتر
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ : با خویشتن شمار کن ای هوشیار پیر
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۸ : ای چنبر گردنده بدین گوی مدور
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ : مردم سفله به سان گرسنه گربه
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ : این دهر باشگونه چو بستیزد
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۵ : چو تنها بوی گربهات مونس آید
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۶ : ز بند آز به جز عاقلان نرستهستند