حکایت : به گل گفتند: بلبل بس حقیرست
تمامی سخن : پری، با آنکه واقف میشد از دوست
نامهٔ هشتم از زبان معشوق به عاشق : زهی! گرد جهان سر گشته از من
غزل : همانا با منت یاری همین بود
فرد : نشاید در تو پیوستن به یاری
رسیدن نامهٔ عاشق به معشوق : چو پیش عاشق آمد نامهٔ دوست
مثنوی : نخواهی گشت با وصلم هم آواز
غزل : مشو عاشق، که جانت را بسوزد
شنیدن عاشق سخن معشوق را : به زودی قاصدی این نامه چون باد
فرد : نخواهم با تو پیوستن به یاری