در مذمت روزگار : جهان خالیست، من در گوشه زانم
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ – وله نورالله قبره : گریان در آخر شب، چون ابر نوبهاری
در مناجات : ازین گفتن، خدایا، شرم دارم
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ – وله سترالله عیوبه : ای روزهدار، اگر تو یک ریزه راز داری
آغاز ده نامه : شنیدم کز هوسناکان جوانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ – وله سترالله عیوبه : هرگز به جان فرا نرسی بیفروتنی
نامهٔ اول از زبان عاشق به معشوق : نسیم باد نوروزی، چه داری؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ – وله نورالله قبره : گر بدینصورت، که هستی، صرف خواهد شد جوانی
غزل : عنایتها توقع دارم از تو
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ – وله علیه الرحمه : جهان به دست تو دادند، تا ثواب کنی