پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

تک‌بیت شمارهٔ ۱ : نشاط دهر به زخم ندامت آغشته است

تک‌بیت شمارهٔ ۲ : پردهٔ شرم است مانع در میان ما و دوست

تک‌بیت شمارهٔ ۳ : می‌کند روز سیه بیگانه یاران را ز هم

تک‌بیت شمارهٔ ۴ : از دل خونگرم ما پیکان کشیدن مشکل است

تک‌بیت شمارهٔ ۵ : می‌شوند از سردمهری، دوستان از هم جدا

تک‌بیت شمارهٔ ۶ : تا ترا از دور دیدم، رفت عقل و هوش من

تک‌بیت شمارهٔ ۷ : از متاع عاریت بر خود دکانی چیده‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۸ : چون گنهکاری که هر ساعت ازو عضوی برند

تک‌بیت شمارهٔ ۹ : به رنگ زرد قناعت کن از ریاض جهان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰ : ز هم جدا نبود نوش و نیش این گلشن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱ : ز ابر دست ساقی جسم خشکم لاله زاری شد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲ : چنین که همت ما را بلند ساخته‌اند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳ : من آن وحشی غزالم دامن صحرای امکان را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴ : گرفتم سهل سوز عشق را اول، ندانستم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵ : دل عاشق ز گلگشت چمن آزرده‌تر گردد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۶ : هوس هر چند گستاخ است، عذرش صورتی دارد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۷ : نه بوی گل، نه رنگ لاله از جا می‌برد ما را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۸ : مکن تکلیف همراهی به ما ای سیل پا در گل

تک‌بیت شمارهٔ ۱۹ : چون گل ز ساده لوحی، در خواب ناز بودیم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۰ : نخل ما را ثمری نیست به جز گرد ملال

تک‌بیت شمارهٔ ۲۱ : اگر غفلت نهان در سنگ خارا می‌کند ما را

تک‌بیت شمارهٔ ۲۲ : ز چشم بد، خدا آن چشم میگون را نگه دارد!

تک‌بیت شمارهٔ ۲۳ : به ماه مصر ز یک پیرهن مضایقه کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۴ : چو تخم سوخته کز ابر تازه شد داغش

تک‌بیت شمارهٔ ۲۵ : چنان به فکر تو در خویشتن فرو رفتیم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۶ : فغان کز پوچ مغزی چون جرس در وادی امکان

تک‌بیت شمارهٔ ۲۷ : تا می‌توان گرفتن، ای دلبران به گردن

تک‌بیت شمارهٔ ۲۸ : که می‌آید به سر وقت دل ما جز پریشانی؟

تک‌بیت شمارهٔ ۲۹ : ندارد مزرع ما حاصلی غیر از تهیدستی

تک‌بیت شمارهٔ ۳۰ : کمان بیکار گردد چون هدف از پای بنشیند

تک‌بیت شمارهٔ ۳۱ : به چشم ظاهر اگر رخصت تماشا نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۳۲ : نسیم صبح از تاراج گلزار که می‌آید؟

تک‌بیت شمارهٔ ۳۳ : دل منه بر اختر دولت که در هر صبحدم

تک‌بیت شمارهٔ ۳۴ : عشق در کار دل سرگشتهٔ ما عاجزست

تک‌بیت شمارهٔ ۳۵ : طاعت زهاد را می‌بود اگر کیفیتی

تک‌بیت شمارهٔ ۳۶ : ای گل که موج خنده‌ات از سرگذشته است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۷ : چشم دلسوزی مدار از همرهان روز سیاه

تک‌بیت شمارهٔ ۳۸ : عنان به دست فرومایگان مده زنهار

تک‌بیت شمارهٔ ۳۹ : طالعی کو، که گشایم در گلزار ترا؟

تک‌بیت شمارهٔ ۴۰ : دست از جهان بشوی که اطفال حادثات

تک‌بیت شمارهٔ ۴۱ : دنیا به اهل خویش ترحم نمی‌کند

تک‌بیت شمارهٔ ۴۲ : شبنم نکرد داغ دل لاله را علاج

تک‌بیت شمارهٔ ۴۳ : به دشواری زلیخا داد از کف دامن یوسف

تک‌بیت شمارهٔ ۴۴ : ضیافتی که در آنجا توانگران باشند

تک‌بیت شمارهٔ ۴۵ : درین زمان که عقیم است جمله صحبتها

تک‌بیت شمارهٔ ۴۶ : در سر مستی گر از زانوی من بالین کنی

تک‌بیت شمارهٔ ۴۷ : از نگاه خشک، منع چشم من انصاف نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۴۸ : آنقدر همرهی از طالع خود می‌خواهم

تک‌بیت شمارهٔ ۴۹ : خنده چون مینای می کم کن، که چون خالی شدی

تک‌بیت شمارهٔ ۵۰ : آنچنان کز خط سواد مردمان روشن شود

تک‌بیت شمارهٔ ۵۱ : در گشاد کار خود مشکل‌گشایان عاجزند

تک‌بیت شمارهٔ ۵۲ : یک ره ای آتش به فریاد سپند من برس

تک‌بیت شمارهٔ ۵۳ : چرخ را آرامگاه عافیت پنداشتم

تک‌بیت شمارهٔ ۵۴ : دریا بغل گشاده به ساحل نهاد روی

تک‌بیت شمارهٔ ۵۵ : می زیر دست خود نکند هوشمند را

تک‌بیت شمارهٔ ۵۶ : یوسف ما ز تهیدستی خلق آگاه است

تک‌بیت شمارهٔ ۵۷ : هوشمندی که به هنگامهٔ مستان افتد

تک‌بیت شمارهٔ ۵۸ : راه خوابیده رسانید به منزل خود را

تک‌بیت شمارهٔ ۵۹ : نهان از پرده‌های چشم می‌گریم، نه آن شمعم

تک‌بیت شمارهٔ ۶۰ : فرو خوردم ز غیرت گریهٔ مستانهٔ خود را

تک‌بیت شمارهٔ ۶۱ : دربهاران، پوست بر تن، پردهٔ بیگانگی است

تک‌بیت شمارهٔ ۶۲ : چشم ترا به سرمه کشیدن چه حاجت است؟

تک‌بیت شمارهٔ ۶۳ : از همان راهی که آمد گل، مسافر می‌شود

تک‌بیت شمارهٔ ۶۴ : چون زندگی بکام بود مرگ مشکل است

تک‌بیت شمارهٔ ۶۵ : ز دلسیاهی آب حیات می‌آید

تک‌بیت شمارهٔ ۶۶ : شکوه مهر خامشی می‌خواست گیرد از لبم

تک‌بیت شمارهٔ ۶۷ : ریشهٔ نخل کهنسال از جوان افزونترست

تک‌بیت شمارهٔ ۶۸ : در دل آهن کند فریاد مظلومان اثر

تک‌بیت شمارهٔ ۶۹ : کشور دیوانگی امروز معمور از من است

تک‌بیت شمارهٔ ۷۰ : از هایهای گریهٔ من، چون صدای آب

تک‌بیت شمارهٔ ۷۱ : دیدن گل از قفس، بارست بر مرغ چمن

تک‌بیت شمارهٔ ۷۲ : دوام عشق اگر خواهی، مکن با وصل آمیزش

تک‌بیت شمارهٔ ۷۳ : این زمان در زیر بار کوه منت می‌روم

تک‌بیت شمارهٔ ۷۴ : یا خم می، یا سبو، یا خشت، یا پیمانه کن

تک‌بیت شمارهٔ ۷۵ : پرواز من به بال و پر توست، زینهار

تک‌بیت شمارهٔ ۷۶ : هر سر موی تو از غفلت به راهی می‌رود

تک‌بیت شمارهٔ ۷۷ : کاش وقت آمدن واقف ز رفتن می‌شدم

تک‌بیت شمارهٔ ۷۸ : دل را حیات از نفس آرمیده است

تک‌بیت شمارهٔ ۷۹ : به بوی گل ز خواب بیخودی بیدار شد بلبل

تک‌بیت شمارهٔ ۸۰ : خیرگی دارد ترا محروم، ورنه گلرخان

تک‌بیت شمارهٔ ۸۱ : این زمان بی‌برگ و بارم، ورنه از جوش ثمر

تک‌بیت شمارهٔ ۸۲ : کم نشد از گریهٔ مستانه، خواب غفلتم

تک‌بیت شمارهٔ ۸۳ : با تهی‌چشمان چه سازد نعمت روی زمین؟

تک‌بیت شمارهٔ ۸۴ : بر جرم من ببخش که آورده‌ام شفیع

تک‌بیت شمارهٔ ۸۵ : ده در شود گشاده، شود بسته چون دری

تک‌بیت شمارهٔ ۸۶ : هر چند حسن را خطر از چشم پاک نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۸۷ : از کوه غم اگر چه دو تا گشته قامتم

تک‌بیت شمارهٔ ۸۸ : غافل مشو که وقت شناسان نوبهار

تک‌بیت شمارهٔ ۸۹ : در گردش آورید می لعل‌فام را

تک‌بیت شمارهٔ ۹۰ : دل چو شد افسرده، از جسم گرانجان پاره‌ای است

تک‌بیت شمارهٔ ۹۱ : پای به خواب رفتهٔ کوه تحملم

تک‌بیت شمارهٔ ۹۲ : بوسه را در نامه می‌پیچد برای دیگران

تک‌بیت شمارهٔ ۹۳ : ازان چون موی آتش دیده یک دم نیست آرامم

تک‌بیت شمارهٔ ۹۴ : کسی به موی نیاویخته است خرمن گل

تک‌بیت شمارهٔ ۹۵ : جنون به بادیه پرورده چون سراب مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۹۶ : به دامان قیامت پاک نتوان کرد خون من

تک‌بیت شمارهٔ ۹۷ : سیاه در دو جهان باد، روی موی سفید!

تک‌بیت شمارهٔ ۹۸ : نیست ممکن راه شبنم را به رنگ و بو زدن

تک‌بیت شمارهٔ ۹۹ : درین ستمکده آن شمع تیره روزم من

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۰ : مکش ز دست من آن ساعد نگارین مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۱ : جنون دوری من بیش می‌شود از سنگ

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۲ : گر چه چون آبله بر هر کف پا بوسه زدم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۳ : منم آن نخل خزان دیده کز اسباب جهان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۴ : همه شب قافلهٔ نالهٔ من در راه است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۵ : زنگیان دشمن آیینهٔ بی‌زنگارند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۶ : روزگاری است که با ریگ روان همسفرم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۷ : گر چه چون سرو تماشاگه اهل نظرم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸ : آن نفس باخته غواص جگرسوخته‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۹ : ز فیض سرمهٔ حیرت درین تماشاگاه

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۰ : درین بساط، من آن آدم سیه‌کارم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۱ : به بوی پیرهن از دوست صلح نتوان کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۲ : چو برگ، بر سر حاصل نمی‌توان لرزید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۳ : می‌شوم گل، در گریبان خار می‌افتد مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۴ : بس که دارم انفعال از بی‌وجودیهای خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۵ : چندان که پا ز کوی خرابات می‌کشم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۶ : غمگین نیم که خلق شمارند بد مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۷ : ز زندگانی خود، چرخ سیر کرد مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۸ : گرفت نفس غیور اختیار از دستم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۹ : خانه بر دوش‌تر از ابر بهاران بودم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۰ : سبک از عقل به یک رطل گران کرد مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۱ : گر چو خورشید به خود تیغ زنم، معذورم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۲ : وادی پیموده را از سر گرفتن مشکل است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۳ : می‌کنم در جرعهٔ اول سبکبارش ز غم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۴ : فیض صبح زنده‌دل بیش است از دلهای شب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۵ : برنمی‌آیم به رنگی هر زمان چون نوبهار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۶ : تا ننوشانم، نگردد در مذاقم خوشگوار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۷ : چون ز دنیا نعمت الوان هوس باشد مرا؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۸ : در طریقت، بار هر کس را که نگرفتم به دوش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۹ : قامت خم برد آرام و قرار از جان من

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۰ : نخل امید مرا جز بار دل حاصل نبود

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۱ : ز من به نکتهٔ رنگین چو لاله قانع شو

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۲ : فنای من به نسیم بهانه‌ای بندست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۳ : نیست جز پاکی دامن گنهم چون مه مصر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۴ : فغان که همچو قلم نیست از نگون‌بختی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۵ : چون گل، درین حدیقه که جای قرار نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۶ : نیرنگ چرخ، چون گل رعنا درین چمن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۷ : مانند لاله، سوخته نانی است روزیم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۸ : روی تلخ دایه نتواند مرا خاموش کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۹ : از نسیم گل پریشان گردد اوراق حواس

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۰ : برنمی‌دارد به رغم من، نظر از خاک راه

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۱ : گران نیم به خریدار از سبکروحی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۲ : ز حسن عاقبت عشق چشم آن دارم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۳ : پیری مرا به گوشهٔ عزلت دلیل شد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۴ : عشقم چنان ربود که دنیا و آخرت

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۵ : بس که دیدم سردمهری از نسیم نوبهار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۶ : بر خاطر موج است گران، دیدن ساحل

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۷ : عمر شد در گوشمالم صرف، گویا روزگار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۸ : پرتو منت کند دلهای روشن را سیاه

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۹ : تا در کمند رشتهٔ هستی فتاده‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۰ : سیل از ویرانهٔ من شرمساری می‌برد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۱ : از نوازش، منت روی زمین دارد به من

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۲ : می‌کشم تهمت سجادهٔ تزویر از خلق

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۳ : مرا ز کوی خرابات، پای رفتن نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۴ : چنان ز تنگی این بوستان در آزارم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۵ : گر بدانی چه قدر تشنهٔ دیدار توام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۶ : شب زلف سیه افسانهٔ خوابم شده بود

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۷ : نکرده بود تماشا هنوز قامت راست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۸ : اگر تپیدن دل ترجمان نمی‌گردید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۹ : عشق سازد ز هوس پاک، دل آدم را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۶۰ : کی سبکباری ز همراهان کند غافل مرا؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۶۱ : هر که می‌بیند چو کشتی بر لب ساحل مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۶۲ : چه حاجت است به رهبر، که گوشهٔ چشمش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۶۳ : از عزیزان جهان هر کس به دولت می‌رسد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۶۴ : دل چو رو گرداند، بر گرداندن او مشکل است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۶۵ : شور و غوغا نبود در سفر اهل نظر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۶۶ : حرصی که داشتم به شکار پری رخان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۶۷ : در بیابانی که از نقش قدم بیش است چاه

تک‌بیت شمارهٔ ۱۶۸ : با چنین سامان حسن ای غنچه‌لب انصاف نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۶۹ : صورت حال جهان زنگی و من آیینه‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۷۰ : خون هزار بوسه به دل جوش می‌زند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۷۱ : خضر آورد برون ز سیاهی گلیم خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۷۲ : می‌داشت کاش حوصلهٔ یک نگاه دور

تک‌بیت شمارهٔ ۱۷۳ : صد کاسه خون اگر چه کشیدم درین چمن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۷۴ : چو گردباد به سرگشتگی برآمده‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۷۵ : هزار لطف طمع داشتم ز ساده‌دلی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۷۶ : آشنایی به کسی نیست درین خانه مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۷۷ : کو عشق تا به هم شکند هستی مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۷۸ : تا آتش از دلم نکشد شعله چون چنار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۷۹ : چون فلاخن کز وصال سنگ دست‌افشان شود

تک‌بیت شمارهٔ ۱۸۰ : با دل بی آرزو، بر دل گرانم یار را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۸۱ : غم عالم فراوان است و من یک غنچه‌دل دارم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۸۲ : اگر تو دامن خود را به دست ما ندهی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۸۳ : چنان شد عام در ایام ما ذوق گرفتاری

تک‌بیت شمارهٔ ۱۸۴ : بنه بر طاق نسیان زهد را چون شیشهٔ خالی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۸۵ : به هشیاران فشان این دانهٔ تسبیح را زاهد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۸۶ : مکرر بود وضع روز و شب، آن ساقی جانها

تک‌بیت شمارهٔ ۱۸۷ : چو شد زهر عادت، مضرت نبخشد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۸۸ : ز زندگی چه به کرکس رسد جز مردار؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۸۹ : ز جسم، جان گنهکار را ملالی نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۹۰ : ز گریه ابر سیه می‌شود سفید آخر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۹۱ : ازان ز داغ نهان پرده برنمی‌دارم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۹۲ : نسیم ناامیدی بد ورق گرداندنی دارد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۹۳ : همین است پیغام گلهای رعنا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۹۴ : نخلی که از ثمر نیست، جز سنگ در کنارش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۹۵ : کار موقت به وقت است، که چون وقت رسید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۹۶ : امید من به خاموشی، یکی ده گشت تا دیدم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۹۷ : گوشی نخراشد ز صدای جرس ما

تک‌بیت شمارهٔ ۱۹۸ : به ما حرارت دوزخ چه می‌تواند کرد؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۹۹ : مرا از صافی مشرب ز خود دانند هر قومی

تک‌بیت شمارهٔ ۲۰۰ : چه حاجت است به خال آن بیاض گردن را؟

تک‌بیت شمارهٔ ۲۰۱ : دلم هر لحظه از داغی به داغ دیگر آویزد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۰۲ : ز افتادگی به مسند عزت رسیده است

تک‌بیت شمارهٔ ۲۰۳ : غافلان را گوش بر آواز طبل رحلت است

تک‌بیت شمارهٔ ۲۰۴ : دلت ای غنچه محال است سبکبار شود

تک‌بیت شمارهٔ ۲۰۵ : دعوی سوختگی پیش من ای لاله مکن

تک‌بیت شمارهٔ ۲۰۶ : غم مردن نبود جان غم اندوخته را

تک‌بیت شمارهٔ ۲۰۷ : چه قدر راه به تقلید توان پیمودن؟

تک‌بیت شمارهٔ ۲۰۸ : سینه‌ها را خامشی گنجینهٔ گوهر کند

تک‌بیت شمارهٔ ۲۰۹ : در دیار عشق، کس را دل نمی‌سوزد به کس

تک‌بیت شمارهٔ ۲۱۰ : ساده لوحان جنون از بیم محشر فارغند

تک‌بیت شمارهٔ ۲۱۱ : زود گردد چهرهٔ بی‌شرم، پامال نگاه

تک‌بیت شمارهٔ ۲۱۲ : عالم از افسردگان یک چشم خواب آلود شد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۱۳ : شد ره خوابیده بیدار و همان آسوده‌اند

تک‌بیت شمارهٔ ۲۱۴ : بپذیر عذر باده‌کشان را، که همچو موج

تک‌بیت شمارهٔ ۲۱۵ : مشمر ز عمر خود نفس ناشمرده را

تک‌بیت شمارهٔ ۲۱۶ : می‌کند باد مخالف، شور دریا را زیاد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۱۷ : ساحلی نیست به جز دامن صحرای عدم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۱۸ : گریه بسیار بود، نو به وجود آمده را

تک‌بیت شمارهٔ ۲۱۹ : عیدست مرگ، دست به هستی فشانده را

تک‌بیت شمارهٔ ۲۲۰ : چند باشم زان رخ مستور، قانع با خیال ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۲۲۱ : شبنم ز باغبان نکشد منت وصال

تک‌بیت شمارهٔ ۲۲۲ : آسمان آسوده است از بیقراری‌های ما

تک‌بیت شمارهٔ ۲۲۳ : چون آمدی به کوی خرابات بی‌طلب

تک‌بیت شمارهٔ ۲۲۴ : شاید به جوی رفته کند آب بازگشت

تک‌بیت شمارهٔ ۲۲۵ : عقل میزان تفاوت در میان می‌آورد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۲۶ : شد جهان در چشم من از رفتن جانان سیاه

تک‌بیت شمارهٔ ۲۲۷ : میل دل با طاق ابروی بتان امروز نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۲۲۸ : آسمانها در شکست من کمرها بسته‌اند

تک‌بیت شمارهٔ ۲۲۹ : از خرابی چون نگه دارم دل دیوانه را؟

تک‌بیت شمارهٔ ۲۳۰ : حسن و عشق پاک را شرم و حیا در کار نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۲۳۱ : رحم کن بر ما سیه بختان، که با آن سرکشی

تک‌بیت شمارهٔ ۲۳۲ : کم نشد از گریه اندوهی که در دل داشتم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۳۳ : دریاب اگر اهل دلی، پیشتر از صبح

تک‌بیت شمارهٔ ۲۳۴ : خمارآلودهٔ یوسف به پیراهن نمی‌سازد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۳۵ : مه نو می‌نماید گوشهٔ ابرو، تو هم ساقی

تک‌بیت شمارهٔ ۲۳۶ : جان محال است که در جسم بود فارغبال

تک‌بیت شمارهٔ ۲۳۷ : غنان سیل را هرگز شکست پل نمی‌گیرد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۳۸ : حیات جاودان بی‌دوستان مرگی است پابرجا

تک‌بیت شمارهٔ ۲۳۹ : به امیدی که چون باد بهار از در درون آیی

تک‌بیت شمارهٔ ۲۴۰ : شود آسان دل از جان برگرفتن در کهنسالی

تک‌بیت شمارهٔ ۲۴۱ : سزای توست چون گل گریهٔ تلخ پشیمانی

تک‌بیت شمارهٔ ۲۴۲ : شکایت نامهٔ ما سنگ را در گریه می‌آرد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۴۳ : میان اگر نکنی باز، اختیار از توست

تک‌بیت شمارهٔ ۲۴۴ : با نامرادی از همه کس زخم می‌خوریم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۴۵ : در رزمگه، برهنه چو شمشیر می‌رویم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۴۶ : تا دور ازان لب شکرین همچو نی شدیم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۴۷ : شیوهٔ ما سخت جانان نیست اظهار ملال

تک‌بیت شمارهٔ ۲۴۸ : گریه بر حال کسان بیشتر از خود داریم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۴۹ : یارب، که دعا کرد که چون قافلهٔ موج

تک‌بیت شمارهٔ ۲۵۰ : مادر از فرزند ناهموار خجلت می‌کشد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۵۱ : همطالع بیدیم درین باغ، که باشد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۵۲ : گردبادی را که می‌بینی درین دامان دشت

تک‌بیت شمارهٔ ۲۵۳ : اینجاکه منم، قیمت دل هر دو جهان است

تک‌بیت شمارهٔ ۲۵۴ : هر چند از بلای خدا می‌رمند خلق

تک‌بیت شمارهٔ ۲۵۵ : هستی ز ما مجوی، که در اولین نفس

تک‌بیت شمارهٔ ۲۵۶ : چون بر زبان حدیث خداترسی آوریم ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۲۵۷ : بار گران، سبک به امید فکندن است

تک‌بیت شمارهٔ ۲۵۸ : روشن شود چراغ دل ما ز یکدیگر

تک‌بیت شمارهٔ ۲۵۹ : نارساییهای طالع مانع است از اتحاد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۶۰ : بر دلی ننشیند از گفتار ما هرگز غبار

تک‌بیت شمارهٔ ۲۶۱ : چون حباب از یکدلان باده نابیم ما

تک‌بیت شمارهٔ ۲۶۲ : بلبلان در راه ما بیهوده می‌ریزند خار

تک‌بیت شمارهٔ ۲۶۳ : از غبار کاروان چون چشم برداریم ما؟

تک‌بیت شمارهٔ ۲۶۴ : هر که پا کج می‌گذارد، ما دل خود می‌خوریم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۶۵ : صاحب نامند از ما عالم و ما تیره‌روز

تک‌بیت شمارهٔ ۲۶۶ : هیچ کس را دل نمی‌سوزد به درد ما، مگر

تک‌بیت شمارهٔ ۲۶۷ : آنچه ما از دلسیاهی با جوانی کرده‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۶۸ : نیست در طینت جدایی عاشق و معشوق را

تک‌بیت شمارهٔ ۲۶۹ : از شبیخون خمار صبحدم آسوده‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۷۰ : چشم ما چون زاهدان بر میوهٔ فردوس نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۲۷۱ : از حجاب عشق نتوانیم بالا کرد سر

تک‌بیت شمارهٔ ۲۷۲ : با رفیقان موافق، بند و زندان گلشن است

تک‌بیت شمارهٔ ۲۷۳ : در گرفتاری ز بس ثابت‌قدم افتاده‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۷۴ : فیض ما دیوانگان کم نیست از ابر بهار

تک‌بیت شمارهٔ ۲۷۵ : رزق ما آید به پای میهمان از خوان غیب

تک‌بیت شمارهٔ ۲۷۶ : از بال و پر غبار تمنا فشانده‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۷۷ : روزگاری است که در دیر مغان می‌ریزد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۷۸ : نسیم صبح فنا تیغ بر کف استاده است

تک‌بیت شمارهٔ ۲۷۹ : پیری و طفل‌مزاجی به هم آمیخته‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۸۰ : غنچهٔ دلگیر ما را برگ شکرخند نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۲۸۱ : هرچند دیده‌ها را، نادیده می‌شماری

تک‌بیت شمارهٔ ۲۸۲ : گفتیم وقت پیری، در گوشه‌ای نشینیم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۸۳ : خوش بود در قدم صافدلان جان دادن

تک‌بیت شمارهٔ ۲۸۴ : ما از تو جداییم به صورت، نه به معنی

تک‌بیت شمارهٔ ۲۸۵ : مهرهٔ گل، پی بازیچهٔ اطفال خوش است

تک‌بیت شمارهٔ ۲۸۶ : تیره روزیم، ولی شب همه شب می‌سوزد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۸۷ : تو پا به دامن منزل بکش که تا دامن

تک‌بیت شمارهٔ ۲۸۸ : دولت بیدار اگر یک چند بیخوابی کشید

تک‌بیت شمارهٔ ۲۸۹ : مرا از قید مذهبها برون آورد عشق او

تک‌بیت شمارهٔ ۲۹۰ : به یک کرشمه که در کار آسمان کردی

تک‌بیت شمارهٔ ۲۹۱ : گفتگوی کفر و دین آخر به یک جا می‌کشد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۹۲ : بر کلاه خود حباب‌آسا چه می‌لرزی، که شد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۹۳ : تا کرد ترک می دلم، یک شربت آب خوش نخورد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۹۴ : نمی‌بود اینقدر خواب غرور دلبران سنگین

تک‌بیت شمارهٔ ۲۹۵ : دلم به پاکی دامان غنچه می‌لرزد

تک‌بیت شمارهٔ ۲۹۶ : صحبت غنیمت است به هم چون رسیده‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۲۹۷ : نیست صائب ملک تنگ بی‌غمی جای دو شاه

تک‌بیت شمارهٔ ۲۹۸ : چو فرد آینه با کاینات یکرو باش

تک‌بیت شمارهٔ ۲۹۹ : جز این که داد سر خویش را به باد حباب

تک‌بیت شمارهٔ ۳۰۰ : چنان که شیر کند خواب طفل را شیرین

تک‌بیت شمارهٔ ۳۰۱ : نمی‌خلد به دلی نالهٔ شکایت من

تک‌بیت شمارهٔ ۳۰۲ : از رخت آیینه را خوش دولتی رو داده است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۰۳ : بهشت بر مژه تصویر می‌کند مهتاب

تک‌بیت شمارهٔ ۳۰۴ : فروغ صحبت روشندلان غنیمت دان

تک‌بیت شمارهٔ ۳۰۵ : ایمنی جستم ز ویرانی، ندانستم که چرخ

تک‌بیت شمارهٔ ۳۰۶ : شاه و گدا به دیدهٔ دریادلان یکی است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۰۷ : از چشم نیم‌مست تو با یک جهان شراب

تک‌بیت شمارهٔ ۳۰۸ : من در حجاب عشقم و او در نقاب شرم

تک‌بیت شمارهٔ ۳۰۹ : به احتیاط ز دست خضر پیاله بگیر

تک‌بیت شمارهٔ ۳۱۰ : مجوی در سفر بیخودی مقام از من

تک‌بیت شمارهٔ ۳۱۱ : بود ز وضع جهان هایهای گریهٔ من

تک‌بیت شمارهٔ ۳۱۲ : من آن شکسته بنایم درین خراب آباد

تک‌بیت شمارهٔ ۳۱۳ : اهل همت را مکرر دردسر دادن خطاست

تک‌بیت شمارهٔ ۳۱۴ : آبرو در پیش ساغر ریختن دون‌همتی است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۱۵ : معیار دوستان دغل، روز حاجت است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۱۶ : خاکیان پاک طینت، دانهٔ یک سبحه‌اند

تک‌بیت شمارهٔ ۳۱۷ : واسوختگی شیوهٔ ما نیست، و گرنه

تک‌بیت شمارهٔ ۳۱۸ : خودنمایی نیست کار خاکساران، ور نه من

تک‌بیت شمارهٔ ۳۱۹ : بس که گشتم مضطرب از لطف بی‌اندازه‌اش

تک‌بیت شمارهٔ ۳۲۰ : صد عقده زهد خشک به کارم فکنده بود

تک‌بیت شمارهٔ ۳۲۱ : دست بر هر چه فشاندم به رگ جان آویخت

تک‌بیت شمارهٔ ۳۲۲ : گفتم از وادی غفلت قدمی بردارم

تک‌بیت شمارهٔ ۳۲۳ : همین نه خانهٔ ما در گذار سیلاب است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۲۴ : در عالم فانی که بقا پا به رکاب است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۲۵ : دارد خط پاکی به کف از ساده‌دلیها

تک‌بیت شمارهٔ ۳۲۶ : چون کوه، بزرگان جهان آنچه به سائل

تک‌بیت شمارهٔ ۳۲۷ : اگر چه موی سفیدست صبح آگاهی

تک‌بیت شمارهٔ ۳۲۸ : از مردم دنیا طمع هوش مدارید

تک‌بیت شمارهٔ ۳۲۹ : در دست دیگران بود آزاد کردنم

تک‌بیت شمارهٔ ۳۳۰ : چشم از برای روی عزیزان بود به کار

تک‌بیت شمارهٔ ۳۳۱ : از بهار نوجوانی آنچه برجا مانده است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۳۲ : ذوق نظارهٔ گل در نگه پنهان است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۳۳ : دخل جهان سفله نگردد به خرج کم

تک‌بیت شمارهٔ ۳۳۴ : خار خاری به دل از عمر سبکرو مانده است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۳۵ : شب که صحبت به حدیث سر زلف تو گذشت

تک‌بیت شمارهٔ ۳۳۶ : کرد تسلیم به من مسند بیتابی را

تک‌بیت شمارهٔ ۳۳۷ : برسان زود به من کشتی می را ساقی

تک‌بیت شمارهٔ ۳۳۸ : رفتن از عالم پر شور به از آمدن است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۳۹ : کدام راه زد این مطرب سبک مضراب ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۳۴۰ : در چشم پاکبازان، آن دلنواز پیداست

تک‌بیت شمارهٔ ۳۴۱ : غیر از خدا که هرگز، در فکر او نبودی

تک‌بیت شمارهٔ ۳۴۲ : عتاب و لطف ز ابروی گلرخان پیداست

تک‌بیت شمارهٔ ۳۴۳ : مرا که خرمن گل در کنار می‌باید

تک‌بیت شمارهٔ ۳۴۴ : دل آزاده درین باغ اقامت نکند

تک‌بیت شمارهٔ ۳۴۵ : به خموشی نشود راز محبت مستور

تک‌بیت شمارهٔ ۳۴۶ : بی طراوت نشود سرو جوانی که تراست

تک‌بیت شمارهٔ ۳۴۷ : حرف حق گرچه بلندست زمن چون منصور

تک‌بیت شمارهٔ ۳۴۸ : هر که افتاد، ز افتادگی ایمن گردد

تک‌بیت شمارهٔ ۳۴۹ : بحر، روشنگر آیینهٔ سیلاب بود

تک‌بیت شمارهٔ ۳۵۰ : بید مجنونیم در بستانسرای روزگار

تک‌بیت شمارهٔ ۳۵۱ : اظهار عشق را به زبان احتیاج نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۳۵۲ : استاده‌اند بر سر پا شعله‌ها تمام

تک‌بیت شمارهٔ ۳۵۳ : نیست باز آمدن از فکر و خیال تو مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۳۵۴ : پیشی قافلهٔ ما به سبکباری نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۳۵۵ : ز خم طلوع سهیل شراب نزدیک است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۵۶ : به هر چه دست زنی، می‌توان خمار شکست

تک‌بیت شمارهٔ ۳۵۷ : نالهٔ سوخته جانان به اثر نزدیک است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۵۸ : کار آتش کند آبی که به تلخی بخشند

تک‌بیت شمارهٔ ۳۵۹ : در پایهٔ خود، هیچ کسی خرد نباشد

تک‌بیت شمارهٔ ۳۶۰ : بس که با سنگ ز سختی دل من یکرنگ است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۶۱ : حفظ صورت می‌توان کردن به ظاهر در نماز

تک‌بیت شمارهٔ ۳۶۲ : مست نتوان کرد زاهد را به صد جام شراب

تک‌بیت شمارهٔ ۳۶۳ : می‌توان بر خود گوارا کرد مرگ تلخ را

تک‌بیت شمارهٔ ۳۶۴ : گفتگوی اهل غفلت قابل تاویل نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۳۶۵ : با خیال خشک تا کی سر به یک بالین نهم ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۳۶۶ : نیست از مستی، زنم گر شیشهٔ خالی به سنگ

تک‌بیت شمارهٔ ۳۶۷ : عشق از ره تکلیف به دل پا نگذارد

تک‌بیت شمارهٔ ۳۶۸ : گر چاک گریبان ننکند راهنمایی

تک‌بیت شمارهٔ ۳۶۹ : از بس کتاب در گرو باده کرده‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۳۷۰ : یک نقطه انتخاب نکرده است هیچ کس

تک‌بیت شمارهٔ ۳۷۱ : در ظاهر اگر شهپر پرواز نداریم

تک‌بیت شمارهٔ ۳۷۲ : روشن شود از ریختن اشک، دل ما

تک‌بیت شمارهٔ ۳۷۳ : احوال خود به گریه ادا می‌کنیم ما

تک‌بیت شمارهٔ ۳۷۴ : تنها نه‌ایم در ره دور و دراز عشق

تک‌بیت شمارهٔ ۳۷۵ : پرستشی که مدام است، می پرستی ماست

تک‌بیت شمارهٔ ۳۷۶ : نیست پروای عدم دلزدهٔ هستی را

تک‌بیت شمارهٔ ۳۷۷ : پیاله‌ای که ترا وارهاند از هستی

تک‌بیت شمارهٔ ۳۷۸ : از شب بخت سیاهم صبح امیدی نزاد

تک‌بیت شمارهٔ ۳۷۹ : غافل مشو ز مرگ، که در چشم اهل هوش

تک‌بیت شمارهٔ ۳۸۰ : کفارهٔ شراب خوریهای بی حساب

تک‌بیت شمارهٔ ۳۸۱ : روشندلان همیشه سفر در وطن کنند

تک‌بیت شمارهٔ ۳۸۲ : در محرم تا چه خونها در دل مردم کند

تک‌بیت شمارهٔ ۳۸۳ : می‌شوم من داغ، هر کس را که می‌سوزد فلک

تک‌بیت شمارهٔ ۳۸۴ : جوی شیر از جگل سنگ بریدن سهل است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۸۵ : سیل درماندهٔ کوتاهی دیوار من است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۸۶ : دوستان آینهٔ صورت احوال همند

تک‌بیت شمارهٔ ۳۸۷ : از خون چو داغ لاله حصار دل من است

تک‌بیت شمارهٔ ۳۸۸ : با پاکدامنان نظری هست حسن را

تک‌بیت شمارهٔ ۳۸۹ : نالهٔ مظلوم در ظالم سرایت می‌کند

تک‌بیت شمارهٔ ۳۹۰ : درین دو هفته که مهمان این چمن شده‌ای

تک‌بیت شمارهٔ ۳۹۱ : خزان ز غنچهٔ تصویر، راست می‌گذرد

تک‌بیت شمارهٔ ۳۹۲ : به قرب گلعذاران دل مبندید

تک‌بیت شمارهٔ ۳۹۳ : غربت مپسندید که افتید به زندان

تک‌بیت شمارهٔ ۳۹۴ : تیره بختیهای ما از پستی اقبال نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۳۹۵ : بر حسن زود سیر بهار اعتماد نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۳۹۶ : از حال دل مپرس که با اهل عقل چیست

تک‌بیت شمارهٔ ۳۹۷ : خواهد ثواب بت شکنان یافت روز حشر

تک‌بیت شمارهٔ ۳۹۸ : پیوسته است سلسله موجها به هم

تک‌بیت شمارهٔ ۳۹۹ : غافل مشو ز پاس دل بیقرار ما

تک‌بیت شمارهٔ ۴۰۰ : جام شراب، مرهم دلهای خسته است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۰۱ : صد بیابان درمیان دارند از بی نسبتی

تک‌بیت شمارهٔ ۴۰۲ : خنده بیجاست برق گریهٔ بی اختیار

تک‌بیت شمارهٔ ۴۰۳ : جز روی او که در عرق شرم غوطه زد

تک‌بیت شمارهٔ ۴۰۴ : کنعان ز آب دیده یعقوب شد خراب

تک‌بیت شمارهٔ ۴۰۵ : غافل است از جنبش بی اختیار نبض خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۴۰۶ : گردن مکش ز تیغ شهادت که این زلال

تک‌بیت شمارهٔ ۴۰۷ : از ما سراغ منزل آسودگی مجو

تک‌بیت شمارهٔ ۴۰۸ : این گردباد نیست که بالا گرفته است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۰۹ : غم پوشش برونم را گرفته است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۱۰ : ز فکر جامه ونان چون برآیم ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۴۱۱ : از دست رستخیز حوادث کجا رویم ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۴۱۲ : برگرد به میخانه ازین توبهٔ ناقص

تک‌بیت شمارهٔ ۴۱۳ : یک دلشده در دام نگاهت نگرفته است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۱۴ : خمیازهٔ نشاط است، روی گشادهٔ گل

تک‌بیت شمارهٔ ۴۱۵ : سپهر خون به دلم می‌کند، نمی‌داند

تک‌بیت شمارهٔ ۴۱۶ : هست امید زیستن از بام چرخ افتاده را

تک‌بیت شمارهٔ ۴۱۷ : سنبل زلف از رخش تا برکنار افتاده است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۱۸ : سیل در بنیاد تقوی از بهار افتاده است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۱۹ : نه لباس تندرستی، نه امید پختگی

تک‌بیت شمارهٔ ۴۲۰ : هرگز از من چون کمان بر دست کس زوری نرفت

تک‌بیت شمارهٔ ۴۲۱ : داغ می گل گل به طرف دامنم افتاده است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۲۲ : تا گذشتی گرم چون خورشید از ویرانه‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۴۲۳ : غفلت پیریم از عهد جوانی بیش است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۲۴ : بخت ما چون بید مجنون سرنگون افتاده است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۲۵ : می‌توان خواند از جبین خاک، احوال مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۴۲۶ : داند که روح در تن خاکی چه می‌کشد

تک‌بیت شمارهٔ ۴۲۷ : چون غنچه این بساط که بر خویش چیده‌ای

تک‌بیت شمارهٔ ۴۲۸ : تا دل از دستم شراب ارغوانی برده است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۲۹ : آن که بزم غیر را از خنده پر گل کرده است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۳۰ : این چه رخسارست، گویا چهره پرداز بهار

تک‌بیت شمارهٔ ۴۳۱ : نقش پای رفتگان هموار سازد راه را

تک‌بیت شمارهٔ ۴۳۲ : مرا به بلبل تصویر رحم می‌آید

تک‌بیت شمارهٔ ۴۳۳ : جان می‌دهد چو شمع برای نسیم صبح

تک‌بیت شمارهٔ ۴۳۴ : از باده خشک لب شدن و مردنم یکی است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۳۵ : خاطر از سبحه و زنار مکدر شده است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۳۶ : شبنم از سعی به سرچشمهٔ خورشید رسید

تک‌بیت شمارهٔ ۴۳۷ : هیچ کس مشکل ما را نتوانست گشود

تک‌بیت شمارهٔ ۴۳۸ : ای که می‌پرسی ز صحبتها گریزانی چرا

تک‌بیت شمارهٔ ۴۳۹ : از مرگ به ما نیم نفس بیش نمانده است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۴۰ : چون برگ خزان دیده و چون شمع سحرگاه

تک‌بیت شمارهٔ ۴۴۱ : نه کوهکنی هست درین عرصه، نه پرویز

تک‌بیت شمارهٔ ۴۴۲ : یک عمر می‌توان سخن از زلف یار گفت

تک‌بیت شمارهٔ ۴۴۳ : دیوانه شو که عشرت طفلانهٔ جهان

تک‌بیت شمارهٔ ۴۴۴ : یک دل گشاده از نفس گرم من نشد

تک‌بیت شمارهٔ ۴۴۵ : شیرازهٔ طرب خط پیمانه بوده است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۴۶ : امروز کرده‌اند جدا، خانه کفر و دین

تک‌بیت شمارهٔ ۴۴۷ : در زمان عشق ما کفرست، ورنه پیش ازین

تک‌بیت شمارهٔ ۴۴۸ : ای غزال چین، چه پشت چشم نازک می‌کنی ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۴۴۹ : فلک پیر بسی مرگ جوانان دیده است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۵۰ : خونی که مشک گشت، دلش می‌شود سیاه

تک‌بیت شمارهٔ ۴۵۱ : سیری ز دیدن تو ندارد نگاه من

تک‌بیت شمارهٔ ۴۵۲ : تسلیم می‌کند به ستم ظلم را دلیر

تک‌بیت شمارهٔ ۴۵۳ : اگر ز اهل دلی، فیص آسمان از توست

تک‌بیت شمارهٔ ۴۵۴ : غفلت نگشت مانع تعجیل، عمر را

تک‌بیت شمارهٔ ۴۵۵ : به دوست نامه نوشتن، شعار بیگانه است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۵۶ : در گوشه فقس مگر از دل برآورم

تک‌بیت شمارهٔ ۴۵۷ : بود تا در بزم یک هشیار، ساقی می‌نخورد

تک‌بیت شمارهٔ ۴۵۸ : نادان دلش خوش است به تدبیر ناخدا

تک‌بیت شمارهٔ ۴۵۹ : تا داده‌ام عنان توکل ز دست خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۴۶۰ : آنچه برگ عیش می‌دانی درین بستانسرا

تک‌بیت شمارهٔ ۴۶۱ : عافیت می‌طلبی، پای خم از دست مده

تک‌بیت شمارهٔ ۴۶۲ : قانع از قامت یارست به خمیازهٔ خشک

تک‌بیت شمارهٔ ۴۶۳ : دل سودازده را راحت و آزار یکی است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۶۴ : قرب و بعد از طرف توست چو حق نشناسی

تک‌بیت شمارهٔ ۴۶۵ : ادب پیر خرابات نگهداشتنی است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۶۶ : نور ماه و انجم و خورشید پیش من یکی است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۶۷ : توان به زنده دلی شد ز مردگان ممتاز

تک‌بیت شمارهٔ ۴۶۸ : به نسیمی ز گلستان سفری می‌گردد

تک‌بیت شمارهٔ ۴۶۹ : بغیر دل که عزیز و نگاه داشتنی است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۷۰ : یک دیدن از برای ندیدن بود ضرور

تک‌بیت شمارهٔ ۴۷۱ : بگشای چاک سینه که بر منکران حشر

تک‌بیت شمارهٔ ۴۷۲ : روزگار آن سبکرو خوش که مانند شرار

تک‌بیت شمارهٔ ۴۷۳ : تا بوی گلی سلسله جنبان نسیم است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۷۴ : محتسب از عاجزی دست سبوی باده بست

تک‌بیت شمارهٔ ۴۷۵ : مرا ز پیر خرابات نکته‌ای یادست

تک‌بیت شمارهٔ ۴۷۶ : گنه به ارث رسیده است از پدر ما را

تک‌بیت شمارهٔ ۴۷۷ : ما ازین هستی ده روزه به جان آمده‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۴۷۸ : نیست در عالم ایجاد به جز تیغ زبان

تک‌بیت شمارهٔ ۴۷۹ : به زیر خاک غنی را به مردم درویش

تک‌بیت شمارهٔ ۴۸۰ : ز سادگی است به فرزند هر که خرسندست

تک‌بیت شمارهٔ ۴۸۱ : غافل کند از کوتهی عمر شکایت

تک‌بیت شمارهٔ ۴۸۲ : دل درستی اگر هست آفرینش را

تک‌بیت شمارهٔ ۴۸۳ : کیفیت طاعت مطلب از سر هشیار

تک‌بیت شمارهٔ ۴۸۴ : این هستی باطل چو شرر محض نمودست

تک‌بیت شمارهٔ ۴۸۵ : گریه شمع از برای ماتم پروانه نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۴۸۶ : از شرم نیست بال و پر جستجو مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۴۸۷ : نشاط یکشبهٔ دهر را غنیمت دان

تک‌بیت شمارهٔ ۴۸۸ : خبر ز تلخی آب بقا کسی دارد

تک‌بیت شمارهٔ ۴۸۹ : عاقبت زد بر زمین چون نقش پایم بی گناه

تک‌بیت شمارهٔ ۴۹۰ : ترک عادت، همه گر زهر بود، دشوارست

تک‌بیت شمارهٔ ۴۹۱ : دل بی وسوسه از گوشه نشینان مطلب

تک‌بیت شمارهٔ ۴۹۲ : بر جگر سوختگانی که درین انجمنند

تک‌بیت شمارهٔ ۴۹۳ : جهان به مجلس مستان بی خرد ماند

تک‌بیت شمارهٔ ۴۹۴ : رخسارهٔ ترا به نقاب احتیاج نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۴۹۵ : غمنامهٔ حیات مرا نیست پشت و روی

تک‌بیت شمارهٔ ۴۹۶ : بار بردار ز دلها که درین راه دراز

تک‌بیت شمارهٔ ۴۹۷ : هر که مست است درین میکده هشیارترست

تک‌بیت شمارهٔ ۴۹۸ : از گل روی تو، غافل که تواند گل چید؟

تک‌بیت شمارهٔ ۴۹۹ : حضور خاطر اگر در نماز معتبرست

تک‌بیت شمارهٔ ۵۰۰ : در کارخانه‌ای که ندانند قدر کار

تک‌بیت شمارهٔ ۵۰۱ : در طلب، ما بی زبانان امت پروانه‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۵۰۲ : حیرت مرا ز همسفران پیشتر فکند

تک‌بیت شمارهٔ ۵۰۳ : مرو به مجلس می گر به توبه می‌لرزی

تک‌بیت شمارهٔ ۵۰۴ : آنچه مانده است ز ته جرعه عمرم باقی

تک‌بیت شمارهٔ ۵۰۵ : شرر به آتش و شبنم به بوستان برگشت

تک‌بیت شمارهٔ ۵۰۶ : آب در پستی عنان خویش نتواند گرفت

تک‌بیت شمارهٔ ۵۰۷ : از می، خمار آن لب میگون ز دل نرفت

تک‌بیت شمارهٔ ۵۰۸ : درین بساط، به جز شربت شهادت نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۵۰۹ : شیرین به جوی شیر بر آمیخت چون شکر

تک‌بیت شمارهٔ ۵۱۰ : میان شیشه و سنگ است خصمی دیرین

تک‌بیت شمارهٔ ۵۱۱ : بر مهلت زمانهٔ دون اعتماد نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۵۱۲ : دلبستگی است مادر هر ماتمی که هست

تک‌بیت شمارهٔ ۵۱۳ : صبح آدینه و طفلان همه یک جا جمعند

تک‌بیت شمارهٔ ۵۱۴ : عرق شرم مرا فرصت نظاره نداد

تک‌بیت شمارهٔ ۵۱۵ : رسم است که از جوش ثمر شاخ شود خم

تک‌بیت شمارهٔ ۵۱۶ : داغ عمر رفته افسردن نمی‌داند که چیست

تک‌بیت شمارهٔ ۵۱۷ : خامهٔ نقش اگر گردد نسیم دلگشا

تک‌بیت شمارهٔ ۵۱۸ : ای خضر، غیر داغ عزیزان و دوستان

تک‌بیت شمارهٔ ۵۱۹ : دل رمیده ما را به چشم خود مسپار

تک‌بیت شمارهٔ ۵۲۰ : ای کوه طور، گردن دعوی مکن بلند

تک‌بیت شمارهٔ ۵۲۱ : مکن سپند مرا دور از حریم وصال

تک‌بیت شمارهٔ ۵۲۲ : تشنه چشمان را ز نعمت سیر کردن مشکل است

تک‌بیت شمارهٔ ۵۲۳ : از عمر رفته حاصل من آه حسرت است

تک‌بیت شمارهٔ ۵۲۴ : شبنم دو بار بازی بستان نمی‌خورد

تک‌بیت شمارهٔ ۵۲۵ : ای که خود را در دل ما زشت منظر دیده‌ای

تک‌بیت شمارهٔ ۵۲۶ : سینه صافان را غباری گر بود بر چهره است

تک‌بیت شمارهٔ ۵۲۷ : چشم من و جدا ز تو، آنگاه روشنی ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۵۲۸ : امید دلگشاییم از ماه عید نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۵۲۹ : هر که پیراهن به بدنامی درید آسوده شد

تک‌بیت شمارهٔ ۵۳۰ : مرا به ساغری ای خضر نیک پی دریاب

تک‌بیت شمارهٔ ۵۳۱ : پیراهنی کجاست که بر اهل روزگار

تک‌بیت شمارهٔ ۵۳۲ : اختلافی نیست در گفتار ما دیوانگان

تک‌بیت شمارهٔ ۵۳۳ : بیقراران نامه بر از سنگ پیدا می‌کنند

تک‌بیت شمارهٔ ۵۳۴ : سیل از بساط خانه بدوشان چه می‌برد؟

تک‌بیت شمارهٔ ۵۳۵ : خاک ما را از گل بیت الحزن برداشتند

تک‌بیت شمارهٔ ۵۳۶ : اشک من و رقیب به یک رشته می‌کشد

تک‌بیت شمارهٔ ۵۳۷ : هیچ باری از سبو بر دوش اهل هوش نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۵۳۸ : ای سکندر تا به کی حسرت خوری بر حال خضر؟

تک‌بیت شمارهٔ ۵۳۹ : پشت و روی باغ دنیا را مکرر دیده‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۵۴۰ : در دوزخم بیفکن و نام گنه مبر

تک‌بیت شمارهٔ ۵۴۱ : نفس سوختهٔ لاله، خطی آورده است

تک‌بیت شمارهٔ ۵۴۲ : عدم ز قرب جوار وجود زندان است

تک‌بیت شمارهٔ ۵۴۳ : نه همین موج ز آمد شد خود بی خبرست

تک‌بیت شمارهٔ ۵۴۴ : دل نازک به نگاه کجی آزرده شود

تک‌بیت شمارهٔ ۵۴۵ : به که در غربت بود پایم به زندان ای پدر

تک‌بیت شمارهٔ ۵۴۶ : ای نسیم پیرهن بر گرد از کنعان به مصر

تک‌بیت شمارهٔ ۵۴۷ : گر محتسب شکست خم میفروش را

تک‌بیت شمارهٔ ۵۴۸ : یک دل آسوده نتوان یافت در زیر فلک

تک‌بیت شمارهٔ ۵۴۹ : چون طفل نوسوار به میدان اختیار

تک‌بیت شمارهٔ ۵۵۰ : چون وانمی‌کنی گرهی، خود گره مشو

تک‌بیت شمارهٔ ۵۵۱ : غنچهٔ تصویر می‌لرزد به رنگ و بوی خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۵۵۲ : از زاهدان خشک مجو پیچ و تاب عشق

تک‌بیت شمارهٔ ۵۵۳ : در موج پریشانی ما فاصله‌ای نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۵۵۴ : بوی گل و باد سحری بر سر راهند

تک‌بیت شمارهٔ ۵۵۵ : در بیابان جنون سلسله‌پردازی نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۵۵۶ : سر زلف تو نباشد سر زلف دیگر

تک‌بیت شمارهٔ ۵۵۷ : که باز حرف گلوگیر توبه را سرکرد؟

تک‌بیت شمارهٔ ۵۵۸ : ز خنده رویی گردون، فریب رحم مخور

تک‌بیت شمارهٔ ۵۵۹ : مجنون به ریگ بادیه غمهای خود شمرد

تک‌بیت شمارهٔ ۵۶۰ : چه ز اندیشه تجرید به خود میلرزی ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۵۶۱ : دل ز جمعیت اسباب چو برداشتنی است

تک‌بیت شمارهٔ ۵۶۲ : من به اوج لامکان بردم، وگرنه پیش ازین

تک‌بیت شمارهٔ ۵۶۳ : قاصدان را یکقلم نومید کردن خوب نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۵۶۴ : آن که گریان به سر خاک من آمد چون شمع

تک‌بیت شمارهٔ ۵۶۵ : بر سر کوی تو غوغای قیامت می‌بود

تک‌بیت شمارهٔ ۵۶۶ : بی خبر می‌گذرد عمر گرامی، افسوس

تک‌بیت شمارهٔ ۵۶۷ : بوستان، از شاخ گل، دستی که بالا کرده بود

تک‌بیت شمارهٔ ۵۶۸ : خو به هجران کرده را ظرف شراب وصل نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۵۶۹ : منت خشک است بار خاطر آزادگان

تک‌بیت شمارهٔ ۵۷۰ : ز روزگار جوانی خبر چه می‌پرسی ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۵۷۱ : چون شمع، با سری که به یک موی بسته است

تک‌بیت شمارهٔ ۵۷۲ : زمن مپرس که چون بر تو ماه و سال گذشت ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۵۷۳ : مکن به خوردن خشم و غضب ملامت من

تک‌بیت شمارهٔ ۵۷۴ : همچو آن رهرو که خواب آلود از منزل گذشت

تک‌بیت شمارهٔ ۵۷۵ : بی حاصلی نگر که شماریم مغتنم

تک‌بیت شمارهٔ ۵۷۶ : دلم ز منت آب حیات گشت سیاه

تک‌بیت شمارهٔ ۵۷۷ : زلف مشکین تو یکعمر تامل دارد

تک‌بیت شمارهٔ ۵۷۸ : تا نهادم پای در وحشت سرای روزگار

تک‌بیت شمارهٔ ۵۷۹ : نوبهار زندگی، چون غنچه نشکفته‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۵۸۰ : به کلک قاعده دانی شکستگی مرساد

تک‌بیت شمارهٔ ۵۸۱ : در پیش غنچهٔ دهن دلفریب او

تک‌بیت شمارهٔ ۵۸۲ : فغان که کوهکن ساده دل نمی‌داند

تک‌بیت شمارهٔ ۵۸۳ : من گرفتم که قمار از همه عالم بردی

تک‌بیت شمارهٔ ۵۸۴ : خم چو گردد قد افراخته می‌باید رفت

تک‌بیت شمارهٔ ۵۸۵ : ساقی، ترا که دست و دلی هست می بنوش

تک‌بیت شمارهٔ ۵۸۶ : خوش وقت رهروی که درین باغ چون نسیم

تک‌بیت شمارهٔ ۵۸۷ : جان به این غمکده آمد که سبک برگردد

تک‌بیت شمارهٔ ۵۸۸ : آه کز کودک مزاجیهای ابنای زمان

تک‌بیت شمارهٔ ۵۸۹ : شیشه با سنگ و قدح با محتسب یکرنگ شد

تک‌بیت شمارهٔ ۵۹۰ : دامن پاکان ندارد تاب دست انداز عشق

تک‌بیت شمارهٔ ۵۹۱ : دلم زگریهٔ مستانه هم صفا نگرفت

تک‌بیت شمارهٔ ۵۹۲ : چون صبح اگر عزیمت صادق مدد کند

تک‌بیت شمارهٔ ۵۹۳ : از ما به گفتگو دل و جان می‌توان گرفت

تک‌بیت شمارهٔ ۵۹۴ : از شیر مادرست به من می حلال تر

تک‌بیت شمارهٔ ۵۹۵ : محضر قتلش به مهر بال و پر آماده شد

تک‌بیت شمارهٔ ۵۹۶ : روزگار آن سبکرو خوش که مانند شرار

تک‌بیت شمارهٔ ۵۹۷ : هر که آمد در غم آبادجهان، چون گردباد

تک‌بیت شمارهٔ ۵۹۸ : وقت آن کس خوش که چون برق از گریبان وجود

تک‌بیت شمارهٔ ۵۹۹ : نتوان به دستگیری اخوان ز راه رفت

تک‌بیت شمارهٔ ۶۰۰ : تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت

تک‌بیت شمارهٔ ۶۰۱ : سر به گریبان خواب، از چه فرو برده‌ای ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۶۰۲ : حاجت شمع و چراغ، نیست شب عمر را

تک‌بیت شمارهٔ ۶۰۳ : شمعی بس است ظلمت آیینه خانه را

تک‌بیت شمارهٔ ۶۰۴ : عیش امروز علاج غم فردا نکند

تک‌بیت شمارهٔ ۶۰۵ : زان پیش کز غبار نفس بی صفا شود

تک‌بیت شمارهٔ ۶۰۶ : دل ز همدردان شود از گریه خالی زودتر

تک‌بیت شمارهٔ ۶۰۷ : سر به هم آورده دیدم برگ‌های غنچه را

تک‌بیت شمارهٔ ۶۰۸ : بغیر شهد خموشی کدام شیرینی است

تک‌بیت شمارهٔ ۶۰۹ : نه از روی بصیرت سایه بال هما افتد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۱۰ : ز شرم او نگاهم دست و پا گم کرد چون طفلی

تک‌بیت شمارهٔ ۶۱۱ : نیست امروز کسی قابل زنجیر جنون

تک‌بیت شمارهٔ ۶۱۲ : حسن در هر نگهی عالم دیگر گردد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۱۳ : دم جان بخش نسیم سحری را دریاب

تک‌بیت شمارهٔ ۶۱۴ : دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی است

تک‌بیت شمارهٔ ۶۱۵ : هرگز ز کمانخانهٔ ابروی مکافات

تک‌بیت شمارهٔ ۶۱۷ : چو برگ سبز کز باد خزانی زرد می‌گردد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۱۸ : به پیغامی مرا دریاب اگر مکتوب نفرستی

تک‌بیت شمارهٔ ۶۱۹ : گرانی می‌کند بر تن، چو سر بی جوش می‌گردد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۲۰ : آدمی پیر چو شد، حرص جوان می‌گردد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۲۱ : ز روی گرم، کار مهر تابان می‌کند ساقی

تک‌بیت شمارهٔ ۶۲۲ : دلیل راحت ملک عدم همین کافی است

تک‌بیت شمارهٔ ۶۲۳ : مرا نتوان به نازو سرگرانی صید خود کردن

تک‌بیت شمارهٔ ۶۲۴ : عزیزی هر که را در مصر هستی از سفر آید

تک‌بیت شمارهٔ ۶۲۵ : مرا گر خنده‌ای چون غنچه در سالی شود روزی

تک‌بیت شمارهٔ ۶۲۶ : هزار حیف که در دودمان عشق نماند

تک‌بیت شمارهٔ ۶۲۷ : ندیدم یک نفس راحت ز حس ظاهر و باطن

تک‌بیت شمارهٔ ۶۲۸ : کجاست عالم تجرید، تا برون آیم

تک‌بیت شمارهٔ ۶۲۹ : درین میخانه از خاکی نهادان، چون سبوی می

تک‌بیت شمارهٔ ۶۳۰ : ندیدم روز خوش تا رفت دامان دل از دستم

تک‌بیت شمارهٔ ۶۳۱ : می‌شوم چون تهی از باده، به سر می‌غلتم

تک‌بیت شمارهٔ ۶۳۲ : نمی‌گردد به خاطر هیچ کس را فکر برگشتن

تک‌بیت شمارهٔ ۶۳۳ : کدام روز که صد بت نمی‌تراشد دل ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۶۳۴ : به جان رساند مرا داغ دوستان دیدن

تک‌بیت شمارهٔ ۶۳۵ : ز درد خویش ندارم خبر، همین دانم

تک‌بیت شمارهٔ ۶۳۶ : فغان که آینه رخسار من نمی‌داند

تک‌بیت شمارهٔ ۶۳۷ : دل راه در آن زلف گرهگیر ندارد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۳۸ : اندیشه تکلیف در اقلیم جنون نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۶۳۹ : میان خوف و رجا حالتی است عارف را

تک‌بیت شمارهٔ ۶۴۰ : مرا سرگشتگی نگذاشت بر زانو گذارم سر

تک‌بیت شمارهٔ ۶۴۱ : قدم به چشم من خاکسار نگذارد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۴۲ : بزرگ اوست که بر خاک همچو سایهٔ ابر

تک‌بیت شمارهٔ ۶۴۳ : حضور قلب بود شرط در ادای نماز

تک‌بیت شمارهٔ ۶۴۴ : مرو از پرده برون بر اثر نکهت زلف

تک‌بیت شمارهٔ ۶۴۵ : عرق شبنم گل خشک نگشته است هنوز

تک‌بیت شمارهٔ ۶۴۶ : دل سودازده عمری است هوایی شده است

تک‌بیت شمارهٔ ۶۴۷ : آه سردی خضر راه ما سبکباران بس است

تک‌بیت شمارهٔ ۶۴۸ : یک جا قرار نیست مرا از شتاب عمر

تک‌بیت شمارهٔ ۶۴۹ : عشق، اول ناتوانان را به منزل می‌برد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۵۰ : ما را به کوچهٔ غلط انداختن چرا؟

تک‌بیت شمارهٔ ۶۵۱ : پیری به صد شتاب جوانی ز من گذشت

تک‌بیت شمارهٔ ۶۵۲ : ای کارساز خلق به فریاد من برس

تک‌بیت شمارهٔ ۶۵۳ : از کوچه‌ای که آن گل بی خار بگذرد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۵۴ : همرهان رفتند اما داغشان از دل نرفت

تک‌بیت شمارهٔ ۶۵۵ : دولت سنگدلان زود بسر می‌آید

تک‌بیت شمارهٔ ۶۵۶ : بنای توبهٔ سنگین ما خطر دارد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۵۷ : دل دشمن به تهیدستی من می‌سوزد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۵۸ : در چنین فصل که نم در قدح شبنم نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۶۵۹ : در معرکهٔ عشق، دلیرانه متازید

تک‌بیت شمارهٔ ۶۶۰ : آسایش تن غافلم از یاد خدا کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۶۱ : از تزلزل بیش محکم شد بنای غفلتم

تک‌بیت شمارهٔ ۶۶۲ : تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است

تک‌بیت شمارهٔ ۶۶۳ : مرا ز یاد تو برد و ترا ز خاطر من

تک‌بیت شمارهٔ ۶۶۴ : مادر خاک به فرزند نمی‌پردازد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۶۵ : بر جبهه‌اش غبار خجالت نشسته باد!

تک‌بیت شمارهٔ ۶۶۶ : مست خیال را به وصال احتیاج نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۶۶۷ : شیرازهٔ بهار تماشا گسسته بود

تک‌بیت شمارهٔ ۶۶۸ : گل کرد چون شفق ز گریبان و دامنش

تک‌بیت شمارهٔ ۶۶۹ : ز آب من جگر تشنه‌ای نشد سیراب

تک‌بیت شمارهٔ ۶۷۰ : مرا به حال خود ای عشق بیش ازین مگذار

تک‌بیت شمارهٔ ۶۷۱ : علاج غم به می خوشگوار نتوان کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۷۲ : مصیبت دگرست این که مرده دل را

تک‌بیت شمارهٔ ۶۷۳ : اینقدر کز تو دلی چند بود شاد، بس است

تک‌بیت شمارهٔ ۶۷۴ : چون ماه درین دایره هر چند تمامم

تک‌بیت شمارهٔ ۶۷۵ : شوریده تر از سیل بهارم چه توان کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۷۶ : شیرازه نگیرد به خود اوراق حواسم

تک‌بیت شمارهٔ ۶۷۷ : رنگها در روز روشن می‌نماید خویش را

تک‌بیت شمارهٔ ۶۷۸ : صفحهٔ روی ترا دید و ورق برگرداند

تک‌بیت شمارهٔ ۶۷۹ : به بلبلان چمن ای گل آن‌چنان‌سر کن

تک‌بیت شمارهٔ ۶۸۰ : فغان که کاسهٔ زرین بی نیازی را

تک‌بیت شمارهٔ ۶۸۱ : بهوش باش دلی را به سهو نخراشی

تک‌بیت شمارهٔ ۶۸۲ : درین دو هفته که ما برقرار خود بودیم

تک‌بیت شمارهٔ ۶۸۳ : کجاست تیشه فرهاد و مرگ دست‌آموز؟

تک‌بیت شمارهٔ ۶۸۴ : از حجاب حسن شرم آلودهٔ لیلی، هنوز

تک‌بیت شمارهٔ ۶۸۵ : مستمع صاحب سخن را بر سر کار آورد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۸۶ : گریه‌ها در پرده دارد عیشهای بی‌گمان

تک‌بیت شمارهٔ ۶۸۷ : عشق شورانگیز پیش از آسمان آمد پدید

تک‌بیت شمارهٔ ۶۸۸ : کوچهٔ زنجیر بن بست است در ظاهر، ولی

تک‌بیت شمارهٔ ۶۸۹ : خواب پوچ این عزیزان قابل تعبیر نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۶۹۰ : من که روزی از دل خود می‌خورم در آتشم

تک‌بیت شمارهٔ ۶۹۱ : کم‌کم دل مرا غم و اندیشه می‌خورد

تک‌بیت شمارهٔ ۶۹۲ : دل را به هم شکن که ازین بحر پر خطر

تک‌بیت شمارهٔ ۶۹۳ : ز مرگ تلخ پروا نیست بی برگ و نوایان را

تک‌بیت شمارهٔ ۶۹۴ : کدام آتش زبان کرد این دعا در حق من یارب

تک‌بیت شمارهٔ ۶۹۵ : به آه داشتم امیدها، ندانستم

تک‌بیت شمارهٔ ۶۹۶ : فریب عقل خوردم، دامن مستی رها کردم

تک‌بیت شمارهٔ ۶۹۷ : چه مشکل خوان خطی دارد سر زلف پریشانش

تک‌بیت شمارهٔ ۶۹۸ : نیم سنگ فلاخن، لیک دارم بخت ناسازی

تک‌بیت شمارهٔ ۶۹۹ : جنونی کو که آتش در دل پر شورم اندازد

تک‌بیت شمارهٔ ۷۰۰ : گریبان چاک از مجلس میا بیرون، که می‌ترسم

تک‌بیت شمارهٔ ۷۰۱ : دل بیدار ازین صومعه‌داران مطلب

تک‌بیت شمارهٔ ۷۰۲ : شعار حسن تمکین، شیوه عشق است بیتابی

تک‌بیت شمارهٔ ۷۰۳ : ای که چون غنچه به شیرازهٔ خود می‌بالی

تک‌بیت شمارهٔ ۷۰۴ : کند معشوق را بی دست و پا، بیتابی عاشق

تک‌بیت شمارهٔ ۷۰۵ : نام بلبل ز هواداری عشق است بلند

تک‌بیت شمارهٔ ۷۰۶ : گر از عرش افتد کس، امید زیستن دارد

تک‌بیت شمارهٔ ۷۰۷ : کدام دیدهٔ بد در کمین این باغ است ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۷۰۸ : دامن صحرا نبرد از چهره‌ام گرد ملال

تک‌بیت شمارهٔ ۷۰۹ : به تماشا ز بهشت رخ او قانع باش

تک‌بیت شمارهٔ ۷۱۰ : قسمت این بود که از دفتر پرواز بلند

تک‌بیت شمارهٔ ۷۱۱ : تو ز لعل لب خود، کام مکیدن بردار

تک‌بیت شمارهٔ ۷۱۲ : به اندک روی گرمی، پشت بر گل می‌کند شبنم

تک‌بیت شمارهٔ ۷۱۳ : دشمن خانگی از خصم برونی بترست

تک‌بیت شمارهٔ ۷۱۴ : به آهی می‌توان دل را ز مطلبها تهی کردن

تک‌بیت شمارهٔ ۷۱۵ : مهر زن بر دهن خنده که در بزم جهان

تک‌بیت شمارهٔ ۷۱۶ : غم مرا دگران بیش می‌خورند از من

تک‌بیت شمارهٔ ۷۱۷ : نیست پروای اجل دلزدهٔ هستی را

تک‌بیت شمارهٔ ۷۱۸ : تا به چند از لب میگون تو ای بی انصاف

تک‌بیت شمارهٔ ۷۱۹ : من بر سر آنم که به زلف تو زنم دست

تک‌بیت شمارهٔ ۷۲۰ : تیره روزان جهان را به چراغی دریاب

تک‌بیت شمارهٔ ۷۲۱ : مشو از صحبت بی برگ و نوایان غافل

تک‌بیت شمارهٔ ۷۲۲ : ز انگشت اشارت، در گریبان خارها دارم

تک‌بیت شمارهٔ ۷۲۳ : مرا صائب به فکر کار عشق انداخت بیکاری

تک‌بیت شمارهٔ ۷۲۴ : مسلمان می‌شمردم خویش را، چون شد دلم روشن

تک‌بیت شمارهٔ ۷۲۵ : یک چشم خواب تلخ، جهان در بساط داشت

تک‌بیت شمارهٔ ۷۲۶ : غفلت نگر که بر دل کافر نهاد خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۷۲۷ : به امید بهشت نسیه زاهد خون خورد، غافل

تک‌بیت شمارهٔ ۷۲۸ : شکست شیشهٔ دل را مگو صدایی نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۷۲۹ : رهرو صادق و سامان اقامت، هیهات

تک‌بیت شمارهٔ ۷۳۰ : با زاهدان خشک مگو حرف حق بلند

تک‌بیت شمارهٔ ۷۳۱ : آن که دامن بر چراغ عمر من زد، این زمان

تک‌بیت شمارهٔ ۷۳۲ : کی سر از تیغ شهادت جان روشن می‌کشد؟

تک‌بیت شمارهٔ ۷۳۳ : به تازیانه غیرت سری بر آر از خاک

تک‌بیت شمارهٔ ۷۳۴ : دل خراب مرا جور آسمان کم بود

تک‌بیت شمارهٔ ۷۳۵ : مشو غافل درین گلشن چو شبنم از نظر بازی

تک‌بیت شمارهٔ ۷۳۶ : بهار نوجوانی رفت، کی دیوانه خواهی شد؟

تک‌بیت شمارهٔ ۷۳۷ : در کوی میکشان نبود راه، بخل را

تک‌بیت شمارهٔ ۷۳۸ : چنین کز بازگشت نوبهاران شد جوان عالم

تک‌بیت شمارهٔ ۷۳۹ : از شوق آن بر و دوش، روزی بغل گشودم

تک‌بیت شمارهٔ ۷۴۰ : ره ندارد جلوهٔ آزادگی در کوی عشق

تک‌بیت شمارهٔ ۷۴۱ : شوق من قاصد بیدرد کجا می‌داند؟

تک‌بیت شمارهٔ ۷۴۲ : دل ز بی‌عشقی درون سینه‌ام افسرده شد

تک‌بیت شمارهٔ ۷۴۳ : عمر رفت و خار خارش در دل بیتاب ماند

تک‌بیت شمارهٔ ۷۴۴ : زین گلستان که به رنگینی آن مغروری

تک‌بیت شمارهٔ ۷۴۵ : زینهمه لاله بی داغ که در گلزارست

تک‌بیت شمارهٔ ۷۴۶ : رفت ایام شباب و خارخار او نرفت

تک‌بیت شمارهٔ ۷۴۷ : عاقبت در سینه‌ام دل از تپیدن باز ماند

تک‌بیت شمارهٔ ۷۴۸ : از جوانی نیست غیر از آه حسرت در دلم

تک‌بیت شمارهٔ ۷۴۹ : ز خوشه چینی این چهره‌های گندم گون

تک‌بیت شمارهٔ ۷۵۰ : خزان رسید و گل افشانی بهار نماند

تک‌بیت شمارهٔ ۷۵۱ : معاشران سبکسیر از جهان رفتند

تک‌بیت شمارهٔ ۷۵۲ : چه سیل بود که از کوهسار حادثه ریخت ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۷۵۳ : از پشیمانی سخن در عهد پیری می‌زنم

تک‌بیت شمارهٔ ۷۵۴ : به صد خون جگر دل را صفا دادم، ندانستم

تک‌بیت شمارهٔ ۷۵۵ : گلوی خویش عبث پاره می‌کند بلبل

تک‌بیت شمارهٔ ۷۵۶ : بازیچهٔ نسیم خزانند لاله‌ها

تک‌بیت شمارهٔ ۷۵۷ : از صدر تا رسندبزرگان به آستان

تک‌بیت شمارهٔ ۷۵۸ : سر مپیچ از سنگ طفلان چون درخت میوه‌دار

تک‌بیت شمارهٔ ۷۵۹ : در گشاد غنچهٔ دلهای خونین صرف کن

تک‌بیت شمارهٔ ۷۶۰ : عشق بالادست و جان بیقرارم داده‌اند

تک‌بیت شمارهٔ ۷۶۱ : نومید نیستم ز ترازوی عدل حق

تک‌بیت شمارهٔ ۷۶۲ : بر زمین ناید ز شادی پای ما چون گردباد

تک‌بیت شمارهٔ ۷۶۳ : ماطوطیان مصر شکرخیز غربتیم

تک‌بیت شمارهٔ ۷۶۴ : یارب چه گل شکفته، که امروز در چمن

تک‌بیت شمارهٔ ۷۶۵ : ایمن نیم ز سرزنش پای رهروان

تک‌بیت شمارهٔ ۷۶۶ : نیست در روی زمین، یک کف زمین بی‌انقلاب

تک‌بیت شمارهٔ ۷۶۷ : نیست چندان ره به ملک بیخودی از عارفان

تک‌بیت شمارهٔ ۷۶۸ : برنمی دارد شراکت ملک تنگ بی‌غمی

تک‌بیت شمارهٔ ۷۶۹ : خامه‌ام، گفت و شنیدم به زبان دگری است

تک‌بیت شمارهٔ ۷۷۰ : به چه تقصیر، چو آیینه روشن یارب

تک‌بیت شمارهٔ ۷۷۱ : مستی از شیشه و پیمانه خالی کردند

تک‌بیت شمارهٔ ۷۷۳ : بردار نقاب ای صنم از حسن خداداد

تک‌بیت شمارهٔ ۷۷۴ : رمزی است ز پاس ادب عشق، که مرغان

تک‌بیت شمارهٔ ۷۷۵ : درآمدم چو به مجلس، سپند جای نمود

تک‌بیت شمارهٔ ۷۷۶ : ز رفتگان ره دشوار مرگ شد آسان

تک‌بیت شمارهٔ ۷۷۷ : طی شد ایام جوانی از بناگوش سفید

تک‌بیت شمارهٔ ۷۷۸ : یک صبحدم به طرف گلستان گذشته‌ای

تک‌بیت شمارهٔ ۷۷۹ : نه ماه فلک سیرم و نه مهر جهانتاب

تک‌بیت شمارهٔ ۷۸۰ : از دست رود خامه چو نام تو نویسند

تک‌بیت شمارهٔ ۷۸۱ : ز رفتن دگران خوشدلی، ازین غافل

تک‌بیت شمارهٔ ۷۸۲ : طمع ز اختر دولت مدار یکرنگی

تک‌بیت شمارهٔ ۷۸۳ : شحنهٔ دیده وری کو، که درین فصل بهار

تک‌بیت شمارهٔ ۷۸۴ : سخن عشق اثر در دل زهاد نکرد

تک‌بیت شمارهٔ ۷۸۵ : قامت خم مانع عمر سبکرفتار نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۷۸۶ : تار و پود موج این دریا به هم پیوسته است

تک‌بیت شمارهٔ ۷۸۷ : تا سبزه و گل هست، ز می توبه حرام است

تک‌بیت شمارهٔ ۷۸۸ : دور گردان را به احسان یاد کردن همت است

تک‌بیت شمارهٔ ۷۸۹ : دامن شادی چو غم آسان نمی‌آید به دست

تک‌بیت شمارهٔ ۷۹۰ : دل در آن زلف ندارد غم تنهایی ما

تک‌بیت شمارهٔ ۷۹۱ : آرزو در طبع پیران از جوانان است بیش

تک‌بیت شمارهٔ ۷۹۲ : دیدن آیینه را بر طاق نسیان می‌نهی

تک‌بیت شمارهٔ ۷۹۳ : خانهٔ چشم زلیخا شد سفید از انتظار

تک‌بیت شمارهٔ ۷۹۴ : بیخبری ز پای خم، برد به سیر عالمم

تک‌بیت شمارهٔ ۷۹۵ : بس که ترسیده است چشم غنچه از غارتگران

تک‌بیت شمارهٔ ۷۹۶ : یک دل به جان رساند من دردمند را

تک‌بیت شمارهٔ ۷۹۷ : ای بحر، از حباب نظر باز کن، ببین

تک‌بیت شمارهٔ ۷۹۸ : یک دل، حواس جمع مرا تار و مار کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۷۹۹ : یک بار سر برآر ز جیب قبای ناز

تک‌بیت شمارهٔ ۸۰۰ : ازسر مستی صراحی گردنی افراخته است

تک‌بیت شمارهٔ ۸۰۱ : یکباره بستن در انصاف خوب نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۸۰۲ : غفلت زدگان دیدهٔ بیدار ندانند

تک‌بیت شمارهٔ ۸۰۳ : غافلی از حال دل، ترسم که این ویرانه را

تک‌بیت شمارهٔ ۸۰۴ : مصرع برجسته‌ام دیوان موجودات را

تک‌بیت شمارهٔ ۸۰۵ : خانه بر دوشان مشرب از غریبی فارغند

تک‌بیت شمارهٔ ۸۰۶ : چون صبح، زیر خیمهٔ دلگیر آسمان

تک‌بیت شمارهٔ ۸۰۷ : بریز بار تعلق که شاخه‌های درخت

تک‌بیت شمارهٔ ۸۰۸ : شد سخن در روزگار ما چنان کاسد که خلق

تک‌بیت شمارهٔ ۸۰۹ : درکوی مکافات، محال است که آخر

تک‌بیت شمارهٔ ۸۱۰ : گفتم از گردون گشاید کار من، شد بسته‌تر

تک‌بیت شمارهٔ ۸۱۱ : زود می‌پاشد ز هم در پیری اوراق حواس

تک‌بیت شمارهٔ ۸۱۲ : بر نمی‌دارد زمین خاکساری امتیاز

تک‌بیت شمارهٔ ۸۱۳ : دیوانهٔ ما را نخریدند به سنگی

تک‌بیت شمارهٔ ۸۱۴ : دل دیوانهٔ من قابل زنجیر نبود

تک‌بیت شمارهٔ ۸۱۵ : عمر مردم همه در پردهٔ حیرانی رفت

تک‌بیت شمارهٔ ۸۱۶ : شیوه عاجز کشی از خسروان زیبنده نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۸۱۷ : گر گلوگیر نمی‌شد غم نان مردم را

تک‌بیت شمارهٔ ۸۱۸ : روزگاری است نرفتیم به صحرای جنون

تک‌بیت شمارهٔ ۸۱۹ : من آن نیم که به نیرنگ دل دهم به کسی

تک‌بیت شمارهٔ ۸۲۰ : یاد آن جلوهٔ مستانه کی از دل برود؟

تک‌بیت شمارهٔ ۸۲۱ : هر که باری ز دل رهروان بردارد

تک‌بیت شمارهٔ ۸۲۲ : حسرت اوقات غفلت چون ز دل بیرون رود؟

تک‌بیت شمارهٔ ۸۲۳ : سراب، تشنه‌لبان را کند بیابان مرگ

تک‌بیت شمارهٔ ۸۲۴ : در طریق عشق، خار از پا کشیدن مشکل است

تک‌بیت شمارهٔ ۸۲۵ : رفتی و از بدگمانیهای عشق دوربین

تک‌بیت شمارهٔ ۸۲۶ : در بیابان جنون از راهزن اندیشه نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۸۲۷ : در خرابات مغان بی عصمتی را راه نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۸۲۸ : روشنگر وجود بود آرمیدگی

تک‌بیت شمارهٔ ۸۲۹ : جایی نمی‌روی که دل بدگمان من

تک‌بیت شمارهٔ ۸۳۰ : از پاشکستگان چراغ است تیرگی

تک‌بیت شمارهٔ ۸۳۱ : هر جلوه‌ای که دیده‌ام از سروقامتی

تک‌بیت شمارهٔ ۸۳۲ : هیچ کس عقده‌ای از کار جهان باز نکرد

تک‌بیت شمارهٔ ۸۳۳ : می‌شود خون خوردن من ظاهر از رخسار یار

تک‌بیت شمارهٔ ۸۳۴ : می‌شود قدر سخن سنجان پس از رفتن پدید

تک‌بیت شمارهٔ ۸۳۵ : محراب صبح گوشهٔ ابرو بلند کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۸۳۶ : به داد من برس ای عشق، بیش ازین مپسند

تک‌بیت شمارهٔ ۸۳۷ : آن که از چشم تو افکند مرا بی تقصیر

تک‌بیت شمارهٔ ۸۳۸ : عشق فکر دل افگار ز من دارد بیش

تک‌بیت شمارهٔ ۸۳۹ : می‌خوردن مدام مرا بی‌دماغ کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۸۴۰ : بر گشاد دل من دست ندارد تدبیر

تک‌بیت شمارهٔ ۸۴۱ : طی شد ایام برومندی ما در سختی

تک‌بیت شمارهٔ ۸۴۲ : گل بی خار درین غمکده کم سبز شود

تک‌بیت شمارهٔ ۸۴۳ : سیل دریا دیده هرگز بر نمی‌گردد به جوی

تک‌بیت شمارهٔ ۸۴۴ : بیستون را جان شیرین کرد در تن کوهکن

تک‌بیت شمارهٔ ۸۴۵ : دریا شود ز گریهٔ رحمت، کنار من

تک‌بیت شمارهٔ ۸۴۶ : هر نسیمی می‌تواندخضر راه او شدن

تک‌بیت شمارهٔ ۸۴۷ : بوسه هر چند که در کیش محبت کفرست

تک‌بیت شمارهٔ ۸۴۸ : این لب بوسه فریبی که ترا داده خدا

تک‌بیت شمارهٔ ۸۴۹ : یا سبو، یا خم می، یا قدح باده کنند

تک‌بیت شمارهٔ ۸۵۰ : که رو نهاد به هستی، که از پشیمانی

تک‌بیت شمارهٔ ۸۵۱ : تا دل نمی‌برم زکسی، دل نمی‌دهم

تک‌بیت شمارهٔ ۸۵۲ : اگر از همسفران پیشتر افتم چه شود

تک‌بیت شمارهٔ ۸۵۳ : عمرها رفت که چون زلف پریشان توام

تک‌بیت شمارهٔ ۸۵۴ : نچیده گل ز طرب، خرج روزگار شدم

تک‌بیت شمارهٔ ۸۵۵ : چو غنچه هر که درین گلستان گشاده شود

تک‌بیت شمارهٔ ۸۵۶ : مشو ز وحدت و کثرت دوبین، که یک نورست

تک‌بیت شمارهٔ ۸۵۷ : به هیچ جا نرسد هر که همتش پست است

تک‌بیت شمارهٔ ۸۵۸ : دست بر دل نه که در بحر پر آشوب جهان

تک‌بیت شمارهٔ ۸۵۹ : موج سراب، سلسله جنبان تشنگی است

تک‌بیت شمارهٔ ۸۶۰ : نسبت به شغل بیهدهٔ ما عبادت است

تک‌بیت شمارهٔ ۸۶۱ : دست هر کس را که می‌گیری درین آشوبگاه

تک‌بیت شمارهٔ ۸۶۲ : چندان که در کتاب جهان می‌کنم نظر

تک‌بیت شمارهٔ ۸۶۳ : دور نشاط زود به انجام می‌رسد

تک‌بیت شمارهٔ ۸۶۴ : روزی که برف سرخ ببارد ز آسمان

تک‌بیت شمارهٔ ۸۶۵ : گر شکر در جام ریزم، زهر قاتل می‌شود

تک‌بیت شمارهٔ ۸۶۶ : بیگناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق

تک‌بیت شمارهٔ ۸۶۷ : بال شکسته است کلید در قفس

تک‌بیت شمارهٔ ۸۶۸ : دندان ما ز خوردن نعمت تمام ریخت

تک‌بیت شمارهٔ ۸۶۹ : نتوان به آه لشکر غم را شکست داد

تک‌بیت شمارهٔ ۸۷۰ : رشتهٔ پیوند یاران را بریدن سهل نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۸۷۱ : همچو پروانه جگر سوخته‌ای می‌باید

تک‌بیت شمارهٔ ۸۷۲ : رتبهٔ زمزمهٔ عشق ندارد زاهد

تک‌بیت شمارهٔ ۸۷۳ : مگر به داغ عزیزان نسوخته است دلش ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۸۷۴ : چنین که نالهٔ من از قبول نومیدست

تک‌بیت شمارهٔ ۸۷۵ : دهن خویش به دشنام میالا زنهار

تک‌بیت شمارهٔ ۸۷۶ : بی حاصلی است حاصل دل تا بود درست

تک‌بیت شمارهٔ ۸۷۷ : با خون دل بساز که چرخ سیاه دل

تک‌بیت شمارهٔ ۸۷۸ : زلیخا چشم یاری از صبا دارد،نمی‌داند

تک‌بیت شمارهٔ ۸۷۹ : در سلسلهٔ یک جهتان نیست دورنگی

تک‌بیت شمارهٔ ۸۸۰ : ز بس خاک خورده است خون عزیزان

تک‌بیت شمارهٔ ۸۸۱ : ز شرم گنه، سرو موزون ز خاکم

تک‌بیت شمارهٔ ۸۸۲ : از در حق کن طلب شکسته‌دلان را

تک‌بیت شمارهٔ ۸۸۳ : نگاهبانی خوبان شوخ چشم بلاست

تک‌بیت شمارهٔ ۸۸۴ : امید دلگشایی داشتم از گریهٔ خونین

تک‌بیت شمارهٔ ۸۸۵ : لاله دارد خبر از برق سبکسیر بهار

تک‌بیت شمارهٔ ۸۸۶ : آمد کار من ورشته تسبیح یکی است

تک‌بیت شمارهٔ ۸۸۷ : رویگردان نشود صافدل از دشمن خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۸۸۸ : ناکسی بین که سر از صحبت من می‌پیچد

تک‌بیت شمارهٔ ۸۸۹ : در دل صاف نماند اثر تیغ زبان

تک‌بیت شمارهٔ ۸۹۰ : نماند از سردمهریهای دوران در جگر آهم

تک‌بیت شمارهٔ ۸۹۱ : بر آن رخسار نازک از نگاه تند می‌لرزم

تک‌بیت شمارهٔ ۸۹۲ : ز خواب نیستی برجسته‌ام از شورش هستی

تک‌بیت شمارهٔ ۸۹۳ : من آن شکسته پر و بال طایرم چون چشم

تک‌بیت شمارهٔ ۸۹۴ : در آتشم که چوآب گهر ز سنگدلی

تک‌بیت شمارهٔ ۸۹۵ : عبث مرغ چمن بر آب و آتش می‌زند خود را

تک‌بیت شمارهٔ ۸۹۶ : در آن محفل که من بردارم از لب مهر خاموشی

تک‌بیت شمارهٔ ۸۹۷ : به پای خم برسانید مشت خاک مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۸۹۸ : کشتی عقل فکندیم به دریای شراب

تک‌بیت شمارهٔ ۸۹۹ : از دل خستهٔ من گر خبری می‌گیری

تک‌بیت شمارهٔ ۹۰۰ : خراب حالی این قصرهای محکم را

تک‌بیت شمارهٔ ۹۰۱ : مرا ز روز قیامت غمی که هست این است

تک‌بیت شمارهٔ ۹۰۲ : شکسته حالی من پیش یار باید دید

تک‌بیت شمارهٔ ۹۰۳ : بنمایید به جز آینه و آب، کسی

تک‌بیت شمارهٔ ۹۰۴ : هر جا که کند گرد غم از دور سیاهی

تک‌بیت شمارهٔ ۹۰۵ : از قید فلک بر زده دامن بگریزید

تک‌بیت شمارهٔ ۹۰۶ : ماتمکدهٔ خاک ،سزاوار وطن نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۹۰۷ : احوال من مپرس، که با صد هزار درد

تک‌بیت شمارهٔ ۹۰۸ : نیست از خونابه نوشان هیچ کس جز من به جا

تک‌بیت شمارهٔ ۹۰۹ : آه ازین شورش که ناز دولت بیدار را

تک‌بیت شمارهٔ ۹۱۰ : مدتی سجادهٔ تقوی به دوش انداختی

تک‌بیت شمارهٔ ۹۱۱ : گلشن از نازک نهالان یک تن سیمین شده است

تک‌بیت شمارهٔ ۹۱۲ : میدان تیغ بازی برق است روزگار

تک‌بیت شمارهٔ ۹۱۳ : فریب زندگی تلخ داد دایه مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۹۱۴ : زندگی با هوشیاری زیر گردون مشکل است

تک‌بیت شمارهٔ ۹۱۵ : می‌زنم بر کوچهٔ دیوانگی در این بهار

تک‌بیت شمارهٔ ۹۱۶ : یوسف ما در ترازو چند باشد همچو سنگ؟

تک‌بیت شمارهٔ ۹۱۷ : چه ماتم است ندانم نهفته در دل خاک؟

تک‌بیت شمارهٔ ۹۱۸ : صحبت صافدلان برق صفت در گذرست

تک‌بیت شمارهٔ ۹۱۹ : شاهی و عمر ابد هر دو به یک کس ندهند

تک‌بیت شمارهٔ ۹۲۰ : به هر روش که توانی خراب کن تن را

تک‌بیت شمارهٔ ۹۲۱ : عاجز بود ز حفظ عنان دست رعشه دار

تک‌بیت شمارهٔ ۹۲۲ : یارب مرا ز پرتو منت نگاه دار

تک‌بیت شمارهٔ ۹۲۳ : پیر مغان ز توبه ترا منع اگر کند

تک‌بیت شمارهٔ ۹۲۴ : در زیر خرقه شیشهٔ می را نگاه دار

تک‌بیت شمارهٔ ۹۲۵ : شب را اگر از مرده دلی زنده نداری

تک‌بیت شمارهٔ ۹۲۶ : به شکر این که شدی پیشوای گرمروان

تک‌بیت شمارهٔ ۹۲۷ : حاصل این مزرع ویران به جز تشویش نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۹۲۸ : نسخهٔ مغلوط عالم قابل اصلاح نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۹۲۹ : جان قدسی در تن خاکی دو روزی بیش نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۹۳۰ : کاش در زندگی از خاک مرا برمی داشت

تک‌بیت شمارهٔ ۹۳۱ : عقل پیری ز من ایام جوانی مطلب

تک‌بیت شمارهٔ ۹۳۲ : از فروغ لاله آتش زیر پا دارد بهار

تک‌بیت شمارهٔ ۹۳۳ : گر به جرم سینه صافی سنگبارانت کنند

تک‌بیت شمارهٔ ۹۳۴ : خبر حسرت آغوش تهیدست مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۹۳۵ : به پیری، گفتم از دامان دنیا دست بردارم

تک‌بیت شمارهٔ ۹۳۶ : چون زمین نرم از من گرد بر می‌آورند

تک‌بیت شمارهٔ ۹۳۷ : پیران تلاش رزق فزون از جوان کنند

تک‌بیت شمارهٔ ۹۳۸ : مانند آب چشمه ز کاوش فزون شود

تک‌بیت شمارهٔ ۹۳۹ : دارد نظر به خانه خرابان همیشه عشق

تک‌بیت شمارهٔ ۹۴۰ : فروغ عاریت بانور ذاتی برنمی‌آید

تک‌بیت شمارهٔ ۹۴۱ : چراغ مسجد از تاریکی میخانه افروزد

تک‌بیت شمارهٔ ۹۴۲ : زندان به روزگار شود دلنشین و ما

تک‌بیت شمارهٔ ۹۴۳ : از سنگلاخ دنیا، ای شیشه بار بگذر

تک‌بیت شمارهٔ ۹۴۴ : هنگام بازگشت است، نه وقت سیر و گشت است

تک‌بیت شمارهٔ ۹۴۵ : صبح آگاهی شود گفتم مرا موی سفید

تک‌بیت شمارهٔ ۹۴۶ : بغیر عشق که از کار برده دست و دلم

تک‌بیت شمارهٔ ۹۴۷ : لامکانی شو که تبدیل مکان آب و گل

تک‌بیت شمارهٔ ۹۴۸ : به گفتگو نرود کار عشق پیش و مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۹۴۹ : ز حرف سرد ناصح غفلتم افزود بر غفلت

تک‌بیت شمارهٔ ۹۵۰ : فرصت نمی‌دهد که بشویم ز دیده خواب

تک‌بیت شمارهٔ ۹۵۱ : دل می‌شود سیاه ز فانوس بی چراغ

تک‌بیت شمارهٔ ۹۵۲ : صبح است ساقیا می چون آفتاب گیر

تک‌بیت شمارهٔ ۹۵۳ : ذوقی است جانفشانی یاران به اتفاق

تک‌بیت شمارهٔ ۹۵۴ : جز گوشهٔ قناعت ازین خاکدان مگیر

تک‌بیت شمارهٔ ۹۵۵ : اشکم ز دل به چهره دویدن گرفت باز

تک‌بیت شمارهٔ ۹۵۶ : نبضی که بود از رگ خواب آرمیده‌تر

تک‌بیت شمارهٔ ۹۵۷ : رنگ من کرده به بال وپر عنقا پرواز

تک‌بیت شمارهٔ ۹۵۸ : زاهد خشک کجا، گریهٔ مستانه کجا؟

تک‌بیت شمارهٔ ۹۵۹ : صافی و تیرگی آب ز سرچشمه بود

تک‌بیت شمارهٔ ۹۶۰ : کدام آبله پا عزم این بیابان کرد؟

تک‌بیت شمارهٔ ۹۶۱ : روزی که آه من به هواداری تو خاست

تک‌بیت شمارهٔ ۹۶۲ : بدار عزت موی سفید پیران را

تک‌بیت شمارهٔ ۹۶۳ : درین جهان نبود فرصت کمر بستن

تک‌بیت شمارهٔ ۹۶۴ : از سر مژگان، نگاه حسرت ما نگذرد

تک‌بیت شمارهٔ ۹۶۵ : از دل آگاه، در عالم، همین نام است و بس

تک‌بیت شمارهٔ ۹۶۶ : چون نگردم گرد سر تا پای او چون گردباد؟

تک‌بیت شمارهٔ ۹۶۷ : بید مجنونیم، برگ ما زبان خامشی است

تک‌بیت شمارهٔ ۹۶۸ : از دشمنان خود نتوان بود بی خبر

تک‌بیت شمارهٔ ۹۶۹ : سنگ و گوهر، دیده حیران میزان را یکی است

تک‌بیت شمارهٔ ۹۷۰ : در دیار ما که جان از بهر مردن می‌دهند

تک‌بیت شمارهٔ ۹۷۱ : ز گاهواره تسلیم کن سفینهٔ خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۹۷۲ : ای شاخ گل، به صحبت بلبل سری بکش

تک‌بیت شمارهٔ ۹۷۳ : در جبههٔ گشادهٔ گلها نگاه کن

تک‌بیت شمارهٔ ۹۷۴ : آب روان عمر ز استاده خوشترست

تک‌بیت شمارهٔ ۹۷۵ : زینت ظاهر چه کار آید دل افسرده را؟

تک‌بیت شمارهٔ ۹۷۶ : شمع بر خاک شهیدان گر نباشد گو مباش

تک‌بیت شمارهٔ ۹۷۷ : ای صبح مزن خندهٔ بیجا، شب وصل است

تک‌بیت شمارهٔ ۹۷۸ : یاد از نگاه گیر طریق سلوک را

تک‌بیت شمارهٔ ۹۷۹ : صحبت شبهای میخواران ندارد بازگو

تک‌بیت شمارهٔ ۹۸۰ : بی محبت مگذران عمر عزیز خویش را

تک‌بیت شمارهٔ ۹۸۱ : نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت

تک‌بیت شمارهٔ ۹۸۲ : چون تاک اگرچه پای ادب کج نهاده‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۹۸۳ : ای آن که پای کوه به دامن شکسته‌ای

تک‌بیت شمارهٔ ۹۸۴ : گرانی می‌کند بر خاطرش یادم، نمی‌دانم

تک‌بیت شمارهٔ ۹۸۵ : ز انقلاب جهان بی‌بران نمی‌لرزند

تک‌بیت شمارهٔ ۹۸۶ : برهمن از حضور بت، دل آسوده‌ای دارد

تک‌بیت شمارهٔ ۹۸۷ : عیار گفتگوی او نمی‌دانم، همین دانم

تک‌بیت شمارهٔ ۹۸۸ : به آب می‌برد و تشنه باز می‌آرد

تک‌بیت شمارهٔ ۹۸۹ : به زور، چهرهٔ خود را شکفته می‌دارم

تک‌بیت شمارهٔ ۹۹۰ : به عزم رفتن از گلزار چون قامت برافرازد

تک‌بیت شمارهٔ ۹۹۱ : به آه سرد من آن شاخ گل سر در نمی‌آرد

تک‌بیت شمارهٔ ۹۹۲ : دل بی طاقتی چون طفل بدخو در بغل دارم

تک‌بیت شمارهٔ ۹۹۳ : بازی جنت مخور، کز بهر عبرت بس بود

تک‌بیت شمارهٔ ۹۹۴ : می‌کند مستی گوارا تلخی ایام را

تک‌بیت شمارهٔ ۹۹۵ : ساحلی نیست به از شستن دست از جانش

تک‌بیت شمارهٔ ۹۹۶ : آن که در آینه بیتاب شد از طلعت خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۹۹۷ : حاصل من چو مه نو ز کمانخانه چرخ

تک‌بیت شمارهٔ ۹۹۸ : چون هر چه وقف گشت بزودی شود خراب

تک‌بیت شمارهٔ ۹۹۹ : هر چند تا جریم، فرومایه نیستیم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۰۰ : در دبستان وجود از تیره بختی چون قلم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۰۱ : کاش می دیدی به چشم عاشقان رخسار خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۰۲ : حرف سبک نمی بردم از قرار خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۰۳ : ای که می‌جویی گشاد کار خود از آسمان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۰۴ : آغوشم از کشاکش حسرت چو گل درید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۰۵ : نکند باد خزان رحم به مجموعهٔ گل

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۰۶ : از گهر سنجی این جوهریان نزدیک است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۰۷ : ریخت از رعشه خجلت به زمین ساغر خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۰۸ : خود کرده‌ام به شکوه‌تر خصم جان خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۰۹ : جمع سازد برگ عیش از بهر تاراج خزان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۱۰ : چون سرو در مقام رضا ایستاده‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۱۱ : دایم به خون گرم شفق غوطه می‌خورم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۱۲ : از بیقراری دل اندوهگین خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۱۳ : چو یوسفم که به چاه افتد از کنار پدر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۱۴ : چو زلف ماتمیان درهم است کار جهان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۱۵ : بر دشمنان شمردم، عیب نهانی خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۱۶ : نیم به خاطر صحرا چو گردباد گران

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۱۷ : در دشت با سرابم، در بحر یار آبم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۱۸ : ز حال دل خبرم نیست، اینقدر دانم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۱۹ : چه سود ازین که بلندست دامن فانوس؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۲۰ : چو برگ غنچهٔ نشکفته ما گرفته دلان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۲۱ : ای دیدهٔ گلچین به ادب باش که شبنم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۲۲ : از برگ سفر نیست تهی دامن یک گل

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۲۳ : تیره بختی لازم طبع بلند افتاده است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۲۴ : صحبت ناجنس، آتش را به فریاد آورد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۲۵ : از ظلمت وجود که می‌برد ره برون؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۲۶ : حیف فرهاد که با آنهمه شیرین‌کاری

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۲۷ : گر چه افسانه بود باعث شیرینی خواب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۲۸ : به زور عقل گذشتن ز خود میسر نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۲۹ : پاکدامانی است باغ دلگشا آزاده را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۳۰ : کشتی بی‌ناخدا را بادبان لطف خداست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۳۱ : تو فکر نامهٔ خود کن که می‌پرستان را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۳۲ : در وصال از حسرت سرشار من دارد خبر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۳۳ : از طلوع و از غروب مهر روشن شد که چرخ

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۳۴ : غافل به ماندگان نظر از رفتگان کند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۳۵ : از هجر شکوه با در و دیوار می‌کنم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۳۶ : در زهد من نهفته بود رغبت شراب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۳۷ : عالم خاک از وجود تازه رویان مفلس است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۳۸ : بال و پر همند حریفان سست عهد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۳۹ : در جام لاله و قدح گل غریب بود

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۴۰ : خندهٔ کبک از ترحم هایهای گریه شد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۴۱ : همچنان در جستجوی رزق خود سرگشته‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۴۲ : نفس رسید به پایان و در قلمرو خاک

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۴۳ : علاج کودک بدخو ز دایه می‌آید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۴۴ : نمی‌روم قدمی راه بی اشارهٔ دل

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۴۵ : گلی که آفت پژمردگی نمی‌بیند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۴۶ : هر که از حلقهٔ ارباب ریا سالم جست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۴۷ : جسم در دامن جان بیهده آویخته است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۴۸ : چه سود ازین که چو یوسف عزیز خواهم شد؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۴۹ : کجاست نیستی جاودان، که بیزارم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۵۰ : خاکساری ز شکایت دهنم دوخته است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۵۱ : منم آن لاله که از نعمت الوان جهان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۵۲ : ازسبکباران راه عشق خجلت می‌کشم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۵۳ : بر گرانباری من رحم کن ای سیل فنا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۵۴ : تانظر از گل رخسار تو برداشته‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۵۵ : چون به داغ غربت من دل نسوزد سنگ را؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۵۶ : از بهشت افتاد بیرون آدم و خندان نشد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۵۷ : تیشه فرهاد گردیده است هر مو بر تنم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۵۸ : با همه مشکل گشایی خاک باشد رزق من

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۵۹ : هیچ کس را دل نمی‌سوزد به من چون آفتاب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۶۰ : ز سردمهری احباب، در ریاض جهان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۶۱ : کسی به خاک چو من گوهری نیندازد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۶۲ : به پای قافله رفتن ز من نمی‌آید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۶۳ : چو بید اگر چه درین باغ بی برآمده‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۶۴ : همان به خاک برابر چو نور خورشیدم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۶۵ : چون قلم، شد تنگ بر من از سیه‌کاری جهان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۶۶ : بر زمین ناید ز شادی پای من چون گردباد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۶۷ : از حریم قرب، چون سنگم به دور انداخته است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۶۸ : سال‌ها در پرده دل خون خود را خورده‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۶۹ : مرد مصاف در همه جا یافت می‌شود

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۷۰ : بر روی نازبالش گل تکیه می‌کند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۷۱ : حسن در زندان همان بر مسند فرماندهی است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۷۲ : از جور روزگار ندارم شکایتی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۷۳ : از بس که بی گمان به در دل رسیده‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۷۴ : دیدن یک روی آتشناک را صد دل کم است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۷۵ : غم به قدر غمگسار از آسمان نازل شود

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۷۶ : با گرانقدری سبک در دیده‌هایم چون نماز

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۷۷ : خشکسال زهد نم در جوی من نگذاشته است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۷۸ : سودای زلف، سلسله جنبان گفتگوست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۷۹ : در مذاق من، شراب تلخ، آب زندگی است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸۰ : نومید نیم از کرم پیر خرابات

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸۱ : چشم گشایش از خلق، نبود به هیچ بابم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸۲ : محرمی نیست در آفاق به محرومی من

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸۳ : مکن ای شمع با من سرکشی، کز پاکدامانی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸۴ : گر شوی با خبر از سوز دل بیتابم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸۵ : نگردید از سفیدیهای مو آیینه‌ام روشن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸۶ : چهرهٔ یوسف ز سیلی گرمی بازار یافت

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸۷ : چه شبها روز کردم در شبستان سر زلفش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸۸ : به تکلیف بهاران شاخسارم غنچه می‌بندد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸۹ : از خود مرا برون بر، تا کی در این خرابات

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۹۰ : چه با من می‌تواند شورش روز جزا کردن؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۹۱ : تهی شود به لبم نارسیده رطل گران

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۹۲ : جدا چو دست سبو از سرم نمی‌گردد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۹۳ : از جام بیخودی کرد، ساقی خدا پرستم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۹۴ : راهی که راهزن زد، یک چند امن باشد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۹۵ : دلتنگ از ملامت اغیار نیستم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۹۶ : دیوانه‌ام که بر سر من جنگ می‌شود

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۹۷ : رزق می‌آید به پای خویش تا دندان به جاست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۹۸ : نشتر از نامردمی در پردهٔ چشمم شکست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۹۹ : بی نیاز از خلق از دست دعای خود شدم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۰۰ : من که روشن بود چشم نوبهار از دیدنم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۰۱ : نرمی ره شد چون مخمل تار و پود خواب من

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۰۲ : عاقبت زد بر زمینم آن که از روی نیاز

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۰۳ : تمام از گردش چشم تو شد کار من ای ساقی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۰۴ : ز همراهان کسی نگرفت شمعی پیش راه من

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۰۵ : هنوزم از دهان چون صبح بوی شیر می‌آمد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۰۶ : من آن روزی که برگ شادمانی داشتم چون گل

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۰۷ : بود از موی سفید امید بیداری مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۰۸ : عالم بیخبری بود بهشت آبادم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۰۹ : از دم تیغ که هر دم به سرم می‌بارد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۱۰ : عنانداری نمی‌آمد ز من سیل بهاران را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۱۱ : منم آن غنچه غافل که ز بی‌حوصلگی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۱۲ : چو نقش پا گزیدم خاکساری تا شوم ایمن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۱۳ : من که بودم گردباد این بیابان، عاقبت

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۱۴ : از خاکیان ز صافی طینت جدا شدم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۱۵ : درین قلمرو آفت، ز ناتوانیها

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۱۶ : فیض در بیخبری بود چو هشیار شدم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۱۷ : اول ز رشک محرمیم سرمه داغ بود

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۱۸ : عشق بر هر کس که زور آورد، من گشتم خراب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۱۹ : چون ماه مصر، قیمت من خواست عذر من

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۲۰ : بزرگان می‌کنند از تلخرویی سرمه در کارم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۲۱ : مرا بیزار کرد از اهل دولت، دیدن دربان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۲۲ : منه انگشت بر حرفم، اگر درد سخن داری

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۲۳ : ز راستی نبود شاخه‌های بی بر را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۲۴ : چو مینای پر از می فتنه‌ها دارم به زیر سر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۲۵ : شود بار دلم آن را که از دل بار بردارم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۲۶ : نظر برداشت شبنم در هوای آفتاب از گل

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۲۷ : که می‌گوید پری در دیدهٔ مردم نمی‌آید؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۲۸ : شراب کهنه در پیری مرا دارد جوان دایم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۲۹ : نمی‌باید سلاحی تیزدستان شجاعت را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۳۰ : تماشای بهشت از خلوتم بیرون نمی‌آرد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۳۱ : ز اکسیر قناعت می‌شمارم نعمت الوان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۳۲ : امیدم به بی دست و پایی است، ورنه

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۳۳ : سپندست کز جا جهد، جا نماید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۳۴ : گویند به هم مردم عالم گلهٔ خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۳۵ : نگاه گرم را سر ده به جانم تا دلی دارم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۳۶ : از من خبر دوری این راه مپرسید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۳۷ : جگر سنگ به نومیدی من می‌سوزد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۳۸ : می‌کنم در کار ساحل این کهن تابوت را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۳۹ : تا به کی بر دل ز غیرت زخم پنهانی خورم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۴۰ : چه نسبت است به مژگان مرا نمی‌دانم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۴۱ : عزیزی خواری و خواری عزیزی بار می‌آورد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۴۲ : کمان بال و پر پرواز گردد تیر بی پر را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۴۳ : نخوابیده است با کین کسی هرگز دل صافم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۴۴ : ز خال گوشهٔ ابروی یار می‌ترسم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۴۵ : ز رنگ و بوی جهان قانعم به بی‌برگی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۴۶ : فتح بابی نشد از کعبه و بتخانه مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۴۷ : چند در دایرهٔ مردم عاقل باشم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۴۸ : چون گوهر گرامی آدم درین بساط

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۴۹ : هستی موهوم موج سرابی بیش نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۵۰ : از غم دنیا و عقبی یک نفس فارغ نیم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۵۱ : دست و پا گم می‌کنم زان نرگس نیلوفری

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۵۲ : دلی خالی ز غیبت در حضورم می‌توان کردن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۵۳ : در عالم ایجاد من آن طفل یتیمم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۵۴ : ز جوی شیر کردم تلخ بر خود خواب شیرین را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۵۵ : کیست جز آینه و آب درین قحط‌آباد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۵۶ : در آشیان به خیال تو آنقدر ماندم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۵۷ : نسازد لن ترانی چون کلیم از طور نومیدم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۵۸ : به میزان قیامت، بیش کم، کم بیش می‌آید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۵۹ : گل من از خمیر شیشه و جام است پنداری

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۶۰ : ربوده است ز من اختیار، جذبهٔ بحر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۶۱ : بیداری دولت به سبکروحی من نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۶۲ : در هر که ترا دیده، به حسرت نگرانم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۶۳ : نه ذوق بودن و نه روی بازگردیدن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۶۴ : شوم به خانه مردم، نخوانده چون مهمان؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۶۵ : به عشق پاک کردم صرف عمر خود، ندانستم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۶۶ : بعد ایامی که گلها از سفر باز آمدند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۶۷ : گر می‌زنم به هم کف افسوس، دور نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۶۸ : می‌کند چرخ ستمگر به شکرخنده حساب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۶۹ : خانه‌ای از خانه آیینه دارم پاکتر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۷۰ : آه کز بی حاصلیها نیست در خرمن مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۷۱ : رخنه در کار ز تسبیح فزون است مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۷۲ : گوشه‌ای کو، که دل از فکر سفر جمع کنم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۷۳ : من که نتوانم گلیم خود برآوردن ز آب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۷۴ : دعوی گردن فرازی با اسیری چو کنم؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۷۵ : روشندلی نمانده درین باغ و بوستان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۷۶ : چگونه پیش رخ نازک تو آه کنم؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۷۷ : نیست یک جبهه واکرده درین وحشتگاه

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۷۸ : من نه آنم که تراوش کند از من گله‌ای

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۷۹ : دردها کم شود از گفتن و دردی که مراست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۸۰ : بر فقیران پیشدستی کردن از انصاف نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۸۱ : از بس نشان دوری این ره شنیده‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۸۲ : ابرام در شکستن من اینقدر چرا؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۸۳ : خنده و جان بر لبم یکبار می‌آید چو برق

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۸۴ : می‌دهم جان در بهای حسن تا در پرده است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۸۵ : نخل صنوبرم که درین باغ دلفریب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۸۶ : مرا ز سیر چمن غم، ترا نشاط رسد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۸۷ : چو عکس چهره خود در پیاله می‌بینم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۸۸ : همان ریزند خار از ناسپاسیها به چشم من

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۸۹ : ز ناکامی گل از همصحبتان یار می‌چینم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۹۰ : هر مصلحت عقل، کم از کوه غمی نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۹۱ : درین ریاض من آن شبنم گرانجانم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۹۲ : فکر شنبه تلخ دارد جمعه را بر کودکان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۹۳ : ناتمامان، چون مه نو، یاد من خواهند کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۹۴ : ز من کناره کند موج اگر حباب شوم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۹۵ : نزدیک من میا که ز خود دور می‌شوم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۹۶ : از دیده هرچه رفت، ز دل دور می‌شود

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۹۷ : شکایتی است که مردم ز یکدگر دارند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۹۸ : چندان که درین دایره چون چشم پریدم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۹۹ : به سیم قلب یوسف را نمی‌گیرند از اخوان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۰۰ : زنده می‌سوزد برای مرده در هندوستان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۰۱ : داغ آن دریانوردانم که چون زنجیر موج

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۰۲ : شود جهان لب پرخنده‌ای، اگر مردم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۰۳ : شدند جمع دل و زلف از آشنایی هم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۰۴ : فریب مهربانی خوردم از گردون، ندانستم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۰۵ : چون سرو گذشتم ز ثمر تا شوم آزاد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۰۶ : نیست ما را در وفاداری به مردم نسبتی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۰۷ : از چشم زخم تو به مبادا شکسته دل

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۰۸ : بر حواس خویش، راه آرزوها بسته‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۰۹ : با دست رعشه دار، چو شبنم درین چمن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۱۰ : باور که می‌کند، که درین بحر چون حباب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۱۱ : چون کمان و تیر، در وحشت سرای روزگار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۱۲ : ما نام خود ز صفحه دلها سترده‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۱۳ : ما توبه را به طاعت پیمانه برده‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۱۴ : خمها چو فیل مست سر خود گرفته‌اند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۱۵ : از صبح پرده سوز، خدایا نگاه دار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۱۶ : کوچه گرد آستین چون اشک حسرت نیستیم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۱۷ : صلح از فلک به دیدهٔ بیدار کرده‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۱۸ : زیبا و زشت در نظر ما یکی شده است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۱۹ : گل را به رو اگر نشناسیم عیب نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۲۰ : نومید نیستیم ز احسان نوبهار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۲۱ : نیست طول عمر را کیفیت عرض حیات

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۲۲ : عمر اگر باشد، تماشای اثر خواهید کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۲۳ : کس زبان چشم خوبان را نمی‌داند چو ما

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۲۴ : گرچه خاکیم پذیرای دل و جان شده‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۲۵ : نیست یک نقطهٔ بیکار درین صفحهٔ خاک

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۲۶ : پرده بردار ز رخسار خود ای صبح امید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۲۷ : نیستیم از جلوهٔ باران رحمت ناامید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۲۸ : ما چو سرواز راستی دامن به بار افشانده‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۲۹ : نیست غیر از بحر، چون سیلاب، ما را منزلی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۳۰ : دست ماگیر ای سبک جولان، که چون نقش قدم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۳۱ : یوسف مصر وجودیم از عزیزیها، ولیک

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۳۲ : هر تلخیی که قسمت ما کرده است چرخ

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۳۳ : زین بیابان گرمتر از ما کسی نگذشته است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۳۴ : خواه در مصر غریبی، خواه در کنج وطن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۳۵ : حسرت ما را به عمر رفته، چون برگ خزان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۳۶ : چون میوه پخته گشت، گرانی برد ز باغ

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۳۷ : نیفشانم چو یوسف تا ز دامن گرد تهمت را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۳۸ : بی عزیزان، مرگ پابرجاست عمر جاودان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۳۹ : یک جبهه گشاده ندیدیم در جهان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۴۰ : ماداغ توبه بر دل ساغر گذاشتیم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۴۱ : هر کسی تخمی به خاک افشاند و ما دیوانگان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۴۲ : بر دانهٔ ناپخته دویدیم چو آدم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۴۳ : نفسی چند که در غم گذراندن ستم است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۴۴ : ستم به خویش ز کوتاهی زبان کردیم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۴۵ : بنای خانه بدوشی بلند کردهٔ ماست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۴۶ : آستین بر هر چه افشاندیم، دست ما گرفت

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۴۷ : ما سیه بختان تفاوت را قلم بر سر زدیم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۴۸ : نیست ممکن از پشیمانی کسی نقصان کند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۴۹ : خط به اوراق جهان، دیده و نادیده زدیم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۵۰ : هر دم از ماتم برگی نتوان آه کشید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۵۱ : حاصل ما ز عزیزان سفر کردهٔ خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۵۲ : دستش به چیدن سر ما کار تیغ کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۵۳ : کم نشد در سربلندی فیض ما چون آفتاب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۵۴ : آسودگی کنج قفس کرد تلافی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۵۵ : دست کوتاه ز دامان گل و پا در گل

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۵۶ : داغ عشق تو ز اندازهٔ ما افزون است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۵۷ : از حادثه لرزند به خود قصر نشینان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۵۸ : در تلافی، میوهٔ شیرین به دامن می‌دهیم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۵۹ : دست کرم ز رشتهٔ تسبیح برده‌ایم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۶۰ : نه دین ما به جا و نه دنیای ما تمام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۶۱ : منعمان گر پیش مهمان نعمت الوان کشند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۶۲ : یوسف به زر قلب فروشان دگرانند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۶۳ : عنان گسسته‌تر از سیل در بیابانیم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۶۴ : نظر به عالم بالاست ما ضعیفان را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۶۵ : چه فتاده است بر آییم چو یوسف از چاه؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۶۶ : چیده‌ایم از دو جهان دامن الفت چون سرو

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۶۷ : دارم عقیق صبر به زیر زبان خویش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۶۸ : دیوانه‌ام ولیک بغیر از دو زلف یار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۶۹ : چون صبح، خنده با جگر چاک می‌زنیم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۷۰ : بیاض گردن او گر به دست ما افتد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۷۱ : دشمن خانگی آدم خاکی است زمین

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۷۲ : پیش ازان کز یکدگر ریزیم چون قصر حباب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۷۳ : لذت نمانده است در آیندهٔ حیات

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۷۴ : خضر با عمر ابد پوشیده جولان می‌کند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۷۵ : طاعت ما نیست غیر از شستن دست از جهان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۷۶ : آن سوخته جانم که اگر چون شرر از خلق

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۷۷ : آن طفل یتیمم که شکسته است سبویم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۷۸ : وفا و مردمی از روزگار دارم چشم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۷۹ : دیگران از دوری ظاهر اگر از دل روند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۸۰ : سرما در قدم دار فنا افتاده است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۸۱ : ما نه زان بیخبرانیم که هشیار شویم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۸۲ : همان از طاعت من بوی کیفیت نمی‌آید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۸۳ : ما را گزیده است ز بس تلخی خمار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۸۴ : سودای آب حیوان، بیم زیان ندارد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۸۵ : کار جهان تمامی، هرگز نمی‌پذیرد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۸۶ : زان چهرهٔ عرقناک، زنهار بر حذر باش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۸۷ : ایام نوجوانی، غافل مشو ز فرصت

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۸۸ : همیشه داغ دل دردمند من تازه است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۸۹ : دو چشم شوخ تو با یکدیگر نمی‌سازند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۹۰ : خفته را گر خفتگان بیدار نتوانند کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۹۱ : گر نخواهی پشت پا زد بر جهان، پایی بکوب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۹۲ : گر به بیداری غرور حسن مانع می‌شود

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۹۳ : پیش ازین، بر رفتگان افسوس می‌خوردند خلق

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۹۴ : نیست آسان خون نعمتهای الوان ریختن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۹۵ : سال‌ها گل در گریبان ریختی چون نوبهار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۹۶ : چو گل با روی خندان صرف کن گر خرده‌ای داری

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۹۷ : هیچ همدردی نمی‌یابم سزای خویشتن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۹۸ : این چنین زیر و زبر عالم نمی‌ماند مدام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۹۹ : بوسی که ز کنج لب ساقی نگرفتم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۰۰ : چون دست برآرم به گرفتن، که ز غیرت

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۰۱ : ز اخوان راضیم تا دیدم انصاف خریداران

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۰۲ : از دست نوازش تپش دل نشود کم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۰۳ : خط پاکی ز سیلاب فنا دارد وجود ما

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۰۴ : گریزد لشکر خواب گران از قطرهٔ آبی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۰۵ : نمانده از شب آن زلف گر چه پاسی بیش

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۰۶ : گرفتم این که نظر باز می‌توان کردن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۰۷ : جای شادی نیست زیر این سپهر نیلگون

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۰۸ : قسمت خود بین نمی‌گردد زلال زندگی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۰۹ : زین بیابان می‌برم خود را برون چون گردباد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۱۰ : چون سیاهی شد ز مو، هشیار می‌باید شدن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۱۱ : داشتم چون سرو از آزادگی امیدها

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۱۲ : هر گنه عذری و هر تقصیر دارد توبه‌ای

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۱۳ : دلم ز کنج قفس تا گرفت، دانستم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۱۴ : خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۱۵ : کنون که شیشهٔ می‌مالک الرقاب شده است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۱۶ : نیست جز پای خم امروز درین وحشتگاه

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۱۷ : در عشق پیش بینی، سنگ ره وصال است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۱۸ : بیستون را الم مردن فرهاد گداخت

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۱۹ : ندارم محرمی چون کوهکن تا درد دل گویم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۲۰ : جهان بهشت شد از نوبهار، باده بیار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۲۱ : چه می‌پرسی ز من کیفیت حسن بهاران را؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۲۲ : انصاف نیست آیهٔ رحمت شود عذاب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۲۳ : خاکم به چشم در نگه واپسین مزن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۲۴ : ز صد هزار پسر، همچو ماه مصر یکی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۲۵ : ز عمر، قسمت ما نیست جز زمان وداع

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۲۶ : درین دو هفته که ابر بهار در گذرست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۲۷ : دل را به آتش نفس گرم آب کن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۲۸ : از زخم سنگ نیست در بسته را گزیر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۲۹ : از آب زندگی به شراب التفات کن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۳۰ : فریب شهرت کاذب مخور چو بیدردان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۳۱ : این راه دور، بیش ز یک نعره‌وار نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۳۲ : هر چند ز ما هیچکسان کار نیاید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۳۳ : به خاکمال حوادث بساز زیر فلک

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۳۴ : منمای به کوته نظران چهرهٔ خود را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۳۵ : عمر عزیز را به می‌ناب صرف کن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۳۶ : سر جوش عمر را گذراندی به درد می

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۳۷ : هر کس که زر به زر دهد اهل بصیرت است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۳۸ : سرمه را هم محرم چشم سیاه خود مکن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۳۹ : قبلهٔ من! عکس در شرع حیا نامحرم است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۴۰ : به استخاره اگر توبه کرده‌ای زاهد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۴۱ : ز باده توبه در ایام نوبهار مکن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۴۲ : در قلزمی که ابر کرم موج می‌زند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۴۳ : از خود برون نرفته هوای سفر مکن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۴۴ : ساقیا صبح است می از شیشه در پیمانه کن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۴۵ : می‌رود فیض صبوح از دست، تا دم می‌زنی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۴۶ : از شتاب عمر گفتم غفلت من کم شود

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۴۷ : صبح بیداری شود گفتم مرا موی سفید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۴۸ : نباشم چون ز همزانویی آیینه در آتش؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۴۹ : یک دل نشد گشاده ز گفت و شنید من

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۵۰ : مرگ هیهات است سازد از فراموشان مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۵۱ : به یک خمیازهٔ گل طی شد ایام بهار من

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۵۲ : در حسرت یک مصرع پرواز بلندست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۵۳ : گفتم از پیری شود بند علایق سست‌تر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۵۴ : یک دل غمگین، جهانی را مکدر می‌کند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۵۵ : با خرابیهای ظاهر، دلنشین افتاده‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۵۶ : جوانی برد با خود آنچه می‌آمد به کار از من

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۵۷ : بجز کسب هوا از من دگر کاری نمی‌آید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۵۸ : به خاک افتم ز تخت سلطنت چون در خمار افتم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۵۹ : دیدهٔ بیدار انجم محو شد در خواب روز

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۶۰ : اندیشه از شکست ندارم، که همچو موج

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۶۱ : کشاکش رگ جان من اختیاری نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۶۲ : بر لب چاه زنخدان تشنه لب استاده‌ام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۶۳ : با کمال ناگواریها گوارا کرده است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۶۴ : خون می‌خورد کریم ز مهمان سیر چشم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۶۵ : گردون سفله لقمهٔ روزی حساب کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۶۶ : بر حریر عافیت نتوان مرا در خواب کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۶۷ : به نسیمی ز هم اوراق دلم می‌ریزد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۶۸ : ازان خورند به تلخی شراب ناب مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۶۹ : خراب حالی ازین بیشتر نمی‌باشد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۷۰ : عاقبت پیر خرابات ز بی‌پروایی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۷۱ : ز گریه‌ای که مرا در گلو گره گردد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۷۲ : من و سیری ز عقیق لب خوبان، هیهات

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۷۳ : می‌شود نخل برومند سبکبار از سنگ

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۷۴ : رفتی و رفت روشنی از چشم و دل مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۷۵ : یک ساعت است گرمی هنگامهٔ هوس

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۷۶ : هر تمنایی که پختم زیر گردون، خام شد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۷۷ : دست تا بر ساز زد مطرب، دل ما خون گریست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۷۸ : غم ز محنت خانهٔ من شاد می‌آید برون

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۷۹ : هر کجا تدبیر می‌چیند بساط مصلحت

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۸۰ : از حوادث هر که را سنگی به مینا می‌خورد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۸۱ : چون نظر بر حاصل عمر عزیزان می‌کنم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۸۲ : نالهٔ ناقوس دارد هر سر مو بر تنم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۸۳ : داغ بر دل شدم از انجمن یار برون

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۸۴ : مرا هر کس که بیرون می‌کشد از گوشهٔ خلوت

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۸۵ : زنده شد عالمی از خندهٔ جان پرور او

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۸۶ : بر سیه بختی ارباب سخن می‌گرید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۸۷ : نشاهٔ بادهٔ گلرنگ به تخت است مدام

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۸۸ : گر بداند که چه شورست درین عالم خاک

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۸۹ : آنقدر خون ز لب لعل تو در دل دارم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۹۰ : هر که داند که خبرها همه در بیخبری است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۹۱ : دلیل راحت ملک عدم همین کافی است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۹۲ : کسی که می‌نهد از حد خود قدم بیرون

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۹۳ : ز آسمان کهنسال چشم جود مدار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۹۴ : بر لب ساغر ازان بوسهٔ سیراب زنند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۹۵ : زلیخا همتی در عرصهٔ عالم نمی‌یابد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۹۶ : پردهٔ عصمت ندارد تاب دست انداز شوق

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۹۷ : از زاهدان خشک مجو پیچ و تاب عشق

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۹۸ : خون مرا به گردن او گر ندیده‌ای

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۹۹ : گر ندیدی شاخ گل را با خزان آمیخته

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۰۰ : دامن فانوس آن وسعت ندارد، ور نه من

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۰۱ : از سکندر صفحهٔ آیینه‌ای بر جای ماند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۰۲ : آدم مسکین به یک خامی که در فردوس کرد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۰۳ : ما ز بوی پیرهن قانع به یاد یوسفیم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۰۴ : طومار درد و داغ عزیزان رفته است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۰۵ : طلبکار تو دارد اضطرابی در جهانگردی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۰۶ : نمی‌دانم کجا آن شاخ گل را دیده‌ام صائب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۰۷ : من نیستم حریف زبانت، مگر زنم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۰۸ : هرگز نبود رسم ترا خواب صبحگاه

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۰۹ : من آن زمان چون قلم سر ز سجده بردارم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۱۰ : مکرر بر سر بالین شبنم آفتاب آمد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۱۱ : به قسمت راضیم ای سنگدل، دیگر چه می‌خواهی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۱۲ : چه آرزوی شهادت کنم، که سوخته است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۱۳ : خاطرت از شکوهٔ ما کی پریشان می‌شود؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۱۴ : درین راه به دل نزدیک، گمراهی نمی‌باشد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۱۵ : خواهی حنای پا کن و خواهی نگار دست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۱۶ : ذوق وصال می‌گزد از دور پشت دست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۱۷ : به بی برگان چنان ای شاخ گل مستانه می‌خندی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۱۸ : دایم به روی دست دعا جلوه می‌کنی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۱۹ : حق ما افتادگان را کی توان پامال کرد؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۲۰ : شادم به مرگ خود که هلاک تو می‌شوم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۲۱ : در جبههٔ ستارهٔ من این فروغ نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۲۲ : خبر به آینه می‌گیرم از نفس هر دم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۲۳ : سایهٔ بال هما خواب گران می‌آرد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۲۴ : بیخودان، از جستجو در وصل فارغ نیستند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۲۵ : مرا ز خضر طریقت نصیحتی یادست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۲۶ : چاه این بادیه از نقش قدم بیشترست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۲۷ : چو غنچه دست و رخی تازه کن به شبنم اشک

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۲۸ : حرف گفتن در میان عشق و دل انصاف نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۲۹ : من بسته‌ام لب طمع، اما نگار من

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۳۰ : باغ و بهار چشم و دل قانع من است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۳۱ : خصم درونی از برون، بارست بر دل بیشتر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۳۲ : چون شبنم روشن گهر، با خار و گل یکرنگ شو

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۳۳ : زنهار در دار فنا، انگور خود ضایع مکن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۳۴ : از جهان آب و گل بگذر سبک چون گردباد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۳۵ : از چراغی می‌توان افروخت چندین شمع را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۳۶ : در کهنسالی ز مرگ ناگهان غافل مشو

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۳۷ : مشرق خمیازه می‌سازد دهن را حرف پوچ

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۳۸ : روزگار زندگانی را به غفلت مگذران

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۳۹ : سوگند می‌دهم به سر زلف خود ترا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۴۰ : نیست در پایان عمر از رعشه پیران را گزیر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۴۱ : هست در قبضهٔ تقدیر، گشاد دل تنگ

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۴۲ : مرگ بی‌منت، گواراتر ز آب زندگی است

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۴۳ : چون لاله گرچه چشم و چراغم بهار را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۴۴ : نگردد چون کف افسوس هر برگ نهال من؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۴۵ : مژگان من نشد خشک، تا شد جدا ز رویت

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۴۶ : دلگیر نیست از تن، جانهای زنگ بسته

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۴۷ : ز پیری می‌کند برگ سفر یک یک حواس من

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۴۸ : دو دولت است که یکبار آرزو دارم:

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۴۹ : به آب روی خود در منتهای عمر می‌لرزم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۵۰ : سر بر تن من نیست ز آشفته دماغی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۵۱ : دیوان ما و خود را، مفکن به روز محشر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۵۲ : از پا فتادگانیم، در زیر پا نظر کن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۵۳ : بیگانگی ز حد رفت، ساقی می صفاده

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۵۴ : به یاد هر چه خوری، می همان نشاط دهد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۵۵ : نمی‌دهی قدح بی شمار اگر ساقی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۵۶ : اکنون که شد سفید مرا چشم انتظار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۵۷ : بعد عمری چون صدف گر قطرهٔ آبی خورم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۵۸ : از هجر و وصل نیست گشایش دل مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۵۹ : کیفیت است مطلب از عمر، نه درازی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۶۰ : هر چند برآوردهٔ آن جان جهانم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۶۱ : ز استادن آب روان سبز گردد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۶۲ : به دست تهی می‌گشایم گرهها

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۶۳ : خوشا رهنوردی که چون صبح صادق

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۶۴ : گرد سفر ز خویش فشاندند همرهان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۶۵ : ای زلف یار، اینقدر از ما کناره چیست؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۶۶ : کهنه دیوار ترا دارد دو عالم در میان

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۶۷ : بر نمی‌خیزد به صرصر نقشم از دامان خاک

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۶۸ : پیراهنی که می‌طلبی از نسیم مصر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۶۹ : کیستم من، مشت خار در محیط افتاده‌ای

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۷۰ : با جگر خوردن قناعت کن که این مهمانسرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۷۱ : بر روی هم هر آنچه گذاری وبال توست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۷۲ : شکر توام ز تیغ زبان موج می‌زند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۷۳ : بسیار آشنا به نظر جلوه می‌کنی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۷۴ : در پلهٔ غرور تو دل گر چه بی بهاست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۷۵ : در شکست ماست حکمتها، که چون کشتی شکست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۷۶ : مشو زنهار ایمن از خمار بادهٔ عشرت

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۷۷ : ز ناله‌های غریبانه منع ما نکنی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۷۸ : از تندباد حادثه شمع مرا بخر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۷۹ : من آن روزی که چون شبنم عزیز این چمن بودم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۸۰ : ای آینه، در روی زمین دیدنیی نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۸۱ : در کنج قفس چند کنی بال فشانی؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۸۲ : دو روزی نیست افزون عمر ایام برومندی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۸۳ : به فکر چارهٔ ما هیچ صاحبدل نمی‌افتد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۸۴ : مرا از زندگانی سیر کرد از لقمهٔ اول

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۸۵ : چنان از موج رحمت شد زمین و آسمان خالی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۸۶ : در گلشن حسن تو خلل راه ندارد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۸۷ : از صحبت باد سحر ای غنچهٔ بی دل

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۸۸ : چون گره شد به گلو لقمهٔ غم، باده طلب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۸۹ : ای عقیق از من لب تشنه فراموش مکن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۹۰ : ای گل شوخ که مغرور بهاران شده‌ای

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۹۱ : ما به امید عطای تو چنین بیکاریم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۹۲ : نخل امید تو آن روز شود صاحب برگ

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۹۳ : عمر چون قافله ریگ روان در گذرست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۹۴ : رحم کن بر دل بی‌طاقت ما ای قاصد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۹۵ : این دزدها تمام شریکند با عسس

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۹۶ : به امید رهایی با تو حال خویش می‌گفتم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۹۷ : تویی در دیده‌ام چون نور و محرومم ز دیدارت

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۹۸ : ز حرف حق درین ایام باطل بوی خون آید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۹۹ : ریزش اشک مرا نیست محرک در کار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۰۰ : لب نهادم به لب یار و سپردم جان را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۰۱ : چشم بیداری است هر کوکب درین وحشت سرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۰۲ : عمر با صد ساله الفت بیوفایی کرد و رفت

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۰۳ : نیست غیر از گوشهٔ دل در جهان آب و گل

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۰۴ : در جهان آگهی خضری دچار من نشد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۰۵ : غم بی حاصلی خویش نخوردی یک بار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۰۶ : چنان گرم از بساط خاک بگذر

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۰۷ : سوز پنهانی چو شمع آخر گریبانم گرفت

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۰۸ : کثرت و تفرقه در عالم گفتار بود

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۰۹ : سینه باغی است که گلشن شود از خاموشی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۱۰ : هر چه از دل می‌خورم، از روزیم کم می‌کنند

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۱۱ : آن که آخر سر به صحرا داد بی بال و پرم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۱۲ : نیست جز داغ عزیزان حاصل پایندگی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۱۳ : همچو شمع صبح می‌لرزد به جان خویشتن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۱۴ : شد از فشار گردون، موی سفید و سر زد

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۱۵ : زینهار از لاله رخساران به دیدن صلح کن

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۱۶ : ز دست راست ندانستمی اگر چپ را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۱۷ : زبان شکوه اگر همچو خار داشتمی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۱۸ : همسایهٔ وجود نباشد اگر عدم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۱۹ : همچو بوی گل که در آغوش گل از گل جداست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۲۰ : پیش و پس اوراق خزان نیم نفس نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۲۱ : از دور نیفتد قدح بزم مکافات

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۲۲ : طومار زندگی را، طی می‌کند به یک شب

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۲۳ : از باده توبه کردن مشکل بود، وگرنه

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۲۴ : چند در خواب رود عمر تو ای بی پروا؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۲۵ : برگ عشرت مکن ای غنچه که ایام بهار

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۲۶ : پیش از آن دم که کند خاک تو را در دل خون

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۲۷ : زمین، سرای مصیبت بود، تو می‌خواهی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۲۸ : نیستی گردون، ولی بر عادت گردون تو هم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۲۹ : زیر سپهر، خواب فراغت چه می‌کنی؟

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۳۰ : ای عقل شیشه بار که گل بر تو سنگ بود

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۳۱ : تعمیر خانه‌ای که بود در گذار سیل

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۳۲ : در سپند من سودازده آتش مزنید

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۳۳ : دل نبندند عزیزان جهان در وطنی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۳۴ : خاطر از وضع مکرر زود در هم می‌شود

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۳۵ : می‌خورد شهر به هم، گر تو ستمگر یک روز

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۳۶ : کمند زلف در گردن گذشتی روزی از صحرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۳۷ : جان هواپرستان، در فکر عاقبت نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۳۸ : صنوبر با تهیدستی به دست آورد صد دل را

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۳۹ : مشو از نالهٔ افسوس غافل چون جرس، یاری

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۴۰ : چنان در خانهٔ آیینه محو دیدن خویشی

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۴۱ : چشمی نچراندیم در این باغ چو شبنم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۴۲ : با موی سفید اشک ندامت نفشاندیم

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.