خاقانی را آنکه بود سلطان هنر

چون شمع بسی نشست بر کرسی زر

اکنون چو چراغ است به کشتن درخور

بر نطع نشسته اشک ریزان در بر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *