رفتم به طبیب گفتم ای بینائی

افتادهٔ عشق را چه می‌فرمایی

ترک صفت و محو وجودم فرمود

یعنی که ز هر چه هست بیرون آئی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *