آن زلف سیاه و قد رعناش نگر

شیرینی آن لعل شکرخاش نگر

گفتم که زکوة حسن یک بوسه بده

برگشت و به خنده گفت سوداش نگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *