غزل شمارهٔ ۲۱۶ : آن یار کز او خانه ما جای پری بود
غزل شمارهٔ ۲۱۷ : مسلمانان مرا وقتی دلی بود
غزل شمارهٔ ۲۰۲ : بود آیا که در میکدهها بگشایند
غزل شمارهٔ ۲۱۸ : در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
غزل شمارهٔ ۲۰۳ : سالها دفتر ما در گرو صهبا بود
غزل شمارهٔ ۲۱۹ : کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود
غزل شمارهٔ ۲۰۴ : یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
غزل شمارهٔ ۲۲۰ : از دیده خون دل همه بر روی ما رود
غزل شمارهٔ ۲۰۵ : تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
غزل شمارهٔ ۲۲۱ : چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود