غزل شمارهٔ ۲۰۶ : پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود
غزل شمارهٔ ۲۰۷ : یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
غزل شمارهٔ ۲۰۸ : خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
غزل شمارهٔ ۲۰۹ : قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
غزل شمارهٔ ۲۱۰ : دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
غزل شمارهٔ ۲۱۱ : دوش میآمد و رخساره برافروخته بود
غزل شمارهٔ ۲۱۲ : یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
غزل شمارهٔ ۲۱۳ : گوهر مخزن اسرار همان است که بود
غزل شمارهٔ ۲۱۴ : دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
غزل شمارهٔ ۱۸۳ : دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند