فصل فیالحکمة ذکرالحکمة احکم فانّها بین الکائنات حکم مثل الاحباب والاعداء کمثل الدواء والداء در دوستی و دشمنی : مردم از زیرکان دژم نشود
اندر مذمّت دنیا و برحذر بودن از آن فرماید : در جهانی چه بایدت بودن
فی صفة الموت : جر دو رنگی نشد ز مرگ هلاک
تمثیل در احوال گذشتگان جهان بیوفا : از ثَری تا به اوج چرخ اثیر
در صفت مرگ پیامبران علیهمالسّلام : تا بگوید ز انبیا و رسل
صفت مرگ شاهان فرس و بزرگان ایشان : زان ملوک عجم که در تاریخ
در صفت موت بنیآدم از خاصّه و عامه : زان بنیآدم از صغار و کبار
در بقا و فنای جسم و جان گوید : در جهانی که عقل و ایمانست
در نکوهش این جهان : اینکه اقلیم بیم و امیدست
اندر طلب بهشت به سالوسی : مرغ و حور از بهشت ابدانست