شمارهٔ ۴۱ : شد عقل ز دست و سخت مضطر افتاد
شمارهٔ ۳۲ : چون دل ز طلب در ره جانان استاد
شمارهٔ ۳۳ : یک ذره چو آن حکم دگرگون نشود
شمارهٔ ۳۴ : دیرست که دور آسمان میگردد
شمارهٔ ۳۵ : از واقعهٔ روز پسین میترسم
شمارهٔ ۳۶ : میترسم و بیقیاس میترسم من
شمارهٔ ۳۱ : جز غوّاصی هوس ندارم چکنم
شمارهٔ ۲۷ : امروز منم خسته ازین بحر فضول
شمارهٔ ۲۸ : آن مرغ که بود از می معنی مست
شمارهٔ ۲۹ : جانا چو به نیستی فتادم برهم