شمارهٔ ۶۶ : ای بیخبر از رنج و گرفتاری من
شمارهٔ ۶۷ : گر کشته شوم کشته به نامِ تو شوم
شمارهٔ ۶۸ : چون نیست ز عقل ذرّهای توفیرم
شمارهٔ ۶۳ : گه لعلِ تو از قند دلم خواهد تافت
شمارهٔ ۵۹ : مشکین رسنت چو پردهٔ ماه شود
شمارهٔ ۶۰ : چون چشمِ تو تیرِ غمزه محکم انداخت
شمارهٔ ۶۱ : گفتی که اگر میطلبی تدبیری
شمارهٔ ۶۲ : دل روی بدان زلفِ سرافراز آورد
شمارهٔ ۵۴ : در عشق رخت چون رخ تو بیشم نیست
شمارهٔ ۵۵ : گر لعل لب تو آب حیوانم داد