شمارهٔ ۴۰ : هر چیز که آن ز نیستی در پیوست
شمارهٔ ۴۱ : آن روز که آفتاب انجم میریخت
شمارهٔ ۴۲ : گاهی ز نو و گه ز کهن میگویند
شمارهٔ ۳۳ : هر جان که به بحر رهنمون آید زود
شمارهٔ ۳۴ : معنی چو ز کل به جزو بیرون آید
شمارهٔ ۳۵ : آن نور که بیرون و درون میتابد
شمارهٔ ۳۶ : این عین مکان همان مکان است که بود
شمارهٔ ۳۷ : سریست برون زین همه اسرار که هست
شمارهٔ ۳۱ : آن بحر که موجش گهر انداز آید
شمارهٔ ۳۲ : چندان که تو این بحر گهر خواهی دید