شمارهٔ ۳۹ : شمع آمد و گفت: مانده در سوز و گداز
شمارهٔ ۴۰ : شمع آمد و گفت: ماندهام بی سر و پا
شمارهٔ ۴۱ : شمع آمد و گفت: کشتهام هر سحری
شمارهٔ ۴۲ : شمع آمد و گفت: این کرا تاب بود
شمارهٔ ۳۳ : شمع آمد و گفت: از چه دل خوش دارم
شمارهٔ ۳۴ : شمع آمد و در آتش سرکش پیوست
شمارهٔ ۳۵ : شمع آمد و گفت: ماندهام بی سر و پای
شمارهٔ ۳۶ : شمع آمد زار زار و میگفت به راز
شمارهٔ ۳۷ : شمع آمد و گفت: کیست گمراه چو من
شمارهٔ ۳۱ : شمع آمد و گفت:چون مرا نیست قرار