شمارهٔ ۴۶ : گر جان گویم عاشق آن دیدار است
شمارهٔ ۳۷ : هم شیوهٔ سودای تو نتوان دانست
شمارهٔ ۳۸ : پای از تو فرو شد به گِلم میدانی
شمارهٔ ۳۹ : آنها که درین درد مرا میبینند
شمارهٔ ۴۰ : دل سِرّ تو در نو و کهن بازنیافت
شمارهٔ ۴۱ : جز درد تو درمان دل ریشم نیست
شمارهٔ ۳۲ : تیری که ز شستِ حکمِ جانان گذرد
شمارهٔ ۳۳ : گاه از شادی چو شمع میافروزم
شمارهٔ ۳۴ : جانا! ز غم عشق تو فریاد مرا
شمارهٔ ۳۵ : زلفت که از او نفع و ضرر در غیب است