شمارهٔ ۱۵۸ : تا به ارمن رسیدهام بر من
شمارهٔ ۱۵۹ : هر که در قوم بردگ است امامش خوانند
شمارهٔ ۱۶۰ : چون گشایند اهل همت دست خود
شمارهٔ ۱۶۱ : دولت نو است و کار نو و کارکن نو است
شمارهٔ ۱۶۲ – در موعظه : از بدان نیک ترس خاقانی
شمارهٔ ۱۵۳ : همه عیباند زنان و آن همه را
شمارهٔ ۱۵۴ : همه هم شهریان خاقانی
شمارهٔ ۱۵۵ : میسزد قبلهٔ خاقانی از آن
شمارهٔ ۱۵۶ : خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز
شمارهٔ ۱۵۷ : شب نباشد که آه خاقانی