شمارهٔ ۱۴۸ – ایضا در مرثیهٔ امام محمد یحیی و خفه شدن او به دست غزان : های خاقانی تو را جای شکر ریز است و شکر
شمارهٔ ۱۴۹ – در مرثیهٔ خواجه ناصر الدین ابراهیم عارف گنجهای : خاقانیا عروس صفا را به دست فقر
شمارهٔ ۱۵۰ : اندرین هفت هشت نه صدیق
شمارهٔ ۱۵۱ – در هجو شهر زوری : شهر زوری گدا بود خاصه
شمارهٔ ۱۵۲ – در تقاضای ده شتر از امیر الحاج : ای که هر دم ز تبت خلقت
شمارهٔ ۱۴۳ – در مدح مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز : ای تاجدار خسرو مغرب که شاه چرخ
شمارهٔ ۱۴۴ : خدای داند معنی میان نطفه نهادن
شمارهٔ ۱۴۵ : هرکه را غره کرد دولت نیز
شمارهٔ ۱۴۶ – در توصیف قلم و دوات خود : دوات من ز برون جدول و درون دریاست
شمارهٔ ۱۴۷ : منصب تدریس خون گوید از آنک