شمارهٔ ۲۹۸ – در مرثیهٔ فلکی شروانی : عطسهٔ سحر حلال من فلکی بود
شمارهٔ ۲۹۹ : آبم ببرد بخت، بس ای خفته بخت بخ
شمارهٔ ۳۰۰ : من که خاقانیم این مایه صفا یافتهام
شمارهٔ ۳۰۱ – در حسرت عمر گذشته : گنج عمری داشتی خاقانیا
شمارهٔ ۳۰۲ : دبیر ما به صفت روبه است گوا دم او
شمارهٔ ۲۹۳ : به نسبت از تو پیمبر بنازد ای سید
شمارهٔ ۲۹۴ – بالبدیهه در صفت خربزه : خوان خسرو فلک مثال و در او
شمارهٔ ۲۹۵ : ای پور ز خاقانی اگر پند پذیری
شمارهٔ ۲۹۶ : خواجه بر استر رومی خر مصری میدید
شمارهٔ ۲۹۷ : زری که نقد جوانی است گم شد از کف عمر