شمارهٔ ۲۹۲ : لوریی گفت مرا در عرفات
شمارهٔ ۲۸۸ : کمین گشادن دهر و کمان کشیدن چرخ
شمارهٔ ۲۸۹ – در هجو : قسم تو ریاست از ریاست
شمارهٔ ۲۹۰ – در هجو رشید وطواط : خواجه موشی است زیر بر به کمین
شمارهٔ ۲۹۱ – در تعریض بر پندار رازی : زین کلک من که سحر طرازی است راستین
شمارهٔ ۲۸۳ : یارب ز حال محنت خاقانی آگهی
شمارهٔ ۲۸۴ : خیره کشا، بد کنشا، ظالما!
شمارهٔ ۲۸۵ : تا ز شروان دورم اعدا راست آسایش چنانک
شمارهٔ ۲۸۶ : شب رحیل چو کردم وداع شروان را
شمارهٔ ۲۸۷ : منم که همچو کمان دستمال ترکانم