رباعی ۳۲ : * ای دل چو حقیقتِ جهان هست مَجاز،
رباعی ۳۳ : در گوشِ دلم گفت فلک پنهانی:
رباعی ۳۴ : نیکی و بدی که در نهادِ بشر است،
رباعی ۳۵ : افسوس که نامهٔ جوانی طی شد،
رباعی ۲۰ : * با یار چو آرمیده باشی همه عمر،
رباعی ۳۶ : افسوس که سرمایه ز کَف بیرون شد،
رباعی ۲۱ : اکنون که ز خوشدلی بهجز نام نمانْد،
رباعی ۳۷ : یکچند به کودکی به استاد شدیم؛
رباعی ۲۲ : ایکاش که جای آرمیدن بودی،
رباعی ۳۸ : یارانِ موافق همه از دست شدند،