رباعی شمارهٔ ۶۱ : از رنج کشیدن آدمی حر گردد
رباعی شمارهٔ ۷۷ : در دهر هر آن که نیم نانی دارد
رباعی شمارهٔ ۶۲ : افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد
رباعی شمارهٔ ۷۸ : دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود
رباعی شمارهٔ ۴۷ : می نوش که عمر جاودانی اینست
رباعی شمارهٔ ۴۸ : نیکی و بدی که در نهاد بشر است
رباعی شمارهٔ ۴۹ : در هر دشتی که لالهزاری بودهست
رباعی شمارهٔ ۵۰ : هر ذره که در خاک زمینی بوده است
رباعی شمارهٔ ۵۱ : هر سبزه که برکنار جویی رسته است
رباعی شمارهٔ ۵۲ : یک جرعه می ز ملک کاووس به است