رباعی ۱۱۲ : چون عهده نمیشود کسی فردا را،
رباعی ۱۱۳ : این قافلهٔ عمر عجب میگذرد!
رباعی ۱۱۴ : هنگام سپیدهدم خروس سحری،
رباعی ۱۱۵ : وقت سحر است، خیز ای مایهٔ ناز،
رباعی ۱۰۰ : از من رَمَقی به سعی ساقی ماندهاست،
رباعی ۱۱۶ : هنگام صبوح ای صنمِ فرخْپی
رباعی ۱۰۱ : ای بیخبران شکلِ مُجَسَّم هیچ است،
رباعی ۱۱۷ : صبح است، دمی بر می گلرنگ زنیم،
رباعی ۱۰۲ : دنیا دیدی و هرچه دیدی هیچ است،
رباعی ۱۱۸ : روزی است خوش و هوا نه گرم است و نه سرد،