بخش ۷۸ – اشارت به تقسیم علم به علمی که مضاف به مرتبه جمع است و به علمی که مضاف به مرتبه فرق است و علی هذاالقیاس سائرالصفات : علم حق است کامده ست پدید
بخش ۶۳ – در بیان آنکه تسبیح موجودات به لسان حال می باشد چنانکه گذشت و ارباب کشف و نظر در آن متفقند و به زبان مقال نیز می باشد چنانکه اصحاب کشف و عیان بدان قایلند و در احادیث نیز واقع است : حمد تسبیح حق بدین قانون
بخش ۶۴ – در بیان معنی کلام و بیان مراتب و اقسام آن و بیان آنکه کدام قدیم است و کدام حادث و بیان آنکه کلام جمادات و نباتات از کدام قبیل است : گر چه آمد بسیط اصل کلام
بخش ۸۰ – اشارة الی بعض بطون قوله تعالی انا عرضناالأمانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملهاالانسان انه کان ظلوما جهولا : هیچ موجود نیست در عالم
بخش ۶۵ – در ذکر حال طایفه دیگر از بی ادبان در احکام الهی و ادب نبوی چیزها می افزایند به مقتضای طبع و هوای خویش : دیگری زان فریق گویم کیست
بخش ۶۶ – حکایت ساده دلی که در خواب دزد جامه ها و دستارش ببرد و ازارش گذاشت و او ازار از پای کشید و در سر بست تا سرش برهنه نباشد : ابلهی رخت خود به خواب سپرد
بخش ۶۷ – در وسوسه نماز و نیت برای کسب جمعیت : سوی وسواس او گراید دیو
بخش ۶۸ – حکایت شیخ محقق با مرید موسوس : راهدانی مرید خود را دید
بخش ۶۹ – در ذکر اصحاب تفرقه علی طبقاتهم : خدمت مولوی چه صبح و شام