بخش ۷۶ – فوت شدن دزد بواز دادن آن شخص صاحبخانه را کی نزدیک آمده بود کی دزد را دریابد و بگیرد : این بدان ماند که شخصی دزد دید
بخش ۷۷ – قصهٔ منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشان : یک مثال دیگر اندر کژروی
بخش ۷۸ – فریفتن منافقان پیغامبر را علیه السلام تا به مسجد ضرارش برند : بر رسول حق فسونها خواندند
بخش ۴۷ – تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس : شخص خفت و خرس میراندش مگس
بخش ۶۳ – از خر افکندن ابلیس معاویه را و روپوش و بهانه کردن و جواب گفتن معاویه او را : گفت هنگام نماز آخر رسید
بخش ۴۸ – رفتن مصطفی علیه السلام به عیادت صحابی و بیان فایدهٔ عیادت : از صحابه خواجهای بیمار شد
بخش ۶۴ – باز جواب گفتن ابلیس معاویه را : گفت ما اول فرشته بودهایم
بخش ۴۹ – وحی کردن حق تعالی به موسی علیه السلام کی چرا به عیادت من نیامدی : آمد از حق سوی موسی این عتاب
بخش ۶۵ – باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او را : گفت امیر او را که اینها راستست
بخش ۵۰ – تنها کردن باغبان صوفی و فقیه و علوی را از همدیگر : باغبانی چون نظر در باغ کرد