بخش ۴۵ – تملق کردن دیوانه جالینوس را و ترسیدن جالینوس : گفت جالینوس با اصحاب خود
بخش ۳۰ – امتحان کردن خواجهٔ لقمان زیرکی لقمان را : نی که لقمان را که بندهٔ پاک بود
بخش ۴۶ – سبب پریدن و چرخیدن مرغی با مرغی کی جنس او نبود : آن حکیمی گفت دیدم هم تکی
بخش ۱۵ – فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع : صوفیی در خانقاه از ره رسید
بخش ۱۶ – تعریف کردن منادیان قاضی مفلس را گرد شهر : بود شخصی مفلسی بی خان و مان
بخش ۱۷ – شکایت کردن اهل زندان پیش وکیل قاضی از دست آن مفلس : با وکیل قاضی ادراکمند
بخش ۱۸ – تتمهٔ قصهٔ مفلس : گفت قاضی مفلسی را وا نما
بخش ۱۹ – مثل : آن غریبی خانه میجست از شتاب
بخش ۲۰ – ملامت کردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت : آن یکی از خشم مادر را بکشت
بخش ۲۱ – امتحان پادشاه به آن دو غلام کی نو خریده بود : پادشاهی دو غلام ارزان خرید