بخش ۷۱ – اشارة الی قوله علیه السلام من اراد ان ینظر الی میت یمشی علی وجه الارض فلینظر الی ابن ابی قحافه : بود ازین گونه مرده بوبکر
بخش ۵۶ – برخاستن معتمر به چاره سازی عیینه و وی را به مجلس انصار بردن و همراه ایشان از برای خواستگاری ریا پیش پدر وی رفتن : معتمر گفت با وی از دل پاک
بخش ۵۷ – مشورت کردن پدر ریا با ریا در خواستگاری کردن وی از برای عیینه : این سخن گفت و از زمین برخاست
بخش ۵۸ – قبول کردن معتمر آنچه پدر ریا خواست و عقد بستن ایشان به یکدیگر : معتمر گفت آن منم اینک
بخش ۵۹ – فرستادن پدر ریا را بعد از چهل روز همراه عیینه به مدینه و پیش گرفتن حرامیان و هلاک شدن بر دست ایشان : بعد چل روز کز نشاط و سرور
بخش ۶۰ – رسید معتمر بعد از چندگاه به سر قبر ایشان و بر آنجا درختی دیدن پر خطهای زرد و سرخ : بعد شش سال معتمر یا هفت
بخش ۴۵ – قصه خواب دیدن علی بن موفق معروف کرخی و بشر حافی و احمد بن حنبل را قدس الله تعالی ارواحهم : شب علی موفق آن شه دین
بخش ۴۶ – قصه مشاهده کردن شیخ علی رودباری قدس سره مردن آن مرقع پوش شوریده حال را در محبت آن جوان مغرور به حسن و جمال : بوعلی رودباری آن شه دین
بخش ۴۷ – قصه عاشق شدن آن دختر ترسا بر آن جوان مسلمان و در مفارقت وی بر بستر مرگ افتادن و جان دادن : از صف صوفیان سبک سیری
بخش ۳۲ – حکایت بر سبیل تمثیل : یک منک گوشت داد خواجه به زن